یکی از دلایل قهر مخاطب با صدا و سیما این است که سرعت و نحوه ارسال اطلاعات این رسانه با سرعت نشر و نیاز جامعه به دانستن برخی اخبار خاص همخوانی ندارد. متاسفانه طی سالهای اخیر، بارها دیدهایم که صدا و سیما پس از وقفههایی طولانی مدت و غیرضروری، فقط یک بخش گزینشی از اخباری را منتشر میکند که جمعیت زیادی در انتظار آن هستند. معادله بسیار ساده است؛ صدا و سیما شکاف زیادی در حوزه پخش اخبار و اطلاعات دارد و تا زمانی که این شکاف پر نشود، مخاطب بر نمیگردد. صدا و سیما باید یاد بگیرد از تحمیل عقیده و اجبار بر مخاطب دست بردارد. صدا و سیما به جای این که رسانهای آگاهی بخش باشد به رسانهای تحمیلی تبدیل شده است.

وی افزود: «نظرسنجی مرکز افکارسنجی دانشجویان ایران (ایسپا) را قابل استنادتر و دقیقتر میبینم، چرا که منفعت رسانهای ندارد و فقط هم روی این موضوع نظرسنجی و افکارسنجی انجام نداده است، بلکه روی بسیاری از موضوعات مهم جامعه کار میکند؛ بنابراین نتایج این مرکز قابل اعتمادتر است. افزون بر همه این ها، اساسا تجربه زیسته ما میگوید تعداد افرادی که برای کسب خبر یا حتی دیدن سریالها از شبکههای صدا و سیما استفاده میکنند کمتر از رسانههای آن ور آبی است. این موضوع را حتی میتوان با مشاهده و به شکل میدانی در جمعهای خانوادگی، مهمانیها و هر فضای دورهمی به راحتی مشاهده کرد. رسانههای فارسی زبان خارج از کشور از یک سو و حتی رسانههایی که داخل کشورند، اما زیر چارچوب صدا و سیما نیستند، از سوی دیگر، اقبال بالاتری نسبت به صدا و سیما دارند. به همین دلیل حتی داخل کشور نیز با نزاع بین سینمای خانگی و صدا و سیما رو به رو هستیم. همچنین رسانههای حاضر در فضای مجازی نیز از صدا و سیما جلو زدهاند. یکی از دلایلی که به عقب افتادن صدا و سیما نسبت به ذائقه مخاطب، دامن زده این است که واقعیت ها، آن طور که باید گفته شود، گفته نمیشود. بسیاری از مشکلاتی که هم اکنون درجامعه داریم به این دلیل است که مردم، دانش و اطلاعات خود را بیشتر از فضای مجازی یا حتی رسانههای نامعتبری میگیرند که در برخی موارد دست به تحریف اخبار و اطلاعات نیز میزنند.»



















