تعداد نظر۴
جالب است ۰
شما در این مردم خلاصه می‌شوید. چون در نتیجۀ اجماع فکری همین مردم انتخاب شدید. شما برآمده از احساسات پاک و اعتماد صادقانه همین مردم هستید. اینکه گاهی مردم را تهدید کنید به «رهاکردن» و گاهی با سرگرم‌شدن در شبکه‌های مجازی آن‌هم با پیام‌هایی متفاوت با آنچه از رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه انتظار می‌رود، دون شأن ملت است. این میزان از تکبر و خودبرتربینی شایسته شما نیست. حق آن است که مردم ما در سبک جدید مدیریت شما که بلاگری در فضای مجازی است، حداقل بهبود کیفیت اقتصاد و کاهش تورم و یا ساماندهی بازار را ببینند. شما باید غرور ملی این مردم باشد نه جایگاه خاص برای خود قائل باشید!
آقای تاج‌گردون، رأی دادیم که نماینده مردم باشید نه بلاگر فالوور‌های‌تان؟
به گزارش کبنا نیوز، دیرگاهی بود که اگر فردی مسئولیتی را متقبل می‌شد، بر اساس این آموزۀ الهی که می‌فرماید، «إِنَّ اللَّهَ یَأْمُرُکُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُمْ بَیْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْکُمُوا بِالْعَدْلِ...»، صندلی خود را امانتی می‌دانست که حقی را بر او تکلیف می‌کند. مسئولیت‌ها برای افراد معتقد، بیش از جلب‌اعتماد مردم و افتخار به نوکری و خادمی مردم نبود. در تفکر مسئولان، باور به اینکه صندلی و موقعیت فعلی، پر از لغزش‌ها و خطاهایی است که دنیا و عاقبت آدمی را می‌تواند به نابودی بکشاند، نهادینه بود. چنانچه شأن و منزلت خود را به‌واسطة قدرت میز و صندلی بگیرد، دیگر اعتبار اجتماعی نخواهد داشت و برعکس آن، اگر بتواند حاجتی از مردم را ادا کند، خداوند سعادت دنیا و آخرت را عنایت می‌کند.

انگار که جهان پیرامون خود را در مسیر تندباد قرار داده باشیم، با پایان جنگ تحمیلی و آغاز جنگ نرم، ملت ما در جهات مختلف آماج حملات فرهنگی و ایدئولوژیک شد. مسئولان کشور از ایدۀ «مسئولیت، امانت الهی است»، دست کشیدند و باورهای دینی را در محاصرۀ نظریه‌های لیبرالیسم اقتصادی و اضمحلال فرهنگی رها کردند. ابتدا خانواده‌های خود را به بهانۀ تحصیل در رشته‌هایی که آیندۀ کشور را به سامان برساند، روانۀ کشورهای غربی و اروپایی کردند. سپس نظام قشربندی اجتماعی را متأثر از ایده‌های صاحبان قدرت و کرسی‌های سیاسی قرار دادند که پدیدۀ «خواص پروری» تنها دستاورد جریان‌های اصلاح‌طلب و اصول‌گرا شد.

قانون‌گریزی، گروه‌گرایی، واژه‌سازی‌های فریبندۀ سیاسی (جامعه مدنی و آزادی بیان، عدالت اجتماعی و مهرورزی، تدبیر و امید، انقلابی و مردمی، وفاق ملی)، تیم محوری دولت و مجلس، رشد اختلاس و تصرف منابع ملی، تشکیل بنیادهای مردم‌نهاد با هزینه‌های دولت و به بهانۀ حمایت و پشتیبانی از دولت جدید و ده‌ها ساختارشکنی دیگر، کلاً مسیر خدمت را تغییر داد و انگیزۀ شایستگان و نخبگان فکری را  به حداقل ممکن رساند.

اکنون تمام آگاهی و فهم اکثر مدیران، در فضای مجازی خلاصه است. یعنی بجای آنکه مدیران و تیم‌های مدیریتی بتوانند علم و دانش را از دانشگاه‌ها کسب نموده و با روش‌های تخصصی مسائل مملکت را از رسیدن به بحران مانع شوند، خود آبستن آسیب‌های مدیریتی و آغازگر معضلات دیگر شدند. اگر صورت‌جلسه‌های امروز تا 30 سال قبل را از بایگانی دستگاه‌های دولتی ملاحظه کنید، به ندرت موردی وجود دارد که مصوباتش به نتیجه رسیده باشد.

