مجتبی عسکری که دیروز توسط سعید جاودانسیرت برکنار شده بود، امروز با حکم رقیه پناهی برگشت.
مجتبی عسکری که دیروز توسط سعید جاودانسیرت برکنار شده بود، امروز با حکم رقیه پناهی برگشت.
به گزارش کبنا، با حکم رقیه پناهی رئیس دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، معاون توسعه دانشگاه منصوب شد.
مجتبی عسکری که روز گذشته با حکم سعید جاودانسیرت رئیس پیشین دانشگاه برکنار گذاشته شده بود، امروز با حکم رئیس جدید دوباره در این سمت منصوب شد.
گفتنی است پیش از این، حسن قبادی معاون توسعه دانشگاه بود که در کمتر از یک روز برکنار شد.
در سالهای اخیر دانشگاه علوم پزشکی یاسوج سالها محل نزاع گروههای سیاسی بوده و گفته میشود برکناری لحظه آخری عسکری، بهخاطر عدم حمایت تاجگردون بوده است.
واقعاً باید فاتحه دانشگاه علوم پزشکی یاسوج رو خواند !!!!
یکی رو یک روزه برکنار میکنن !!!
یکی دیگه مث/// با وجودی که تخلفاتش توی همین سایت کبنانیوز تو سال 1400 مستند منتشر شد اما از حدود 10 سال پیش تا حالا موندگار شده !!!!
با احترام به رییس قبلی و سرپرست فعلی ، گذاشتن فردی که نه تخصصو نه تجربه و نه شناخت کافی ااز مسائل آن
و مهمتر از آن نه شرایط اختصاصی و شغلی معاونت را نداشته است به عنوان معاونت توسعه دستگاه مهم علوم پزشکی اشتباه فاحش هر دو بوده و خواهد بود و هیچ دلیلی هم / نمی توان توقع داشت. و فاجعه اصلی همین نکته در مدیریتهای این دانشگاه خواهد بود. متاسغیم
عسکری با مدرک مدیریت اصلا نه میدونه دارو چیه و نه درمان.چطور میخاد راجع به فارماکولوژی و اصطلاحات پزشکی در جلسات نظر بده.از روند درمان و خرید لوازم پزشکی که سواد نداره.
درهیچ سازمان واداره ای دراستان ک ب رانت ،. به اندازه دانشگاه علوم پزشکی صورت نمی گیرد ، آزمون دستیاری پرستاری، آزمون بهورزان ، دستیار دندانپزشکی ، آزمون های استخدامی ، که در سنوات گذشته بعضاً ثابت ولغو گردید //بعضاً کسانی هستند که از سهمیه های رانتی مثل مناطق محروم ، رزمندگان. جانبازان استفاده کرده وقبول شدا اند که با ۱۸۰ درجه چرخش و پز دکتربودن ، عارشان می شود درجامعه امروزی بگویند ما از سهمیه استفاده کردیم وبه آن ایمان داریم . لذا خیال می کنند همرنگی با جماعت شان وشخصیتشان را بالا می برد //
.
مسخره بازی
لج و لج بازی
اون برمیداره این میاره
اون آورد این میبره
جان مردم هم این وسط کشک
کاش عزل و نصب ها استانی نبود از همان بالا خودشون انتصاب میکردند
بچه که بودیم میخاستیم سوار اسباب بازی بشیم
هر کی زورش بیشتر بود و بقیه را هل میداد برای خودش و دوستاش جا میگرفت
بعدشم قسم و آیه میخورد که این جا سر صف بود رفت دستشویی یا رفت آب بخوره بیاد