تاریخ انتشار
چهارشنبه ۲۰ تير ۱۴۰۳ ساعت ۲۲:۰۹
کد مطلب : ۴۷۸۰۸۴
یادداشتی از احسان خانمحمدی

«فرهنگ‌سازی» دستاویزی برای مدیران کهگیلویه و بویراحمد / چگونه کم‌کاری‌های خود را گردن مردم بیندازیم؟ (+ دستورالعملی برای مدیران ناکارآمد)

۳
۰
«فرهنگ‌سازی» دستاویزی برای مدیران کهگیلویه و بویراحمد / چگونه کم‌کاری‌های خود را گردن مردم بیندازیم؟ (+ دستورالعملی برای مدیران ناکارآمد)
کبنا ؛یادداشت - احسان خانمحمدی - بارها در کهگیلویه و بویراحمد شاهد بوده‌ایم برای رفع مسائلی مثل ترافیک، تصادفات رانندگی، عدم توسعه اقتصادی، میزان خودکشی، بیکاری و ... به راه حل موهومی به نام فرهنگ‌سازی متوسل می‌شوند. دستاویزی که به‌راحتی با آن می‌توان از زیر بار مسئولیت شانه خالی کرد و توپ ناکارآمدی خود در زمین بازی مردم انداخت.
فرهنگ مجموعه پیچیده‌ای از دانش‌ها، باورها، قوانین، اخلاقیات، عادت و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه‌ی خویش فرامی‌گیرد، است. این تعریف را ادوارد تیلور انسان‌شناس ارائه داده است. هر چند به تعداد محققین این حوزه، تعریف فرهنگ وجود دارد، اما در همه این تعاریف، تقریبا بن‌مایه‌هایی از تعریف تیلور دیده می‌شود. ما نیز برای این‌که در دام مناقشات نظری نیفتیم، همین تعریف را پیش‌فرض می‌گیریم. در این تعریف، فرهنگ یک مجموعه پیچیده از مواردی است که در بالا به آن اشاره کردیم. بنابراین واضح است واژه‌هایی همچون بی‌فرهنگ، کم‌فرهنگ و فرهنگ خوب و بد محل مناقشه‌اند. از این موارد عبور می‌کنیم و به پدیده‌ای اشاره می‌کنیم که ورد زبان مدیران کهگیلویه و بویراحمدی است، واژه‌ای بی‌پایه و اساس به نام فرهنگ‌سازی! که گویا از مشتقات مفهوم فرهنگ است. برای فهم تعریفی که مسئولین استان از فرهنگ‌سازی دارند، در ادامه به مواردی اشاره می‌کنیم که آن‌ها در جلسات‌شان از این مفهوم استفاده کرده‌اند.
سال گذشته در نشست شورای فنی کهگیلویه و بویراحمد که در محل استانداری برگزار شد، معاون عمرانی استاندار در مورد وضعیت پل چهارم بشار صحبت کرد که بحث به ترافیک در شهر یاسوج کشیده شد. یکی از مدیران‌کل وقت با بیان این‌که تا زمانی که این پل تکمیل نشده، باید به فکر راه‌های جایگزین باشیم، گفت: اگر فرهنگ‌سازی کنیم، مردم رانندگی بهتری داشته باشند، ترافیک هم کاهش پیدا می‌کند. در نهایت راه‌حل او برای کاهش ترافیک، نه تعجیل برای اتمام پروژه پل بشار، بلکه چیزی موهوم به‌نام فرهنگ‌سازی بود. ازاین‌رو اگر ترافیکی در سطح شهر یاسوج دیده می‌شود به‌خاطر این است که مردم فرهنگ ترافیک ندارند. این استدلال، به‌راحتی سوءمدیریت‌ها و ناکارآمدی‌های دستگاه‌های مختلف و به‌ویژه شورای ترافیک را نادیده می‌گیرد. بر اساس این استدلال، در حادثه جمعه خونین یاسوج که موجب کشته و زخمی شدن جمعی از شهروندان و تصادف زنجیره‌ای شد، مقصر نه جاده و راه ارتباطی، بلکه مردمی بودند که سوار بر خودروهای بی‌کیفیت رانندگی می‌کردند. به همین راحتی نقش راه و شهرسازی استان در بروز این حادثه پنهان شد.
شهر یاسوج دهه‌ها فاقد میدان میوه و تره‌بار بود، تا این‌که به وسیله یک سرمایه‌گذار، این میدان در یاسوج راه‌اندازی شد. به دلیل تضاد منافع برخی مدیران و مسئولین، هرروزه در راه میدان سنگ‌اندازی می‌شد. مسئولی که باید در مورد میدان میوه و تره‌بار تصمیم‌گیری می‌کرد، خود سردخانه داشت. بنابراین واضح است که نگذارد میدان پا بگیرد. سود برخی در این بود که میوه و تره‌بار یاسوج اول به میدان میوه و تره‌بار شیراز می‌رفت و سپس از آن‌جا با قیمت بیشتری وارد یاسوج می‌شد. هر ذهن معقولی، این معادله را نادرست می‌داند، اما به دلیل منافع برخی ذینفعان، ما سال‌ها شاهد چنین پدیده‌ای در سطح شهر یاسوج بوده‌ایم. حال ببینیم در مجموعه‌های تصمیم‌گیری چه برخوردی با این معضل شده است. در جلسات شورای اقتصادی استان که در استانداری برگزار می‌شد وقتی برخی مسئولین می‌دیدند به‌راحتی نمی‌توانند این تضاد منافع را برطرف کنند، باز هم دست به دامن فرهنگ‌سازی شدند. آن‌ها تصمیم گرفتند در رسانه‌ها از مردم بخواهند میوه خود را از میدان میوه و تره‌بار بخرند و کشاورزان نیز محصولات خود را به میدان بفروشند. اما چنین اتفاقی نیفتاد. تحلیلی که همان روزها از این رفتار مصرف‌کننده و کشاورز صورت گرفت این بود که آن‌ها سواد اقتصادی ندارند. به همین راحتی باز هم فرهنگ مردم مقصر شناخته شد.