تمامی این مصائب زمینه‌ای شد تا هیجانات سیاسی و سرعتِ فراصوتِ تحولات فرهنگی و همچنین مسائل اجتماعی در کسری از زمان بر خانواده‌ها، مدارس، نهادهای دولتی، رسانه‌ها و حتی نگرش‌های سیاسی غالب شود. دیگر برنامه‌های مصوب مجلس و شعارهای سیاسی دولت بی‌معنی است، چراکه با نگرش‌ها و تفکرات ویکی‌پدیایی  مدیران همخوانی ندارد و امروز متأسفانه واژه‌ها هم در قالب معنای خاص خود نیستند؛ بنابراین نماینده مردم بودن، یعنی فعال فضای مجازی‌شدن، توزیع عکس‌نوشته‌های پوپولیستی و گاهی ژورنالیستی در شبکه‌های ایکس (توییتر سابق) و اینستاگرام، بی‌اعتنایی به مردمی که گرفتار مصائب اجتماعی و اقتصادی شده و اعمال قدرت در تصمیم‌گیری‌های مدیریتی و انتصاب‌های جانب‌دار نه است.

جناب آقای تاج‌گردون؛

بعضی رفتارها در شأن جایگاه‌ها نیست. یعنی شما اگر نماینده نباشید، با همین سن‌وسال می‌تواند هر روز با دوستان خود («چو کِلی» بازی محلی) بازی کنید. اما وقتی در قامت رئیس کمیسیون برنامه و بودجۀ مجلس شورای اسلامی هستید، دیگر فرصت چنین کاری را ندارید. این جایگاه نقشی را به شما می‌دهد که در شرح وظایفتان ذیلِ نظارت و قانون‌گذاری، مفصلاً بیان شده است. این فرصتِ بی‌بدیلی برای استان است که رئیس مهم‌ترین کمیسیون مجلس، یکی از نمایندگان استان ما باشد. شاید تا سال‌های دیگر چنین اتفاقی نیفتد. همان‌طور که در دو سال قبل از اسفند 1402، مثل آب‌خوردن از استان گرفته شد. حال باوجود 5 شاخص بحرانی در استان، نه‌تنها در مقابل این مردم مدیون هستید؛ بلکه هر رفتاری که جدای از وظیفۀ قانونی‌تان انجام می‌دهید، خیانت به مردم است:

ضعف مدیریت؛

اگر به مردم، خدا و خون شهدا، پایبند هستید که ان‌شاءالله هستید، در میان این‌همه پست‌های بلاگر گونه‌ای که در شبکۀ x و اینستاگرام می‌گذارید، در یک خط بنویسید که به‌عنوان نمونه، ملاک اعمال قدرت در انتصاب مدیران ورزش و جوانان، بهزیستی، فرمانداری‌های گچساران و باشت، منابع طبیعی، بخشدار باشت و... چه بوده است؟ آیا از میزان رضایت و نارضایتی مردم و کارشناسان و جامعه هدفشان مطلع هستید؟ اصلاً آیا به اظهارنظر مردم‌باور دارید؟

آسیب‌های اجتماعی؛

تنها یک‌بار جلسۀ کمیتۀ برنامه‌ریزی استان کهگیلویه و بویراحمد از رسانه‌ها منتشر شد که در آن جلسه، به‌شدت از مدیران گله‌مند بودید و حتی عنوان داشتید که برخی از مدیران هیچ برنامه‌ای برای دستگاه خود نداشتند و عده‌ای دیگر نیز اصلاً نمی‌دانستند که چه طرحی را نیاز دارند. آیا مطلع هستید که آسیبی مثل خودکشی، در دهدشت و دیشموک و بهمئی و یاسوج و باشت و زیلایی، چه وضعیت نگران کننده را برای خانواده‌ها و جامعه به وجود آورده است؟ فقط یک‌بار در یکی از کمیته‌های آسیب‌های اجتماعی استان تشریف ببرید تا اوج بیچارگی مردم را متوجه شوید.

