یادداشت ارسالی تیم رسانهای استاندار کهگیلویه و بویراحمد که در موج متمدنانه مخالفت با «سدسازی در دنا» در کنار مردم قرار نگرفت، حالا بهتلافی این یکپارچگی ایجاد شده در استان اقدام به ایجاد موج نفرتپراکنی علیه استان کهگیلویه و بویراحمد کرده است.
بر هیچکس پوشیده نیست روزنامههای زنجیرهای اصلاحطلب هرگاه بخواهند به موضوعی واکنش یکپارچه نشان بدهند کافیست از اتاق فرمان دستور بگیرند و حالا که دولت و وزارت نیرو و کشور در ماجرای ساخت سد ماندگان، تنگ سرخ و سد خرسان سه نتوانسته رضایت و همراهی حداقلی مردم را کسب کند با دستاویز قراردادن همدردی مردم با خانواده یک قاتل (نه با خود قاتل) در تلاش هستند جنبش محیط زیستی شکلگرفته در کشور با پیشگامی مردم این استان را ناچیز و حقیر جلوه داده و در عوض چهره زشتی از مردم این استان به کشور ارائه دهند.
شرح ماجرا ازاینقرار است که رسانههای پایتختنشین که در یک سکوت تاریخی در همه این سالها غارت و چپاول منابع خدادادی این استان از نفت تا آب و جنگل را نادیده گرفتند حالا به ناگاه همه مشکل این کشور را در عیادت نماینده استان از مادری داغدار (که داغ دو فرزند دیده و همه کشور بر فرزندش لعن و نفرین فرستادهاند)، میدانند و آن را کاری مذموم شمردهاند. این در حالی است که بعضی از همین رسانهها بارها کشور را تحت تأثیر و فشار قرار دادهاند که جلوی اعدامها را بگیرند. بهکرات در کنار قاتلها (هشتگ نه به اعدام) ایستادهاند و حمایتشان کردهاند و انگیزه حمایت را نه اعتبار بخشیدن به رفتار قاتل، بلکه نوعی کنشگری اجتماعی و اعتبار بخشیدن به فرهنگ بخشش عنوان کردهاند.
حال چه شده که همین رسانهها بهصورت ناگهانی به این نتیجه رسیدهاند که ریشه تمام خشونتهای شکلگرفته علیه جامعه پزشکی از عیادت نماینده یک استان از یک مادر داغدار نشئت میگیرد؟
این یکپارچگی نفرتپراکنی علیه مردم کهگیلویه و بویراحمد نشان میدهد که این رسانهها از یک اتاق فرمان، خط گرفتهاند و این تاوانی است که مردم کهگیلویه و بویراحمد برای مقاومت جانانه در مقابل مافیای سدسازی و در رأس آنها مقام ارشد دولت دارند میپردازند.
این یادداشت به هیچوجه بهمنظور تأیید رفتار قاتل پزشک متخصص نیست، بلکه در نقد استانداردهای دوگانه برخی رسانهها و اصلاح این رویهها است.