جالب است ۰
ترافیک سنگین، پروژه‌های فرسوده، خیابان‌های پرچاله و شهری که بیشتر شبیه یک روستای بزرگ اداره می‌شود؛ این‌ها تصویری است که امروز از یاسوج، مرکز استان کهگیلویه و بویراحمد، پیش چشم شهروندان قرار دارد. انتخاب اعضای شورا در اردیبهشت ۱۴۰۵ می‌تواند این تصویر را تثبیت کند یا آن را تغییر دهد.
انتخابات شورای شهر؛ مهمترین فرصت اصلاح مدیریت شهری / اگر عضو شورا تخصص نداشته باشد، شهر تاوانش را خواهد داد!
به گزارش کبنا نیوز، یازدهم اردیبهشت ۱۴۰۵، هفتمین دوره انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا در سراسر کشور برگزار می‌شود. شوراهای شهر، برخلاف بسیاری از نهادهای سیاسی، مستقیماً با زیست شهری مردم سر و کار دارند و از خیابان و ترافیک گرفته تا زباله، فضاهای عمومی، پروژه‌های عمرانی و نظارت بر عملکرد شهرداری همگی در حوزه عملکرد شوراها قرار می‌گیرند. به همین دلیل، اهمیت این انتخابات کمتر از انتخابات ملی نیست، به‌ویژه در استان کهگیلویه و بویراحمد که ضعف مدیریت شهری در آن زیاد است.

نگاهی گذرا به وضعیت شهرهای استان نشان می‌دهد بسیاری از مشکلات امروز، محصول اقدامات شوراهای شهر در دوره‌های گذشته است. ترافیک سرسام‌آور، انباشت زباله، نبود مبلمان شهری متناسب، بلندمرتبه‌سازی‌های بی‌ضابطه، پروژه‌های نیمه‌تمام و بی‌سرانجام، همه نشان دهنده ناکارآمدی ساختار مدیریت شهری‌اند. این وضعیت نه‌تنها در مرکز استان، بلکه در دیگر شهرها مانند دهدشت، گچساران، مارگون و سایر نقاط استان نیز به‌صورت تشدیدیافته دیده می‌شود.

اما یاسوج به‌عنوان مرکز استان، وضعیت خاصی دارد. یاسوج باید ویترین توسعه در کهگیلویه و بویراحمد باشد، اما این شهر، با وجود عنوان «مرکز استان»، هنوز بسیاری از ویژگی‌های یک شهر مرکز را ندارد و در عمل بیشتر شبیه به یک روستای بزرگ اداره می‌شود.

پروژه‌های شهری در یاسوج اغلب فرسایشی و طولانی‌اند. پروژه‌هایی که سال‌ها آغاز می‌شوند، اما پایان مشخصی ندارند و به‌تدریج به بخشی از منظره عادی شهر تبدیل می‌شوند. پل سوم بشار نمونه‌ای از این وضعیت است. این پل هنوز تکمیل نشده و تنها یک لاین آن فعال است، در حالی که پل‌های اول و دوم بشار نیز دیگر ایمنی و استحکام لازم را ندارند و به‌جای آنکه بار ترافیک شهر را کاهش دهند، خود به منبع نگرانی و خطر تبدیل شده‌اند.

جمعه‌بازار یاسوج، یکی دیگر از مصادیق آشکار سوءمدیریت شهری است. بازاری که نه ایمنی لازم را دارد و نه از نظر مکانی و ترافیکی جایابی مناسبی برای آن انجام شده است. این بازار سال‌هاست به یکی از گره‌های کور ترافیکی شهر تبدیل شده و با وجود آنکه واحدهایی برای جایگزینی آن ساخته شده، غرفه‌داران حاضر به انتقال نیستند. این مقاومت، نشان‌دهنده ناتوانی شوراهای شهر در گفت‌وگو با مردم و اقناع اجتماعی است. شورایی که نتواند با ذی‌نفعان تصمیم‌هایش وارد تعامل شود، حتی اگر پروژه جایگزین هم بسازد، در عمل شکست خورده است.

خیابان‌های پر از چاله و چوله، وضعیت نامناسب آسفالت، نبود برنامه مشخص برای ساماندهی معابر، و فقدان راسته‌بازارهای تخصصی در نقاط مختلف شهر، از دیگر مشکلاتی است که زندگی روزمره شهروندان یاسوج را مختل کرده است. در بسیاری از نقاط شهر، همه اصناف در کنار هم مستقر شده‌اند و همین مسئله در ساعات اوج تردد، به ترافیک شدید و قفل‌شدگی معابر منجر می‌شود.

