یک فعال سیاسی اصولگرا معتقد است: نگاه دشمن اصلا تغییر حکمرانی نیست، بلکه نابودی است. اگر دشمن یک ذره نگاه به حکمرانی داشت، خشونت را ترویج نمیکرد. شما به انقلاب اسلامی برگردید. اگر امام به تدریج در بین مردم محبوبیت ایجاد کرد، به دلیل این است که طرفداران خودش را از هر نوع خشونت پرهیز میداد؛ یک منطق قوی ارائه میداد و با منطق دیگران را جذب میکرد.



معلوم است مسائل اقتصادی به گونهای نیست که با یک گفتوگو حل و فصل شود. مهم این است که تلاش شود برای حل سریعتر مشکلات، امکانات در کنار هم قرار بگیرد؛ نه به این معنی که اولین جلسه میتواند مشکلات را حل و فصل کند. طبیعی است که صاحبنظران چنین انتظاری از گفتوگو ندارند که به فاصله اندک مسائل حل شود. از نظر صاحبنظران حائز اهمیت این است که چه مسیری را انتخاب کردهاند.
غربیها و خود منافقین یا سازمان مجاهدین خلق نقش جدی در همین جنایاتی که چند روز گذشته رخ داد، داشتند. بسیاری از کارهای تشکلاتی را آنها هدایت کردند. البته ابتدای امر یک درگیری بین سلطنتطلبها و منافقین در مشهد ایجاد شد. در سخنرانی خانمی که روی ماشین سخنرانی کرد، علیه او سنگ انداختند و درگیری بین سلطنتطلبها و منافقین ایجاد شد، اما بلافاصله صهیونیستها جمعش کردند. یعنی منافقین را تحت فشار قرار دادند که ظهور علنی و آشکار نداشته باشند؛ والّا به شدت با هم درگیر هستند و الآن هم در تظاهراتهای خارج از کشور به شدت با هم اصطکاک پیدا میکنند.
اگر آنها اعتقادی به حکمرانی در ایران داشته باشند، باید دو نفر را به طرف خودشان جذب کنند. اگر دو نفری هم به آنها میاندیشید، از آنها دور شده؛ یعنی به شدت ذهنیتها علیه آنها شده و درست هم هست. کسانی که پول میدهند تا به هرکسی در برابرشان باشد شلیک کنند-آن هم در تاریکی شب-واقعا جنایتبار عمل میکنند. همه باید از این نگران باشند. درست است که امروز جامعه بشری میترسد با آمریکا سرشاخ بشود، اما در عین حال اینقدر فهم دارد که کجا منادی امنیت و کجا منادی تنش و فلاکت است. به نظر من این برای همه روشن است.






















