جالب است ۰
یادداشتی از علی خورسند جلالی؛

نسل زد و هزارتوي هويت

آنها به دنبال فضایی هستند که در آن بتوانند بدون احساس گناه یا اجبار، تمامیت هویت خود را (چه مذهبی، چه ملی، چه فرهنگی و چه انسانی) بپذیرند و بیان کنند. بحران هویت در این نسل، بیش از پیش، نشان‌دهنده تلاشی برای یافتن خودِ واقعی در دنیایی است که مدام سعی دارد او را در قالب‌های از پیش تعیین شده قرار دهد.
نسل زد و هزارتوي هويت

علی خورسند جلالی در روزنامه اعتماد نوشت، نسل زد (Gen Z)، جوانانی که در آستانه قرن بیست و یکم متولد شده‌اند، در دنیایی پیچیده و به‌هم پیوسته رشد کرده‌اند؛ دنیایی که اطلاعات در آن بی‌نهایت در دسترس است و ارزش‌ها و هویت‌ها دایما در حال دگرگونی‌اند. همین ویژگی‌ها، این نسل را در خط مقدم جست‌وجوی هویت قرار داده و گاهی آنها را با پدیده‌ای به نام «بحران هویت» مواجه ساخته است. اگر در جامعه (بالاخص نسل زد) احساس پوچی و بی‌هویتی به یک احساس همگانی و فراگیر تبدیل شود و افراد دچار بحران هویت شوند، وضعیت تهاجمی شکل خواهد گرفت. این بحران باعث می‌شود جامعه قدرت دفاعی خود را از دست بدهد و در برابر حملات بیماری‌ها قدرت مقابله و دفاع نداشته باشد.


بحران هویت، اصطلاحی که اولین‌بار توسط روانکاو مشهور، اریک اریکسون مطرح شد به دوره‌ای از زندگی اشاره دارد که فرد در آن به ‌طور جدی با پرسش‌هایی درباره چیستی خود، باورها، اهداف و جایگاهش در جامعه دست و پنجه نرم می‌کند. این فرآیند که بخش طبیعی از بلوغ و شکل‌گیری شخصیت در دوران نوجوانی و جوانی است، شامل کاوش در نقش‌ها، ارزش‌ها و دیدگاه‌های مختلف است. اما نسل زد، به دلیل قرار گرفتن در معرض سیلی از اطلاعات، فشارهای اجتماعی ناشی از رسانه‌های اجتماعی و تغییرات سریع جهانی، این کاوش را به شیوه‌ای منحصر به فرد و گاهی پرچالش تجربه می‌کند. یکی از چالش‌های اساسی که نسل زد در مسیر هویت‌یابی خود با آن روبه‌رو است، مواجهه با «دوگانه‌های فیک» یا انتخاب‌های غلطی است که جامعه یا محیط پیرامون به آنها تحمیل می‌کند. در این میان، یکی از نمونه‌های بارز، دوگانه «یا مسلمانم یا ایرانی» است. این نوع رویکرد، تلاش می‌کند تا یک انتخاب اجباری بین دین و ملیت ایجاد کند، درحالی که در واقعیت، این دو مفهوم می‌توانند به شکلی کاملا همخوان و مکمل در کنار هم وجود داشته باشند.

اینکه فردی همزمان هم عمیقا به باورهای دینی خود پایبند باشد و هم افتخار و تعلق خاطر به هویت ملی خود داشته باشد، امری کاملا طبیعی و رایج است. تاریخ پر است از مواردی که این دو عنصر، نه تنها در تضاد با یکدیگر نبوده‌اند، بلکه فرهنگ، هنر و هویت یک ملت را غنی‌تر کرده‌اند. تحمیل دوگانه‌هایی از این دست، نه تنها حقیقت را منعکس نمی‌کند، بلکه جوانان را به سمت انکار بخشی از هویت خود سوق می‌دهد یا آنها را در مسیری از تردید و سردرگمی قرار می‌دهد. خانواده اولین عامل و مهم‌ترین ابزار جامعه‌پذیری، هویت انسانی در خانواده شکل می‌گیرد. اختلال در خانواده، جامعه‌پذیری ناقص و در نتیجه بحران هویت را به دنبال دارد.

 رسانه‌های جمعی خاستگاه نشر و اشاعه هنجارها و ارزش‌هاست. رسانه‌ها لزوما براساس نیاز ‌گیرنده پیام عمل نمی‌کنند، بلکه براساس خواسته‌ها و سیاست‌های فرستنده پیام، نیازسازی می‌کنند. این می‌تواند منجر به نقش منفی رسانه‌ها در ایجاد بحران هویت شود (مانند ایجاد بحران هویت قومی).

 ساختارهای کلان اجتماعی، محیطی که فرد در آن احساس می‌کند تحت نظر دیگران است و برای جلب رضایت دیگران رفتار خود را تنظیم می‌کند، می‌تواند به بحران هویت دامن بزند.

نسل زد با دسترسی به اطلاعات گسترده‌تر و دیدگاه‌های متنوع‌تر، به‌طور فزاینده‌ای در حال به چالش کشیدن این دوگانه‌های تحمیلی است. آنها به دنبال فضایی هستند که در آن بتوانند بدون احساس گناه یا اجبار، تمامیت هویت خود را (چه مذهبی، چه ملی، چه فرهنگی و چه انسانی) بپذیرند و بیان کنند. بحران هویت در این نسل، بیش از پیش، نشان‌دهنده تلاشی برای یافتن خودِ واقعی در دنیایی است که مدام سعی دارد او را در قالب‌های از پیش تعیین شده قرار دهد.
https://kebnanews.ir/vdcci4qpi2bqx48.ala2.html
نام شما
آدرس ايميل شما

تازه ها