کد QR مطلبدریافت لینک صفحه با کد QR

درباره طاهره صفارزاده؛

شاعری با سـروده‌هـایی از جنس حماسـه و پایداری

4 آبان 1398 ساعت 12:58

طاهره صفارزاده از جمله شـاعران شاخص در عرصه ادبیات پایـداری شناخته می شود که خدمات و آثار ارزنده‌ ای‌ از خود به یادگار نهاده است. در کارنامـه درخـشان‌ او افزون بــر شــعر و ترجمـه، تحقیقات قرآنـی فراوانی به چشم می خـورد که با هنرمندی خاصی اخلاص و پایداری را به تــصویر می کـشد.


طاهره صفارزاده از جمله شـاعران شاخص در عرصه ادبیات پایـداری شناخته می شود که خدمات و آثار ارزنده‌ ای‌ از خود به یادگار نهاده است. در کارنامـه درخـشان‌ او افزون بــر شــعر و ترجمـه، تحقیقات قرآنـی فراوانی به چشم می خـورد که با هنرمندی خاصی اخلاص و پایداری را به تــصویر می کـشد.
 ادبیات پایداری بــه آثاری گفته می شــود کــه در دوران خاصی از تاریخ ملت یا قومی به وجود می آید و هدف آن ایجاد روحیه مبارزه و پایداری در میان مردم است. در ایـن حـوزه از ادبیات، شاعران بـسیاری دست بـه قلم برده انـد که یکی از این شـاعران برجسته، 
طاهره صفارزاده است. شاعری که سـروده هـایش نـشانگر روحیـه حماسـی و پایـداری اسـت. صفارزاده از جملـه شـاعران بنـامی به شمار می رود که در حوزه انقلاب اسلامی اشعار فراوانی سروده و گذشـته از این اشعار در حیطه ادبیات مقاومت دینی و آیینی نیــز اشعاری از خـود به یادگار نهاده که از اهمیت بسیار بـالایی برخوردار است. طاهره صفارزاده قریب‌ بـه ۶۰ سال مـشغول فعالیت هـای فرهنگـی در بـالاترین سـطح ممکـن بــوده و خـدمات و آثـار ارزنـده ای را به رشته تحریر درآورده است. 



طاهره صفارزاده در ١٣١٥ خورشیدی در سیرجان چشم به جهان گشود. او از جمله شـاعران‌ ۲ زبانـه بود که به فارسی و انگلیسی شـعر سروده است. ترجمه برخی از اشعار انگلیـسی او در مجموعــه ای بــه نــام‌ ‌چتـر سـرخ چــاپ شــده اســت. رهگــذر مهتــاب، طـنــین در دلتـــا، سـد و بـازوان، مــردان منحنــی، ســفر پــنجم‌، بیعــت بــا بیــداری و دیــدار صــبح مجموعــه آثـار شـعری او به شمار می روند کـه در فاصله سـال هـای ۱۳۳۶ تـا ۱۳۶۶ خورشیدی سـروده شده اند.  
طــاهره صــفارزاده بـا اشـعار خود، نظریـه‌ شـعر طـنـین را کــه‌ از گونـه هـای شـعر مقاومـت بـا درون مایـه ای دینـی در قـالبی جدیـد محسوب می شود و زبـان و سـبکی تـازه از شـعر را به تصویر می کشد و بـه جامعـه ادبـی کـشور معرفـی می کند. نـظریـه ای که‌ هم مایـه بحث های ادبی و محـدودیت های سیاسـی بـرای او قبـل از انقـلاب اسلامی بـوده و هـم بـر اندیـشه و نگــرش شــاعران دوران پــس از انقــلاب تــأثیر داشته اســت. از صــفارزاده افزون بـر مقـالات و مـصاحبه هـای علمـی تـا کنـون یـک مجموعـه داسـتان، ١٢ مـجموعـه شـعر، پنج گزیده اشعار و ١٣ اثر ترجمه یا درباره نقد ترجمه در زمینه های ادبیات، علـوم، قرآن، علـوم قرآنـی، حدیث‌ و علوم‌ حدیث، انتـشار یافتـه و گزیـده سـروده های او به زبان های گوناگون جهان ترجمه شده اند. همچنین صـفارزاده از جملـه شاعرانی به شمار می رود که سروده های او به طور محـسوسی‌، منعکس‌ کننــده مسایل و دغدغه های اجتماعی است. وی‌ با توجه بـا داشتن اعتقادات مذهبی ‌در زمینه های ملی، میهنی، دینی و آیینی اشـعاری نیکو سروده اسـت.
باید گفت در ادبیات پایداری جدال تـاریخی حــق و باطــل و غلبـه یقینـی حــق بازتـاب فراوانی دارد که ‌صـفارزاده تنها قدرت حقیقــی را خــدای یکتــا مــی دانـد و حکومت های غاصب را مستکبر معرفی‌ کرده و در این باره اینچنین می گوید: در مـنتهــای صـبر و ســتیز/ بایــد دانــست / کــه در مقــام‌ قــادر یکتــا/ قــدرت وجــود نـدارد/ یگانـه ابـر قـدرت اوسـت/

