نشست امروز معتمدین و چهرههای سیاسی بویراحمد، دنا و مارگون با حضور استاندار کهگیلویه و بویراحمد، فرصتی برای طرح مطالبات اصلی مردم بود، اما آنچه رخ داد، بیشتر تکرار حرفهای همیشگی و پرداختن به موضوعاتی محدود و تکراری بود.
به گزارش کبنا نیوز، صبح امروز ششم آذرماه ۱۴۰۴، جلسهای با حضور معتمدین، ریشسفیدان و چهرههای سیاسی حوزه انتخابیه بویراحمد، دنا و مارگون، با حضور یدالله رحمانی، استاندار کهگیلویه و بویراحمد، برگزار شد تا مسائل و دغدغههای مناطق مختلف این حوزه مورد بررسی قرار گیرد.
چنین جلساتی در همه جای کشور میتوانند نقش موتور محرک سیاستگذاری داشته باشند، اما آنچه در این جلسه رخ داد، نوعی تکرار موضوعات همیشگی بود.
نخستین نکتهای که نمیتوان از کنار آن گذشت، غیبت بخشی از معتمدین و ریشسفیدان بود. این غیبت بهمعنای حذف شدن بخشی از صداهاست. وقتی صداها ناقص باشند، نتیجه هم طبیعتاً ناقص است.
اما مهمتر از غیبتها، محتوای جلسه بود که بخش زیادی از آن به کلیگویی و حرفهای تکراری محدود شد. عجیبتر اینکه در جلسهای با چنین گستره موضوعی و حضور این تعداد چهره سیاسی، اجتماعی و اجرایی، محور اصلی سخن بسیاری از افراد «سدها» بود. این در حالی است که سد تنها مشکل این حوزه نیست.
واقعیت این است جلسهای در این سطح باید بستری برای بیان مطالبات واقعی مردم باشد. اینکه چرا بخش بزرگی از حاضران در جلسه از موضوعاتی مثل کارآمدی دستگاهها، کشاورزی، گیاهان دارویی، رونق گردشگری، زیرساختهای جادهای و ارتباطی، ترافیک شهری، توسعه مراکز درمانی، کمبود پزشکان متخصص، وضعیت آموزش، توسعه صنایع کوچک و متوسط، مشکلات معادن، فرصتهای تعاونیها یا نبود کارخانجات پاییندستی و بالادستی سخن نگفتند، پرسشی جدی است. اینها نه موضوعات حاشیهای، بلکه محور اصلی توسعه هر منطقهاند. استان کهگیلویه و بویراحمد ظرفیتهای عظیمی دارد که سالهاست روی زمین مانده است. گیاهان دارویی که بازار داخلی و خارجی دارند، معادن و منابع طبیعی با ارزش، آبوخاک حاصلخیز، بستر بینظیر گردشگری طبیعی و تاریخی، موقعیت ژئوگرافیکی مناسب برای توسعه صنایع، و از همه مهمتر جمعیت جوان و تحصیلکرده. اما اگر این ظرفیتها در جلسات رسمی حتی نام برده نشود، چطور میتوان انتظار داشت در سیاستگذاریها مورد توجه قرار گیرند؟
جلسات اینچنینی نباید فقط برای اینکه «برگزار شده باشد»، برگزار شوند. برگزاری نشست، پذیرایی، تهیه مکان، هماهنگیها و رفتوآمد، همه اینها هزینه دارد. چنین جلسهای دستکم ۵۰ میلیون تومان خرج روی دست برگزارکنندگان میگذارد. وقتی برای چنین نشستی هزینه و وقت گذاشته میشود، انتظار این است که خروجی ملموس داشته باشد. یعنی مجموعهای از مطالبهها، فهرست مسائل، پیشنهادهای اجرایی، و حتی ضربالاجل برای پیگیری. اما وقتی جلسه به تکرار حرفهای همیشگی، گلایههای پراکنده و درخواستهای غیرمستند محدود شود، این هزینهها عملاً به هدر میرود.
نکته دیگر اینکه توسعه استان بدون توجه به زیرساختها امکانپذیر نیست. وقتی در جلسهای که میتوانست درباره وضعیت جادهها، ترافیک، مشکلات ارتباطی روستاها، توسعه مراکز فرهنگی هنری و ورزشی، کمبود فضاهای آموزشی و درمانی، یا وضعیت نامناسب بیمارستانها بحث شود، چنین موضوعاتی تنها «اشارهای» کوچک پیدا میکند، یعنی دغدغههای مردم درست منتقل نشده است.
همچنین در حوزه معدن، بسیاری از معادن استان یا بلااستفادهاند یا خامفروشی میشوند، در حالی که اگر مطالبه جدی وجود داشته باشد، میتوان زیرساخت فرآوری، صنایع پاییندستی، اشتغال پایدار و ارزش افزوده واقعی ایجاد کرد. همین مسئله درباره کارخانجات لبنیات و صنایع غذایی نیز صادق است. چرا هیچیک از بزرگان جلسه نگفتند که با وجود دامداری گسترده منطقه، هنوز کارخانههای مجهز و زنجیره کامل تولید وجود ندارد؟ چرا نگفتند که بخش زیادی از ظرفیت دامداری و کشاورزی منطقه فقط بهصورت خام فروخته میشود و ارزش افزودهای برای مردم ایجاد نمیکند؟
در مورد تعاونیها نیز سخنی گفته نشد؛ در حالی که تعاونیها راهکاری مهم برای مشارکت مردم، بهویژه جوانان و روستاییان در اقتصاد هستند. اگر کسی در جلسه بپرسد «چرا در استان ما الگوی مشارکت جمعی وجود ندارد؟»، این میتواند مسیر تصمیمگیری را تغییر دهد. اما وقتی این موضوعات طرح نشود، طبیعی است که نتیجهای هم گرفته نمیشود.
نشست اخیر، با وجود اهمیت، نتوانست به اندازه ظرفیت خود مؤثر باشد. اما این بهمعنای آن نیست که این نوع نشستها بیفایدهاند؛ بلکه باید آموخته شود که چگونه از فرصت گفتوگو برای عبور از مشکلات و رسیدن به توسعه استفاده کنیم. مردم، معتمدین، فعالان سیاسی، نخبگان و مسئولان باید یاد بگیرند در چنین جلساتی دقیق، مختصر اما موثر حرف بزنند. بهجای کلیگویی، باید پیشنهاد بدهند؛ بهجای تکرار، باید تحلیل کنند؛ و بهجای درخواستهای شخصی، باید مطالبههای عمومی و توسعهمحور را بیان کنند.