تاریخ انتشار
سه شنبه ۱۹ تير ۱۴۰۳ ساعت ۱۱:۰۸
کد مطلب : ۴۷۸۰۳۷
این‌ها که می‌گفتند ما با دنیا مذاکره می‌کنیم، با خودشان هم نمی‌توانند مذاکره کنند؛

چرا باید از جلیلی و قالیباف انتقاد کرد؟

۰
چرا باید از جلیلی و قالیباف انتقاد کرد؟
کبنا ؛این‌ها که درباره جلسه ۱۰ روز پیش این همه اختلاف روایت دارند، تاریخ را چطوری برای ما روایت می‌کنند؟ کاندیدا‌های اصولگرا که در تبلیغات تلویزیونی این همه از اجماع ملی می‌گفتند، بین خودشان هم نتوانسته‌اند اجماع ایجاد کنند. این‌ها که می‌گفتند ما با دنیا مذاکره می‌کنیم، با خودشان هم نمی‌توانند مذاکره کنند.
به گزارش کبنا، روزنامه فرهیختگان  در مطلبی از سعید جلیلی و محمد باقر قالیباف انتقاد کرد و نوشت: یک عضو ستاد قالیباف سه روز بعد از دور دوم انتخابات درباره جلسه مشترک دو نامزد اصلی اصولگرایان قبل از انتخابات دور اول نوشته و طرف مقابل را به عهدشکنی متهم کرده. بلافاصله از ستاد جلیلی یک نفر دیگر آمده و درباره آن جلسه روایت دیگری کرده است. به نظرتان از این دو روایت چه برداشت‌هایی می‌شود؟
غیر از فعالان ستادی دو طرف که برای روایت خودشان سوت و کف می‌کشند، مخاطب این داستان‌ها احتمالا دو طیف هستند؛ مردم عادی و بدنه ایدئولوژیک.
اول ببینیم این وسط چه‌چیزی گیر مخاطب عادی می‌آید؟
۱- اینها که درباره جلسه ۱۰ روز پیش این همه اختلاف روایت دارند، تاریخ را چطوری برای ما روایت می‌کنند؟
۲- کاندیداهای اصولگرا که در تبلیغات تلویزیونی این همه از اجماع ملی می‌گفتند، بین خودشان هم نتوانسته‌اند اجماع ایجاد کنند.
۳- اینها که می‌گفتند ما با دنیا مذاکره می‌کنیم، با خودشان هم نمی‌توانند مذاکره کنند.
اما مخاطب ایدئولوژیک چه برداشتی می‌کند یا احیانا چه سوالاتی برایش پیش می‌آید؟
۱- دو طرف در حدی شیفته قدرت هستند که هیچ‌کدام کوتاه بیا نیست.
۲- دو طرف برای رسیدن به مقاصدشان پروایی در خرج کردن از رهبران محور مقاومت و مسئولان ارشد نظام ندارند.
۳- این داستان وحدت و کثرت شما دو طرف آنقدر کش‌دار شده که حوصله‌مان سر رفت. ۱۱ سال است در همین نقطه گیر افتاده‌اید.
و…
وقتی از لزوم اجتماعی شدن جریان انقلابی و زبان مشترک پیدا کردن با مردم حرف می‌زنیم، دقیقا از چه حرف می‌زنیم؟ یکی از مصادیقش همین داستان‌گویی‌هاست، دقیقا همین کنش‌هاست که می‌بینید، همین پرتاب الفاظی است که ردوبدل می‌شود و همین سطح دغدغه‌هاست.
ائتلاف سیاسی یک امر عقلی است، فرمول و تکنیک دارد، روش علمی‌اش هم مشخص است، جایش هم در خفا است نه در رسانه. وقتی یک کار بدیهی و عقلی را نتوانسته‌اید انجام دهید دیگر این حرف‌ها چه معنایی دارد؟
نتیجه انتخابات ۸ تیر و ۱۵ تیر ریشه‌های مهم‌تری دارد و کلا بحث درباره ائتلاف یاعدم ائتلاف، یک موضوع فرعی و درجه چندم است. تخفیف یافتن مشارکت به ۴۰ درصد و بعد انتخاب رئیس‌جمهور ۱۶ میلیونی و شکست آقایان دلایل متعددی ازجمله تغییر در زیست جهان، سیاست‌زدایی از عرصه کنشگری، فقدان تئوری، انباشت نارضایتی و… دارد.
اینها دلایل مهمی هستند که در صف تحلیل انتخابات جلوتر از ائتلاف یاعدم ائتلاف این دو نفر قرار می‌گیرند. اما خوب است دو نامزد عزیز بدانند یکی از دلایل پررنگ برای رای منفی آن‌ها تصویری است که از ستادهایشان به جامعه مخابره شد، تصویری که این روایت‌ها بر آن مهر تایید می‌زند. این متن طبعا ناظر به همه فعالان ستادی نیست اما بااعضای ستادی که هنوز نمی‌دانند افسردگی بعد زایمان آن‌ها ربطی به مردم ندارد چه کنیم؟
انتقاد میرسلیم از قالیباف؛ چرا از انتخابات مجلس عبرت نگرفتی؟
عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی می‌گوید: در حالی که شکست قالیباف از قبل معلوم بود و نتیجه انتخابات قبلی مجلس آن را به وضوح اثبات کرده بود و او باید از آن عبرت می‌گرفت و برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری وسوسه نمی‌شد. مصطفی میرسلیم از جمله افرادی است که می‌گوید بیش از نیمی از آرای قالیباف به سبد رأی پزشکیان ریخته شد، آرای لجبازانه. میرسلیم بر این باور است که قالیباف از جلیلی دل‌چرکین است چرا که اگر جلیلی انصراف می‌داد، آرای او به نفع قالیباف ریخته می‌شد.
در ادامه گفت‌وگوی مصطفی میرسلیم، نماینده مجلس یازدهم و عضو شورای مرکزی حزب موتلفه اسلامی با خبرآنلاین را می‌خوانید:
۶۰ درصد از آرای قالیباف به سمت پزشکیان رفت
آقای میرسلیم ۱۶ میلیون رأی برای پزشکیان تا
چه اندازه قابل پیش‌بینی بود؟ ترکیب آرای او به چه صورت بود؟ آیا آرای خاموش وارد میدان شدند؟