صفارزاده و انقلاب اسلامی
طــاهره‌ صــفارزاده‌ از جملــه شــاعرانی بــود کــه در مــتن انقــلاب اســلامی حــضور داشــت. او مــسایل ارزشـی و مردمــی را کــه بیــشتر آنهــا حماســی، عرفــانی و دینـــی بـــود بــیش‌ از همــه مــورد توجــه قــرار داد و بــا الهــام از دســتاوردهای انقــلاب اســلامی بــه ســرودن اینگونــه اشــعار پرداخــت. صـفارزاده در سـرودن‌ اشـعار انقلابـی بیـشتر از آیـات قرآنـی‌ بهـره‌ گرفتـه و به‌ بیان‌ آزادی‌، بیداری، محکوم ساختن استبداد، حق و باطل و... می پردازد. او در آســتانه انـقـلاب اسـلامی از سرودن اشــعار طـولانی و بلنـد صرف نظر کرد و بیـشتر بـه ســرودن اشـعار کوتــاه و متعهدانه روی آورد. صـــفارزاده بـــا ســرودن اشــعار پــس از انقــلاب بــه‌ خــوبی‌ نــشان داد کــه در دنیــای شــعر حــائز اهمیــت بــوده و صــاحب زبــان، اندیــشه و ســـبک خـاصــی اســت. او در مجموعـه هـای «بیعـت بـا بیـداری  و دیـدار صـبح» تعهـد خـویش را بـسط داد. مجموعـه بـیعــت‌ بـــا بیــداری کــه اوایــل انقــلاب اســلامی چــاپ شــد، کـــاملا فـــضای آن روزهـــا را تـداعی مـی کنـد. صـفارزاده خـود درباره رونــد شــعرش بعـد از انقـلاب چنـین مـی گویـد: بعـد از پیـروزی‌ انقـلاب‌، توجـه مـن بـه جهـت گیـری انـقـلاب بــود، چـرا کـه آن تحمیـل ها بـرای رسـیدن به دگـرگونی بـود. او در بـیــشتر ســـروده هــای خــود از آیــات قرآنــی الهام می گیرد و همراه با آن از بیداری و آزادی و... سخن می گـوید. بازسـازان دوبـاره مـی سـازند/ از کـشته پـشـته / از کـلـه منـاره/ از خـون‌ دجلـه‌ / وقتـی‌ بـنـای قـامـت آزادی / بـنـای قامـت‌ ایـشان‌ / در اتــصال ظـلـم و گلولـه / شـبانه روز ویرانـه مــی شــود/.
پیوند عاشورای حسینی با انقلاب اسلامی
صـفارزاده دربـاره پیونـد عاشـورای حـسینی بـا انقـلاب اسـلامی مـی گویـد: مرثیـه، مرثیـه‌ ســرایی‌ و تعزیـه نگـاری بـه موجـب واقعـه عاشـورا در ادبیـات فارسـی‌ مقـامی‌ رسـمی‌ یافـتنـد؛ امــا پیـام هـای عاشـورایی‌ و تحلیـل تـاریخی و فـضایل عاشـورا بـه نـدرت فرصـت ظهور در این آثـار را داشـته انـد؛ حتـی‌ در برتـرین اثـر یعنـی تـرجیـع ‌ ‌بـنـد محتـشم‌، بـاز ایـن‌ چـه‌ شـورش‌ اسـت کـه در خلـق‌ عـالم اسـت؛ ثـارالله بـه مـعنـی «خــون خــدا» نیـست و ایـن ســخن متــداول جــسمانیت بــرای ذات أقــدس ألله‌ قائــل‌ شــدن‌ اســت؛ امــا امــام شــهدای ســرافراز، آنـقــدر مقــام‌ دارد کــه‌ ثــارألله‌ اســت‌.
