جالب است ۰
با این شیوه مدیریت، دیوارنوشته‌ها را می‌توان پاک کرد؛ اما نمی‌توان از بین برد؛

دیوارها در یاسوج با ما حرف می‌زنند؛ شهرداری ناتوان در آموزش فرهنگ شهروندی!

دیوارنوشته‌ها در یاسوج که گاهی منجر به زشت شدن فضای شهر می‌شود را می‌توان پاک کرد و دست به جریمه متخلفان نیز زد. اما تا زمانی که شهرداری نتواند آموزش‌های لازم و مداوم را تبدیل به بخشی از فرهنگ شهری کند، همچنان شاهد دیوارنوشته‌های جدید خواهیم بود.
دیوارها در یاسوج با ما حرف می‌زنند؛ شهرداری ناتوان در آموزش فرهنگ شهروندی!
به گزارش کبنا نیوز، دیوارها جایی هستند که شهر خودش را در آن لو می‌دهد. نگاهی به در و دیوار شهر، مطالب زیادی به شهروندان می‌گوید. هر چند در بسیاری از شهرهای کشور این پدیده وجود دارد. اما در یاسوج، ما شاهد وضعیت خاص دیوارنویسی هستیم.

دیوارنویسی در یاسوج را می‌توان مثل یک متن اجتماعی خواند. مثل متنی که نویسنده‌اش نه یک نفر، بلکه لایه‌های مختلف شهر هستند. بر روی در و دیوار شهر، تبلیغات خدماتی و تجاری، جملات احساسی، عاشقانه، کنایه‌آمیز یا حتی بی‌معنا دیده می‌شود. هرکدام از این‌ها نشانه‌ای یک خلأ هستند که در ساختار رسمی شهر پاسخی برایش پیدا نشده است.

بخش قابل توجهی از دیوارنویسی‌های شهر، تبلیغات خدماتی‌اند؛ شماره‌هایی که با فونت درشت و عجله‌زده روی دیوارها حک شده‌اند: یدک‌کش شبانه‌روزی، چاه‌کنی فوری، لوله‌بازکنی، تخلیه چاه با دستگاه. این نوع دیوارنویسی، مصداق تصرف رسانه عمومی است که طی آن از دارایی‌های شهری برای منافع فردی بدون اخذ مجوز قانونی استفاده می‌شود.

بر در و دیوار شهر یاسوج، تبلیغات تجاری هم مثل نام فروشگاه و حتی معرفی خدمات آموزشی و زیبایی به چشم می‌خورند. وقتی تابلوهای شهری یا بیلبوردها گران‌اند و نظارت بیشتر جنبه سلبی دارد تا ایجابی، دیوار جایگزین بیلبورد می‌شود.

اما شاید جالب‌ترین و در عین حال عمیق‌ترین لایه دیوارنویسی‌ها، آن‌هایی باشند که نه کالایی می‌فروشند و نه خدمتی عرضه می‌کنند. جمله‌هایی که با یک قلب آغاز می‌شوند، یا اسم یک نفر که کنارش علامت مساوی گذاشته شده و جمله‌ای دیگر به آن وصل شده است. «X = زندگی»، «Y ♥»، «دوستت دارم تا ابد»، «نفهمیدنت درد داشت». و ...

دسته دیگری از دیوارنویسی‌ها، جملات بازیگوش، طعنه‌آمیز یا شبه‌فلسفی‌اند. جمله‌هایی که خودشان را به شکل معادله، تعریف یا شوخی ذهنی نشان می‌دهند.

همه اینها را که کنار هم بگذاریم به یک وجه مشترک در بین این دیوارنویسی‌ها می‌رسیم. دیوارنویسی در یاسوج نشان دهنده گسست بین شهروند و شهر است و نشان می‌دهد که آموزش‌ها به اندازه کافی نبوده‌اند.

از لحاظ حقوقی و مدیریتی، دیوارنویسی مصداق تخریب اموال عمومی است؛ وظیفه‌ای که پیشگیری، نظارت و پاکسازی آن بر عهده شهرداری است.

شهرداری‌ها در ایران، حتی اگر تکلیف صریح و مستقلی در قانون برای آموزش شهروندی نداشته باشند، در عمل متولی فرهنگ شهری‌اند. زیباسازی، نظم، نگهداری فضاهای عمومی و حمایت از فعالیت‌های فرهنگی، بدون آموزش معنا ندارد. نمی‌شود دیوار را رنگ کرد، اما به شهروند توضیح نداد که چرا این دیوار متعلق به همه است.

کم‌کاری شهرداری در ناتوانی از تبدیل قانون به فرهنگ است. شهرداری باید آنقدر تلاش می‌کرد که این مسأله به تدریج تبدیل به بخشی از فرهنگ مردم می‌شد و شهروندان همان رفتار را که با دیوارهای منازل خود دارند، با دیوارهای عمومی در شهر نیز داشته باشند.

دیوارنویسی را می‌شود جریمه کرد و یا پاکش کرد. اما تا زمانی که آموزش‌های عمومی به صورت مداوم و اثرگذار در این خصوص انجام نشود، باز هم شاهد انواع دیوارنویسی‌ها در یاسوج خواهیم بود.
https://kebnanews.ir/vdcbs9bssrhbggp.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ها