چند سالی خبر مرگ افراد در مراسمات عروسی، تبدیل به یکی از معضلات استان شده بود. مدام گفته می‌شد مردم فرهنگ استفاده از سلاح را ندارند. باز هم مقصر مردمی شناخته شدند که مهارت استفاده از سلاح را ندارند. مدام گفته می‌شد افراد از اسلحه در عروسی‌ها استفاده نکنند. اما تغییری در این اتفاقات رخ نداد. تا این‌که دادگستری استان بسیاری از این اسلحه‌ها را جمع‌آوری کرد و به‌راحتی تعداد از مرگ‌ومیرهای اتفاقی کاسته شد. 
یکی از موضوعاتی که تیم اقتصادی استان نسبت به آن گلایه دارند، به انحراف رفتن تسهیلات اشتغالزایی است. بگذریم که حجم زیادی از این تسهیلات توسط خود همین مسئولین به انحراف کشیده می‌شوند. حتی اگر نقش مسئولین را نادیده بگیریم، باز هم نمی‌توان یک‌طرفه شهروندان را مقصر دانست. در سال گذشته، ما طی یادداشتی، افرادی که وام اشتغالزایی می‌گیرند را با نام «سوژه‌های بیکار بدهکار» نامگذاری کردیم. با وام‌هایی که به شهروندان پرداخت می‌شود نمی‌توان یک شغل راه انداخت. مبلغ وام آنقدر اندک است که کفاف راه‌اندازی شغل را نمی‌دهند. اما می‌توان با این وام‌ها، آمار اشغال بر روی کاغذ را بالا برد. معاون اقتصادی استاندار مدام از کاهش بیکاری در استان می‌گوید.
غافل از این‌که آمار پرداخت وام اشتغال به معنای ایجاد اشتغال نیست. اغلب افرادی که وام اشتغال می‌گیرند، این مبلغ را صرف رفع سایر مشکلاتشان می‌کنند. برخی از آن‌ها که شغل دیگری ندارند، پس از دریافت وام، بدهکار دولت نیز می‌شوند، بنابراین از یک فرد بیکار، تبدیل به یک فرد بیکار بدهکار می‌شوند. حال تحلیلی که برخی از مسئولین از این پدیده دارند این است که مردم استان فرهنگ استفاده از وام را ندارند. راه حل آن‌ها هم آموزش همگانی است. دریغ از این‌که به این بیندیشند چرا با وجود آموزش همگانی، باز هم وام‌های اشتغال‌زایی این‌چنین منحرف می‌شوند.
از نیمه دوم دهه ۹۰ به این‌سو، آمار خودکشی‌ها در کهگیلویه و بویراحمد رو به افزایش بوده است. خودکشی‌های دیشموک حتی به رسانه‌های خارجی نیز کشیده شد. حالا ببینید تحلیل برخی از مسئولین از این پدیده چیست؟ یکی از معاونین استانداری، افزایش خودکشی‌ها را به کاهش دینداری نسبت داد. راه حل این پدیده نیز فرهنگ‌سازی است تا این افراد دیگر دست به خودکشی نزنند. فارغ از این‌که خودکشی به‌عنوان یک پدیده شخصی، به‌شدت تحت تأثیر عوامل سیاسی و اقتصادی نیز هست. واضح است به فردی که قصد خودکشی دارد، بگوییم خودکشی نکن و او هم گوش دهد و اقدام به خودکشی نکند. احاله خودکشی به بی‌فرهنگی و بی‌دینی (واژه‌های بی‌معنایی که به کرات استفاده می‌شوند) فرار مسئولین استانی از زیر بار مسئولیتی است که بر عهده گرفته‌اند.
مواردی که گفته شد تنها بخشی از خلأهایی است که در کهگیلویه و بویراحمد برای رفع آن‌ها قرار است از فرهنگ‌سازی استفاده شود. بر اساس تعاریفی که از فرهنگ وجود دارد، فرهنگ قابلیت ساخته شدن ندارد. فرهنگ از انباشت دانش، باورها، اخلاقیات، عادات و ... در طول زمان شکل می‌گیرد. فرهنگ پدیده‌ای نیست که یک مدیر بی‌خبر و بی‌اطلاع از فرهنگ، بتواند آن را بسازد. فرهنگ دستور آشپزی نیست که هر کس بتواند آن را بسازد. فرهنگ یک خودرو یا محصول صنعتی نیست که مهندسان آن را بسازند. در فرهنگ‌های علوم اجتماعی نیز چنین پدیده‌ای دیده نمی‌شود. مدیرانی که فرهنگ‌سازی ورد زبانشان است یا فرهنگ را نمی‌شناسند و یا این‌که عامدانه می‌خواهند کم‌کاری خود را به گردن مردم بیندازند.
بنابراین آنچه واضح است این است که با فرهنگ‌سازی نمی‌توان مسائل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی استان را حل کرد. چرا که هم فرهنگ‌سازی واژه‌ای موهوم است و هم این‌که این رفتارهای فرهنگی خود تحت تأثیر عوامل اقتصادی و سیاسی هستند.
 