وی در اشـــعار خـــود، امــام خمینــی(ره) را معلـم بیـداری، روح‌ ضـد خـواب و پیـشتاز دانـسته و نـوع نگـاهش حماسـی اسـت. شــعر معلم بـیداری زمــانی سروده شــده اسـت کـه هنـوز امـام (ره) بـه مـیهن بازنگـشته بـود و شـاعر بـا تعبیــر خـــود از رهـبــر نـبــرد رهــایی  و مهربــان‌ معلــم‌ بیــداری مــی خواهــد کــه بــرای رهـایی مـردم در بنـد بـه وطـن بــازگردد و شــمیم خــوش آزادی را بـر فـضای وطـن غالـب سـاخته و خفقـان و اختنــاق رژیـم طــاغوت را برانـدازد؛ چنـان کــه مـی‌ بینــیم‌ شــعر صـــبغه حماسی دارد. بــاز آ/ بــاز آ/ ای مهربــان معلــم بیــداری / ای رهبــر نبــرد رهــایی / بیــداری از ســروش قــم آمـــد/ و خـانــه هـــای قبــر گونــه شــکافت / انــسان ز خــواب گــران برخاســت
صفارزاده‌ و دفاع‌ مقدس‌
چنـان کـه بیـشتر محققـان معتقدنـد، جنـگ بـه عنـوان یـک پدیـده‌ بــشری، از همـان ســال هــای نخستین زنــدگی بــشر در روی زمــین، بــه اشــکال مختلــف وجــود داشــته اســت؛ همچنــین اگــر دفــاعی‌ بــوده‌،آن دفـــاع بـــه عنــوان فرهنــگ و تــاریخ آن ملــت بــه ثبــت رسیده‌ است. طـــاهره‌ صــفارزاده یکــی از شـاعران بـرجـسته ای به شمار می رود کـه در زمینـه دفـاع مقـدس، جبهـه، جنـگ، شـهادت و مبـارزه و مقاومــت‌ در برابــر ظلــم و سـتم اشعار بـسیاری از خـــود به یادگــار نهاد. او از سـختی هـا و جـدایی‌ هـایی‌ کـه رزمنـدگان در جبهـه متحمـل مـی شـدند و همچنـین از دعاها و امیدهایی کـه بـدرقه‌ راهـشان‌ می شد، اینچنین می گوید: ســال‌ گذشــته‌ / ســـال رزم و جـــدایی‌ بـــود/ در جـبهــه / عـــشق و ســوز گــذر مــی‌ کــرد/ در پــشت جبهــه / دعــا/ امیــد/ در دور دســت جبهــه / تفرقــه و نومیــدی.
شهید و شهادت‌ در شعر صفارزاده‌
شــاعران در شعرهایشان بــا برشــمردن‌ مقــام‌ والای شــهیدان بــه ارزش شــهادت در مکتــب انسان ساز اسلام تأکید مـی کـنند. صفارزاده نیز در شعرهایش شهدا را دارای‌ مقامی والا می ‌ ‌دانـد. او شهیدان را بنا کننده بهشت‌ می‌ خواند: نهــر غــسل کجاســت / نهــر شــیر/ نـهــر زلال آب / اینــان بــا نهــر جــاری رگ هــا/ بــا خــاک اســتخوان/ در کاســه هــای چــشم / بهــشت را/ آن گـونــه ســاختند