برخی پروژه‌ها در یاسوج عملاً خوابیده‌اند و کسی پاسخ روشنی درباره سرنوشت آن‌ها نمی‌دهد. پروژه سینما، به‌عنوان یک نماد فرهنگی، سال‌هاست بلاتکلیف مانده و معلوم نیست به کجا رسیده است. یاسوج، به‌عنوان مرکز استان، هنوز سینما ندارد؛ مسئله‌ای که بیش از آنکه صرفاً فرهنگی باشد، نشانه‌ای از بی‌برنامگی و اولویت‌نداشتن کیفیت زندگی شهری است. در مقابل، برخی پروژه‌ها نیز عملاً شکست خورده‌اند و حالا معلوم نیست هزینه‌های صرف‌شده قرار است چه نتیجه‌ای بدهد. کارخانه بازیافت زباله یاسوج از جمله همین پروژه‌هاست که قرار بود بخشی از بحران پسماند شهر را حل کند، اما امروز خود به یک مسئله تبدیل شده است.

کمبود پارکینگ در سطح شهر و حذف پارکینگ بسیاری از واحدها، بدون توجه به ظرفیت معابر، از دیگر معضلات جدی یاسوج است. این تصمیم‌ها، که اغلب بدون مطالعات کارشناسی و صرفاً برای افزایش تراکم و منافع کوتاه‌مدت گرفته شده‌اند، امروز هزینه‌های سنگینی را به شهر تحمیل کرده‌اند که شهروندان هر روز در قالب ترافیک، اتلاف وقت و آلودگی روانی می‌پردازند.

شهرداری یاسوج در سال‌های اخیر به نهادی فربه و متورم تبدیل شده و پر از نیروهایی است که اساساً نیازی به حضورشان وجود ندارد. این فربه‌شدن، نتیجه جذب‌های بی‌ضابطه و فقدان نظارت مؤثر شوراها بر عملکرد شهرداری است. شورایی که وظیفه اصلی‌اش نظارت بر شهرداری است، وقتی خود دچار اختلافات داخلی و منازعات شخصی می‌شود، طبیعی است که وقت و انرژی‌اش به‌جای حل مسائل مردم، صرف حاشیه‌ها شود.

با این اوصاف، نمی‌توان تمام تقصیرها را تنها بر گردن شوراها انداخت. بخش مهمی از مسئولیت، به انتخاب‌هایی برمی‌گردد که ما، به‌عنوان شهروند، انجام داده‌ایم. شورا اگر کم‌کاری کرده، بخش نخست آن ناشی از معیارهایی است که در انتخابات به کار گرفته‌ایم؛ انتخاب‌هایی که گاه بر اساس قومیت، طایفه، روابط شخصی و ملاحظات غیرتخصصی انجام شده است.

انتخابات پیش‌رو، فرصتی برای بازنگری در این مسیر است. مردم یاسوج، گچساران، دهدشت و دیگر شهرهای استان باید مراقب باشند چه کسانی وارد شوراها می‌شوند. اگر قرار است توسعه شهری را جدی بگیریم و اگر آرزو داریم شهرهایی مانند یاسوج، روزی به سطح شهرهایی چون شیراز نزدیک شوند، چاره‌ای جز تغییر الگوی انتخاب نداریم. شورا، جای افراد بی‌تجربه، کم‌دانش و فاقد دغدغه عمومی نیست. عضو شورا باید تخصص داشته باشد، توان تحلیل مسائل شهری را داشته باشد، نظر کارشناسی بدهد و از همه مهم‌تر، دنبال منافع شخصی نباشد.

این تغییر، بدون مشارکت فعال مردم ممکن نیست. پیش از رأی‌گیری، باید افراد توانمند شناسایی و معرفی شوند و مورد حمایت اجتماعی قرار گیرند تا بتوانند رأی بیاورند. رأی دادن، صرفاً انداختن یک برگه در صندوق نیست؛ یک انتخاب آگاهانه است که پیامدهایش سال‌ها باقی می‌ماند. اگر این بار هم با همان معیارهای گذشته رأی بدهیم، نباید انتظار نتیجه‌ای متفاوت داشته باشیم.
https://kebnanews.ir/vdcamonmy49nww1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ها