مسائل جوانان و ورزش؛

مهم‌ترین دغدغه هر حکومتی، به‌ویژه ایران و مخصوصاً استان ما که در تهدید سالمندی جمعیت، تحریم‌های اقتصادی، فروپاشی نظام والدین سالار و آغاز سلطۀ فرزندسالاری، ضعف نظریه‌سازی مبتنی بر پژوهش و مطالعه در علوم‌انسانی، بحران بیماری‌های روحی و افسردگی‌های جوانان و  زنان و سالمندان، ناترازی جمعیت با امکانات رفاهی و تجمیع قدرت در مرکز هستیم، شایسته بود کسی را که حتی یک ثانیه رابطۀ خدمت دولتی نداشته و هیچ تخصص و مطالعه و ایده‌ای  در زمینۀ جوان و نیازهایش، ورزش و راهبردهایش و کلاً جامعه و آرزوهایش ندارد را با قلدری (چون تنها دلیل فراتر از قانون بودن، قلدری است) بر این مسند بنشانید و باقدرت از آن دفاع کنید؟

اشتغال و منابع اشتغال‌زایی؛

بارها از تریبون‌ها و رسانه‌های استان شنیدیم که در منابع انرژی، آب، جنگل‌ها، تنوع آب‌وهوایی، گیاهان دارویی، اراضی کشاورزی، زیارتگاه‌های متبرکه، میراث‌فرهنگی و آثار تاریخی، جاذبه‌های گردشگری و توریستی، معادن و ذخائر طبیعی و مخصوصاً نیروی انسانی خلاق و کارآزموده بالقوۀ ثروتمندترین استان کشور هستیم. آیا به‌عنوان رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه از خودتان به‌عنوان یکی از مدیران استان کهگیلویه و بویراحمد نمی‌پرسید که چرا رتبۀ اول بیکاری، رتبۀ آخر سرمایه‌گذاری و یا در متن بحران‌ها و معضلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی قرار گرفته‌ایم؟

اصلاً چرا باید این‌همه استعداد در استان کهگیلویه و بویراحمد، فدای مدیران ناکارآمد و بی‌تدبیر شوند؟

غرور فکری بجای غرور ملی؛

شما در این مردم خلاصه می‌شوید. چون در نتیجۀ اجماع فکری همین مردم انتخاب شدید. شما برآمده از احساسات پاک و اعتماد صادقانه همین مردم هستید. اینکه گاهی مردم را تهدید کنید به «رهاکردن» و گاهی با سرگرم‌شدن در شبکه‌های مجازی آن‌هم با پیام‌هایی متفاوت با آنچه از رئیس کمیسیون برنامه‌وبودجه انتظار می‌رود، دون شأن ملت است. تکبر و خودبرتربینی شایسته شما و هیچ کس نیست. حق آن است که مردم ما در سبک جدید مدیریت شما که بلاگری در فضای مجازی است، حداقل بهبود کیفیت اقتصاد و کاهش تورم و یا ساماندهی بازار را ببینند. شما باید غرور ملی این مردم باشد نه جایگاه خاص برای خود قائل باشید!

امیدوارم که در خلوت خود به آرزوهایی که مردم ما در زمان انتخابات با غریو و شادی و هلهله داشتند، بیندیشید و اگر آنان را شایسته احترام دانستید، تنها به همین 5 مورد سامان بدهید.

این گزارش به‌هیچ‌وجه نافی خدمات و تلاش‌های غلام‌رضا تاج‌گردون، نماینده مردم شهرستان‌های گچساران و باشت نیست و صرفاً در راستای اصلاح رویه‌ها و فرایندها منتشر شده و کبنا نیوز آمادگی پاسخ مسئولان مربوطه را دارد؟
https://kebnanews.ir/vdca6inmm49nwi1.k5k4.html
نام شما
آدرس ايميل شما

خداقوت خدمت جناب آقای کمائی که به حقیقت روشنگری مینمایند وبدون از ترس واهمه از جایگاه افراد انتقاد میکنند وتذکر میدهند ،دنبال نفع شخصی نیستند ومطالبه عمومی مینمایند .
دوران نمایندگیش به پایان رسیده تمرین بلاگری می کند که پسا نمایندگی باز هم دیده شود
تنها نماینده در کشور و استان هاو شهرستان ها و بخش ها و دهدارها خوش درخشید فقط تاجگردون بود است با علمش و تخصصش و مدیریتش درعمل مردمی بوده و هست و خواهد بود عملکرد ها ببنید نگاهی به کارنامه موحد در شهرستان محروم کهگیلویه دهدشت و توابع ان بکنید بعد قضاوت به مردم بخواهید
هرچی گپ وش بزنی کمشه