رأی آوری پزشکیان قابل پیش‌بینی بود، مرکز پژوهش‌های مجلس پیش بینی دقیقی کرد بود که با کمتر از ۳ در هزار اختلاف محقق شد. آراء او در دور اول اغلب به اصلاح‌طلبان برمی‌گردد. در دور دوم ۶۰٪ از آرای قالیباف را به خود اختصاص داد زیرا بسیاری از طرفداران قالیباف به اشتباه جلیلی را مقصر شکست قالیباف می‌دانستند در حالی که شکست قالیباف از قبل معلوم بود و نتیجه انتخابات قبلی مجلس آن را به وضوح اثبات کرده بود و او باید از آن عبرت می‌گرفت و برای ثبت نام در انتخابات ریاست جمهوری وسوسه نمی‌شد.
فقط درحدود ۴۰٪ از هواداران او، حرف او را گوش کردند و رأی خود را به جلیلی دادند. این ترکیب عددی نسبی آراء، بعد از آن که مقام معظم رهبری ازعدم حضور کافی مردم در پای صندوق‌ها، ابراز ناخشنودی کردند، تغییر نکرد ولی در کل آراء خاموش در حدود ۲۰ درصد حضور مردم را افژایش داد، البته با حفظ نسبت‌های دو نامزد که این نتیجه از لحاظ جامعه‌شناسی انتخابات هم مورد تأیید است. اضافه می‌کنم که در مناظرات دور اول، بد اخلاقی و بی‌ادبی یکی از نامزدها که محبوبیت لازم را در شهر تهران هم ندارد، به نفع پزشکیان تمام شد.
طرفداران قالیباف با لجبازی به پزشکیان رأی دادند
به نظر شما چند درصد از آرای قالیباف به نفع پزشکیان ریخته شد؟
به نظر می‌رسد شصت در صد آراء قالیباف، به نوعی لجبازانه، به سمت پزشکیان رفت. توجه داشته باشید که نامزدها در مناظرات تا حدود زیادی مراعات معیارهای اخلاقی را کردند ولی نباید توقع داشته باشیم که رفتار و گفتارشان کاملا معصومانه باشد؛ هر کدام به نوعی مرتکب خطا شدند، بعضی بیشتر و بعضی کمتر. در جمهوری اسلامی این توقع وجود دارد که نامزدها برای کسب رأی، اخلاق را فدا نکنند.
قالیباف بعد از پایان دور اول انتخابات در بیانیه‌ای حمایت خود را از جلیلی اعلام کرد اما شاهد این امر بودیم که بسیاری از حامیان او و حتی ستادهایش در استان‌ها در دور دوم به نفع پزشکیان فعالیت کردند، این رفتار حامیان قالیباف که بخشی از بدنه اصولگرایی هستند، چه پیامی دارد؟ آیا تصمیم شخصی رؤسای ستادش بوده و یا امری سازمان یافته بوده است؟
پیام آن روشن است: بی‌توجهی به اصول. ما می‌گوییم اصولگرا هستیم ولی در شعار و در عمل اصول را زیر پا می‌گذاریم زیرا فعالیت حزبی به مفهوم واقعی کلمه در جامعه ما رایج نشده و در بسیاری از موارد انگیزه‌های شخصی بر تصمیم درست حامیان غلبه می‌کند. بعید است این رفتار کاملا سازماندهی شده بوده باشد.
