جالب است ۰
سید هادی غفاری، از فعالان شناخته‌شده فرهنگی، اجتماعی کهگیلویه، در یادداشتی به انتخابات پیشِ روی شوراهای شهر و روستا پرداخته و با بیان تجربیات عملی از تأثیرگذاری حتی یک فرد پیگیر در پیشبرد مطالبات عمومی می‌گوید:یا شریک پیشرفت می‌شویم، یا شاکی فردا می‌مانیم».
یا شریک پیشرفت می‌شویم، یا شاکی فردا می‌مانیم
سید هادی غفاری، از فعالان شناخته‌شده فرهنگی، اجتماعی کهگیلویه، در یادداشتی به انتخابات پیشِ روی شوراهای شهر و روستا پرداخته و با بیان تجربیات عملی از تأثیرگذاری حتی یک فرد پیگیر در پیشبرد مطالبات عمومی می‌گوید:«یا شریک پیشرفت می‌شویم، یا شاکی فردا می‌مانیم».

به گزارش کبنا نیوز در این یادداشت چنین آمده،
چند تن از دوستان جوان، خوش‌فکر و دغدغه‌مندم تماس گرفتند و گفتند: «برای انتخابات شورای شهر ثبت‌نام کرده‌ایم و آمده‌ایم مشورت بگیریم.»
 
گفتم: اگر پیش از آمدن، زیاد مشورت می‌کردید، شاید هرگز نمی‌آمدید. اما آمدید؛ و آمدن خود یک موضع است. در روزگاری که بسیاری ترجیح می‌دهند تماشاگر باشند، قدم گذاشتن در میدان، یعنی قبول مسئولیت.
 
مسئله امروز ما ندانستن نیست؛ مسئله، دست به کار نشدن است. همه بلدیم نقد کنیم، همه بلدیم گلایه کنیم، اما تغییر، سهم کسانی است که تصمیم می‌گیرند و می‌ایستند.
 
مسئولیت را که پذیرفتی، دیگر حق نداری تماشاگر بمانی.
 
من هنوز به کار جمعی ایمان دارم؛ اما تجربه این سال‌ها به ما یاد داده است که گاهی یک نفر، اگر ساکت نماند، اگر کوتاه نیاید، اگر اهل فکر، مشورت و پیگیری باشد، می‌تواند مسیرها را عوض کند.
 
دیدیم که چند نماینده، نه یک جریان پرقدرت، نه یک اکثریت پرهیاهو، فقط چند نفر که خسته نشدند، چند سال پیگیری کردند، سؤال پرسیدند، هزینه دادند، و سرانجام، بانک آینده منحل شد. نه با شعار، بلکه با سماجت.
 
حق، اگر گفته نشود، آرام‌آرام به فراموشی سپرده می‌شود.
 
یا آنجا که درباره فروش‌های پرابهام ساختمان‌های بنیاد مستضعفان، باز هم چند نفر ساکت نماندند، پرونده را رها نکردند، و نگذاشتند اموال عمومی با یک امضای بی‌صدا از دست مردم خارج شود.
 
این‌ها افسانه نیست؛ این‌ها شاهدی روشن است بر یک حقیقت ساده: قدرت همیشه در عدد نیست؛ گاهی در پافشاری است.
 
شورا هم با همین منطق به‌وجود آمد؛ نه برای فخر‌فروشی، نه برای عنوان، نه برای سهم‌خواهی. شورا آمد تا مردم شریک پیشرفت شهر و روستایشان باشند؛ تا تصمیم، از پشت درهای بسته بیرون بیاید و به متن زندگی مردم برسد.
 
اما چه شد؟ در بعضی از شهرها و روستاها، شورا به میدان دعواهای طایفه‌ای و جناحی تقلیل پیدا کرد؛ تمام انرژی صرف این شد که شهردار یا دهیار «از ما باشد»، نه «برای شهر باشد». وقتی انتخاب، قبیله‌ای شد، پیشرفت تبعید می‌شود به فردایی نامعلوم.
 
سال‌ها گذشت و شهرها ایستادند؛ نه چون راه نبود، بلکه چون مسیر، قربانی دعوا شد. دعوا بر سر آدم‌ها، جای رقابت بر سر برنامه‌ها را گرفت و نتیجه‌اش تأخیر بود؛ در عمران، در اعتماد، در امید.
 
دوستان جوانی که امروز قدم گذاشته‌اید، بدانید شورا اگر قرار است معنا داشته باشد، باید محل تصمیم برای مردم باشد، نه معامله برای گروه‌ها. شهردار و دهیار، غنیمت جنگی نیستند؛ ابزار خدمت‌اند، اگر معیار، شایستگی باشد. قدرت، وقتی بی‌معیار شد، شهر تاوانش را می‌دهد.
 
در شورا هم حتی یک نفر، اگر بر اصول بایستد، اگر شفاف بگوید، اگر اهل سکوت نباشد و بر اجرای درست قانون پافشاری کند، می‌تواند مسیر را اصلاح کند.
 
و خطاب به مردم: اگر تغییر می‌خواهید، فقط گله نکنید. فردا نگویید چرا این نشد و آن نشد؛ امروز باید دست به کار شوید. انتخاب نکنید تا بعد تماشاگر باشید؛ انتخاب کنید تا شریک مسئولیت شوید. سؤال بپرسید، مطالبه کنید، و بعد از انتخاب هم رها نکنید. مردم اگر کنار بروند، شورا به نامشان مصادره می‌شود.
 
حوادث اخیر به ما نشان داد که در این حرکت سینوسی مدیریت کشور، یا باید درس بگیریم و جلو برویم یا بنشینیم و هر بار همان حسرت‌های تکراری را تماشا کنیم.
 
تاریخ را آن‌ها نمی‌سازند که می‌دانند؛ آن‌ها می‌سازند که تصمیم می‌گیرند. اگر تغییر می‌خواهیم، باید برای خودمان و جامعه‌مان تصمیم عملی بگیریم. راه دیگری نیست.
 
یا شریکِ پیشرفت می‌شویم، یا شاکیِ فردا می‌مانیم.
https://kebnanews.ir/vdcb8wbs8rhbg9p.uiur.html
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ها