گزارشها از هزینهکرد مبالغ قابل توجه در یکی از بیمارستانهای گچساران حکایت دارد؛ اما نبود شفافیت درباره فاکتورها و نحوه خرجکرد این منابع، عملکرد معاونت توسعه دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در دوره مدیریت مجتبی عسکری را با علامت سؤال مواجه کرده است.
به گزارش کبنا نیوز، دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سالهای اخیر به تدریج به یکی از کانونهای اصلی قدرت و سهمخواهی سیاسی در استان کهگیلویه و بویراحمد تبدیل شده است. دانشگاه به دلیل بودجه قابل توجه، گستره نفوذ، شبکه گسترده نیروی انسانی و نقش تعیینکنندهاش در سلامت عمومی، همواره چشم طمع بسیاری از جریانهای سیاسی و نمایندگان مجلس را به خود جلب کرده است.
کمتر نهادی در استان را میتوان یافت که تا این اندازه در معرض مداخله، اعمال نفوذ و چانهزنیهای پشتپرده باشد؛ مداخلاتی که اغلب با منطق توزیع قدرت، تثبیت نفوذ و مدیریت منابع انسانی صورت گرفته است.
در این فضای پرتنش، اگرچه نقش نمایندگان بویراحمد و تا حدی کهگیلویه در مدیریت دانشگاه علوم پزشکی یاسوج همواره قابل مشاهده بوده، اما نمیتوان و نباید از نقش پررنگ و بعضاً تعیینکننده نماینده گچساران و باشت در ساختار مدیریتی این دانشگاه چشمپوشی کرد. در طول حدود یک دهه گذشته، اثرگذاری این نماینده گاه بهطور مستقیم به سطح ریاست دانشگاه رسیده و گاه در سطوح میانی و کلیدی، بهویژه در معاونت توسعه مدیریت و منابع، خود را بازتولید کرده است. جایگاهی که بهدرستی میتوان آن را قلب تپنده مدیریت دانشگاه دانست. چرا که در آن معاونت، تصمیمگیری درباره بودجه، پروژهها، قراردادها، استخدامها، واگذاریها و تخصیص منابع متمرکز است.
معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در سالهای اخیر، بهگونهای نانوشته به سهمی سیاسی بدل شده است. سهمی که گویی باید به گچساران تعلق داشته باشد. این الگو نهتنها در دوره کنونی، بلکه در دورههای گذشته نیز تکرار شده و حتی در مقطعی، یکی از معاونان توسعه پس از مدتی به ریاست دانشگاه نیز رسیده است. چنین روندی، نشان میدهد معاونت توسعه سکویی برای تثبیت قدرت سیاسی در دانشگاه تلقی شده است.
حواشی بهجا مانده از معاونان توسعه در دورههای مختلف، مؤید همین نگاه سیاسی به این جایگاه است. استخدامهای بیضابطه که سالها به یکی از بحثبرانگیزترین موضوعات دانشگاه تبدیل شده، تنها یکی از نشانههای این وضعیت است. جذب نیرو بدون شفافیت، زخمی کهنه است که هنوز هم التیام نیافته و هر از گاهی با تغییر مدیریتها سر باز میکند. نحوه انعقاد قراردادها، شیوه واگذاری منازل سازمانی و تصمیمگیری درباره منابع رفاهی نیز همواره محل سؤال بوده است.
این حواشی، متأسفانه در دوره کنونی و در زمان مدیریت مجتبی عسکری بر معاونت توسعه نیز پایان نیافته است. عسکری که پیش از ریاست رقیه پناهی، رئیس کنونی دانشگاه علوم پزشکی یاسوج، به این سمت منصوب شده بود، پس از پایان کار سعید جاودانسیرت، با حکم برکناری مواجه شد. در آن مقطع، گفته میشد که عدم حمایت نماینده گچساران و باشت از ابقای جاودانسیرت، علت اصلی کنار گذاشته شدن عسکری بوده و همین مسئله نشان میداد که موازنههای سیاسی تا چه اندازه در تعیین سرنوشت مدیران دانشگاه نقش دارد. اما این پایان ماجرا نبود.
با روی کار آمدن رقیه پناهی بهعنوان رئیس دانشگاه، نخستین و شاید معنادارترین تصمیم، بازگرداندن مجتبی عسکری به معاونت توسعه مدیریت و منابع بود؛ تصمیمی که این شائبه را تقویت کرد که همچنان این معاونت باید در اختیار نزدیکان نماینده گچساران و باشت باقی بماند. این بازگشت، این پیام را نیز مخابره کرد که تغییر روسا لزوماً به تغییر رویکردها منجر نمیشود و برخی ساختارهای غیررسمی قدرت، فراتر از افراد عمل میکنند.
دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در حال حاضر با ضعفهای زیرساختی گستردهای مواجه است؛ از کمبود فضاهای درمانی و آموزشی گرفته تا فرسودگی ساختمانها، کمبود تجهیزات و عقبماندگی پروژههای عمرانی. انتظار میرفت معاونت توسعه مدیریت و منابع، بهویژه در دوره جدید ریاست دانشگاه، با تعریف پروژههای جدید، جذب اعتبارات عمرانی و پیگیری جدی نیازهای زیرساختی، نقش فعالی ایفا کند. اما شواهد موجود نشان میدهد که در دوره ریاست پناهی، پروژه شاخص و جدیدی از سوی معاونت توسعه تعریف نشده و این سکون، پرسشهای جدی درباره اولویتهای این معاونت ایجاد کرده است. وقتی دانشگاه با انبوهی از نیازهای انباشته مواجه است، انفعال در تعریف پروژهها چگونه قابل توجیه است؟
این انتقادات صرفاً محدود به فضای درون دانشگاه نیست. اخیراً در جریان سفر معاون توسعه به شهرستان کهگیلویه، تنش لفظی قابل توجهی میان فرماندار کهگیلویه و مجتبی عسکری رخ داد؛ تنشی که خود گویای نارضایتیها از عملکرد معاونت توسعه است. فرماندار کهگیلویه در این مواجهه، انتقاداتی را در خصوص دخالتهای این معاون در امور شهرستان، نحوه جذب و بهکارگیری نیروها متوجه عسکری کرد.
در کنار این موارد، گزارشهایی نیز درباره هزینهکرد مبالغ قابل توجه در یکی از بیمارستانهای گچساران مطرح شده است؛ هزینههایی که گفته میشود فاکتورها و جزئیات نحوه خرجکرد آنها چندان روشن نیست. صرفنظر از صحت و سقم این ادعاها، نفس شکلگیری چنین ابهاماتی، نشاندهنده ضعف شفافیت مالی و اطلاعرسانی در معاونت توسعه است. نهادی که مسئول مدیریت منابع عمومی است، بیش از هر جای دیگر نیازمند شفافیت، پاسخگویی و اقناع افکار عمومی است. سکوت یا ابهام در اینگونه موارد، تنها به بیاعتمادی دامن میزند و فضای شایعه و گمانهزنی را تقویت میکند.
مجموع این موارد، تصویری نگرانکننده از وضعیت معاونت توسعه مدیریت و منابع دانشگاه علوم پزشکی یاسوج ترسیم میکند؛ تصویری که در آن، سیاست بر تخصص غلبه یافته، ملاحظات منطقهای بر منافع دانشگاه سایه انداخته و پاسخگویی جای خود را به توجیه داده است. دانشگاهی که باید محل تولید علم و ارائه خدمات سلامت باشد، نباید به عرصه تسویهحسابهای سیاسی و توزیع غنائم مدیریتی تبدیل شود. معاونت توسعه، بهعنوان ستون فقرات مدیریت دانشگاه، اگر از مسیر حرفهای خود منحرف شود، کل ساختار دانشگاه را دچار اختلال میکند. ازاینرو در روزهای آینده، عملکرد معاون توسعه دانشگاه علوم پزشکی را در حوزههای مختلف با جزئیات مورد بررسی قرار خواهیم داد.
تحقیق کنید علت صدور دادخواست علیه ح / سرپرست وقت شبکه و رییس سابق دانشگاه در دیوان محاسبات کشور ، چه بود ؟؟؟
جناب کمایی ، اگه همین مورد رو بررسی کنید که باعث حضور آقایان در دیوان محاسبات کشور بین روزهای 22- 20 آبان سال جاری شده بود ، سرنخ های جالبی حاصل خواهد داشت !!
از ما گفتن ، از شما تحقیق ، بررسی و منتشر کردن !!
ساخت کلینیک دندانپزشکی با ۹ یونیت در گچساران در حالی که هیچ نیازی به این تعداد یونیت نبود با چه منطق و چه استدلالی جز رانت و پارتی بازی انجام شد؟۸شهرستان صفر یونیت جدید یک شهرستان ۹ یونیت.مردم بقیه شهرستانها جزو این استان نیستن خانم پناهی؟