قالیباف از پایداری‌ها و جلیلی دل‌چرکین است
قالیباف در دور دوم در مورد حمایت از جلیلی فقط بیانیه داد اما دیداری با او نکرد، آرای قالیباف به جلیلی کمک کرد؟
به نظر می‌رسد قالیباف و طرفدارانش مقصر ریزش آراء خود را جبهه پایداری و آقای جلیلی تلقی می‌کردند و از آن‌ها دل‌چرکین بودند و نظر سنجی‌ها نشان می‌داد که در صورت انصراف قالیباف تعداد کمی از آرای او به نفع جلیلی ریخته می‌شود ولی در صورت انصراف جلیلی تعداد بیشتری از آرای او به سمت قالیباف برود یعنی به نظر می‌رسد پایبندی طرفداران جلیلی به اصول بیشتر از هواداران قالیباف باشد و انگیزه‌های این دو گروه مشابه هم نبوده و نیست.
از نظر شما ۱۳ میلیون رأی که جلیلی آورده، در نتیجه فعالیت‌های خود او است و حتی در حال حاضر هم می‌تواند آن‌ها را مدیریت کند و بخش بزرگی از آرای جلیلی به دلیل رقابت با اصلاحات به سبد جلیلی ریخته شد؟
اغلب آراء جلیلی متکی به فعالیت‌های خود او و از روی شناخت و اعتقاد است؛ بنابراین طرفداران جلیلی کمتر به خاطر جذابیت‌های مادی و فرصت‌طلبی به او نزدیک شده‌اند و حتی قابل مدیریت هستند و پزشکیان باید از این ویژگی مثبت داهیانه استفاده کند و چنان افراد متعهد به پیشرفت کشور و کارشناسان منسجم برخاسته از آن‌ها را به نفع عموم مردم و به دور از تنگ نظری‌های گروهکی به کار گیرد تا بهتر بتواند موفقیتش را در خدمت به مردم تضمین کند، به ویژه که خود او شخصا فاقد هرگونه تشکیلات سیاسی و حزبی است و بارها تاکید کرده که مشتاق استفاده از کارشناسان است.
نام شما

آدرس ايميل شما

چرا صدای هیچ نهاد ناظری در برابر نقش‌آفرینی دولتی‌ها به نفع یک نامزد خاص درنیامد؟

چرا صدای هیچ نهاد ناظری در برابر نقش‌آفرینی دولتی‌ها به نفع یک نامزد خاص درنیامد؟

تمام عزم دولتمردان شهید رییسی با بکارگیری رسانه‌ها و امکانات در اختیار خود، مصروف تلاش ...
ایران در دو راهی

ایران در دو راهی

با وجودیکه بخش اعظم اصولگرایان در دوره ریاست جمهوری روحانی مخالف برجام بودند، رئیسی اصولگرا ...
در بهشت زهرای تهران چه خبر است؟

در بهشت زهرای تهران چه خبر است؟

اگرچه برخی مسئولان تاکید دارند که قیمت قبر‌ها به ویژه در تهران نجومی نیست، اما بازار‌های ...
1