نام شما

آدرس ايميل شما

Iran, Islamic Republic of
مردم ما در هیچ کدام ازموارد شهر نشینی قوانین مربوطه را رعایت نمی کنند و اگر هم رعایت می کنند حداقلی و متعارف است
روانشناس
Iran, Islamic Republic of
یعنی مثلا ما فرهنگ‌داریم‌به قران نداریم
چرا گول خودمان‌می زنیم
فرهنگ‌ماشین لوکس و کت و شلوار نیست فرهنگ رفتار است
Iran, Islamic Republic of
ماها‌ درفقر‌ نداری فقر بی‌ سوادی‌ فقراقتصادی‌ فقرانسانی‌
فقر فرهنگ سازی‌ فقر بی‌ مسئولیتی فقرریاست‌ طلبی‌ فقر‌
بهداشتی‌ فقر‌ قانون اساسی‌ فقر‌ کتاب‌ خوانی‌ ‌ فقر این‌ که‌
فقط‌ لقمه‌ نانی‌ داشته‌باشیم‌ برای‌ نمردن‌ ‌ففر‌ زندگی‌ کردن
فقر‌ بی‌ اصل‌ نسبی‌ وسببی‌ وفقر‌ اینکه‌ لباس‌ اصیل خودمان‌ را
ازدست‌ داه‌ ایم‌ فقر‌ ظلم پروری‌ غیراز‌ اینها‌ چیز دیگر‌ نداریم
فقر‌ کشور‌ فروشی‌ ‌ فقد‌ اینکه‌ ماملتی‌ مرده‌ ایم‌ فقر‌ دین‌‌ فروشی‌ ‌
چرا صدای هیچ نهاد ناظری در برابر نقش‌آفرینی دولتی‌ها به نفع یک نامزد خاص درنیامد؟

چرا صدای هیچ نهاد ناظری در برابر نقش‌آفرینی دولتی‌ها به نفع یک نامزد خاص درنیامد؟

تمام عزم دولتمردان شهید رییسی با بکارگیری رسانه‌ها و امکانات در اختیار خود، مصروف تلاش ...
ایران در دو راهی

ایران در دو راهی

با وجودیکه بخش اعظم اصولگرایان در دوره ریاست جمهوری روحانی مخالف برجام بودند، رئیسی اصولگرا ...
در بهشت زهرای تهران چه خبر است؟

در بهشت زهرای تهران چه خبر است؟

اگرچه برخی مسئولان تاکید دارند که قیمت قبر‌ها به ویژه در تهران نجومی نیست، اما بازار‌های ...
1