وی در شـعری دیگـر شـهیدان را دارای صفات الهـی معرفی می کند که همیشه‌ بیدارنــد، نــه‌ چرت می زنند و نــه مـی خوابنــد و در ایــن شـــعر با اشاره بــه آیــه ٢٥٥ ســوره بقــره، اینگونه می سراید: «ألله لا إله إلا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة و لا نوم ...».
او  در شعر دیگری شهادت را نهایت وصل با ناپیدا می داند و می گوید: تو در نهایـت وصـلی بـا ناپیـدا/ و در نهایت مهری با مـا/ و دسـت مـا را گرفتـه ای / و مـی کشانی بــا خــود/ از مــرز تفرقــه / تردیــد بــه مرکــز همه بودن ها/ بــه قسط / بــه آزادی / به قبله همگانی
صــفارزاده در شــعری دیگــر بــه شــهیدان تمــسک جــسته و از آنهــا مــی خواهــد که دستش را گـرفته‌ و یاریش کـنند:
آه ای شهید/ دسـت مـرا بگیـر/ بـا دسـت هـایی / کـز چـاره هـای زمینـی کوتـاه اسـت / در ایــن گونــه شــعرها، صــفارزاده بــا توجــه بـــه فـــیض عـظــیم شــهادت در صــحبت از شـهادت و پوینـدگان راه حــق گــاه بــه شـهادت طلبـی آنـان اشـاره مـی کنـد و گـاه خـود در طلب‌ شهادت‌ و گاه در آرزوی پیوستن‌ به‌ شهیدان است.
در واقع صفارزاده از جمله شـاعران شاخص در عرصه ادبیات پایــداری از جمله ادبیات دفاع مقــدس اســت کــه خـــدمات و آثـــار ارزنــده‌ ای‌ از خــود بــه یادگــار نهـاده است. در کارنامــه درخــشان‌ او افزون بــر شــعر، ترجمــه و تحقیقات قرآنـی فراوانی به چشم می خـورد. صفارزاده بخــشی از اشــعار خــود بــا بــه‌ تــصویر کـشیدن اخـلاص و پایـداری امامـان معـصوم (ع) به بیان مظلومیت ها و ایـستادگی های آنان در برابـر ظلـم و سـتم‌  می پردازد. در مـیـان اشعاری کـه‌ صفارزاده‌ در حـوزه ادبیات مقاومت سـرود، شـعرهایی‌ از بسامد بــالایی برخــوردار اســت‌ که در باب انقلاب اسلامی و دفاع مقدس سروده اسـت.
منابع
١. قــرآن کــریم. (١٣٨٧)، انتــشارات‌ تــلاوت‌، تهــران: چاپخانــه بــزرگ قـــرآن کـــریم ، چاپ سوم‌ .
٢. آیینه‌ وند، صادق. (١٣٧٠)، ادبیات مقاومت،کیهان فرهنگی ، شماره٧٩‌ .
٣. اســحاق‌، محمــد. (١٣٧٩)، شــعر جدیــد فارســی ، تـهــران، فـردوســی ، ترجمــه ســیروس شمیسا، چاپ اول .
۴. صــفارزاده، طـــاهره . (١٣٨٦‌)، بـیعــت‌ بـــا بیــداری‌ ، تهــران‌: نـــشر هـنــر بیــداری‌ ، چــاپ‌ چهارم.


کد مطلب: 414240

آدرس مطلب :
https://www.kebnanews.ir/news/414240/شاعری-س-روده-ه-ایی-جنس-حماس-ه-پایداری

کبنانیوز
  https://www.kebnanews.ir