تعداد نظر۵
جالب است ۲
محمد صدقی‌اصل، عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج، در نشست علمی با محوریت مدیریت منابع آب، با اشاره به چالش‌های جدی استان کهگیلویه و بویراحمد گفت: انتقال بین‌حوضه‌ای، این استان مولد آب را به «تأمین‌کننده خاموش» تبدیل کرده و عدالت آبی را نقض کرده است.
استاد دانشگاه یاسوج: ۸ هزار هکتار اراضی حاصلخیز استان کهگیلویه و بویراحمد زیر سایه بی‌عدالتی آبی نابود شد / استان؛ تأمین‌کننده خاموش آب کشور بدون سهم عادلانه

به گزارش کبنا نیوز، صدقی‌اصل با بیان اینکه نیازهای آبی چندگانه استان شامل شرب، صنعت، کشاورزی، محیط‌زیست و عشایر به‌درستی برآورد نشده است، افزود: «عدم تخصیص عادلانه آب از سدهای استان، موجب از بین رفتن حداقل هشت هزار هکتار اراضی کلاس یک در شهرستان‌های کهگیلویه و حومه شده است.»


بیشتر بخوانید:

مقایسه تکان‌دهنده کشاورزی اصفهان، یزد و کهگیلویه‌وبویراحمد / فضای سبز اصفهان به‌تنهایی ۵ هزار و ۴۰۰ هکتار است؛ بیشتر از کل زیربنای یاسوج / چرا استان پرباران کهگیلویه‌وبویراحمد کمترین سهم از کشاورزی آبی را دارد؟


وی با اشاره به اثرات زیست‌محیطی احداث سدهای خرسان و ماندگان بر زیست‌کره و منطقه حفاظت‌شده دنا، پرسش‌هایی اساسی را مطرح کرد: عدالت آبی در چه سطحی قرار دارد؟ تخصیص واقعی آب در بخش‌های مختلف چگونه است؟ و کدام الگوی حکمرانی می‌تواند پاسخگوی تغییرات اقلیمی و نیازهای استان باشد؟

صدقی‌اصل تأکید کرد: مطالعات نشان می‌دهد حکمرانی آب در استان به دلیل تمرکزگرایی و ضعف نهادهای محلی، سهم واقعی استان از منابع آبی بسیار کمتر از نیاز آن است؛ در حالی که کهگیلویه و بویراحمد با داشتن ۱۰ درصد منابع آب سطحی کشور، سهم ناچیزی در مصارف داخلی دارد.

به گزارش کبنا نیوز، بخش اول صحبت‌های دکتر محمد صدقی اصل، دانشیار مهندسی آب، عضو هیئت علمی دانشگاه یاسوج را در ادامه می‌خوانید.

خیلی خوش آمدید، قبل از شروع لازم است مطلبی بیان شود: بهترین دوستانم از استان‌های یزد و اصفهان هستند چه در دانشگاه شیراز چه در دانشگاه تهران و چه در خارج از کشور و چه در دانشگاه یاسوج  و این بحثی که امروز اینجا می‌شود در واقع یک بحثی است که قالب توسعه دارد. مسئله فردی نیست مسئله جمعی هست و یک‌وقت خدای‌نکرده فکر نکنند که تضاد منافع شخصی یا کانفلیکتی این وسط وجود دارد، بنابراین این بحث کاملاً علمی است و من هم با داده‌های علمی و مستندات راجع به این موضوع صحبت خواهم کرد. آب همیشه پاسخ می‌دهد؟ اما آیا ما زبان پاسخ‌ها را می‌فهمیم؟ تعدادی تصویر در واقع از زیست‌کره دنا و رودخانه‌های بشار هست. دنا این کوه سربلند نگین زاگرس و در واقع می‌شود گفت دنا نقاشی خداوند بر ایران‌زمین است در سمت چپ حیات‌وحش رو می‌بینید بزهای وحشی در آن سمت بالا حیات‌وحش رودخانه زیبا و لند اسکیپ بسیار چشم‌انداز رودخانه بشار و در اینجا هم صخره‌های آهکی سازند آسماری را مشاهد می‌کنید. در اسلاید بعد دنا روزهای تلخی هم داشته در خشکسالی شما ببینید بستر رودخانه کاملاً خشک شده و  مرگ‌ومیر ماهی‌ها در دو دوره در سال‌های 86 تا ۹۶ این اتفاق افتاد. یعنی هنوز که سدی ساخته نشده است. اکوسیستم ما دارای تخریب قابل‌توجهی است.

برگردیم به کلمه آب در اوستا آب در واقع واژه آپ بوده و در زبان فارسی پهلوی که در واقع زبان ساسانیان بوده (او) بود که یک کلمه لری است و نشان‌دهنده فرهنگ غنی این منطقه است که ریشه در تاریخ ایران باستان دارد. یکی از الهه‌های (الهه یا ایزد در واقع یکی از خدایگانی بوده که در زمان قدیم پرستش می‌شده) الهه آناهیتا به معنای حاکم آب‌های روان بود و به همین خاطر جشنی بوده به اسم جشن آبانگاه برای پرستش این الهه. الهه دیگر به نام تیشتر که در واقع نماد باران و زایش بوده و جشن تیرگان برای سپاسگزاری از این الهه بوده و در واقع تیشتر نگهبان آب‌های آسمانی بود. در زمان قدیم تصور بر این بود یک اقیانوسی از آب در آسمان‌ها است و یک جنگی است بین اهورامزدا و اهریمن برای اینکه باران بیاد این نشان می‌دهد که در تمدن ایران‌زمین خشکسالی همواره وجود داشته در نوشته‌های الواح گلی پادشاهان ما اشاره کرده‌اند که کشور ما از خشکسالی در امان بماند.

در فرهنگ ایران‌زمین آب نماد حیات و نماد پاکی و تقدس بوده است، به همین خاطر پهلوانان نامی ایران برای جنگ با دیو و  اهریمن به‌صورت نمادین وارد آب می­شدند از درون آب رد می‌شدند و این به‌نوعی همان غسل است. در واقع خیلی از آیین‌های دینی ما ریشه در ایران باستان دارد. چون ایران‌زمین دارای تمدن بود؛ ولی تمدن‌های بین‌النهرین مصر هم بودند؛ ولی تمدن ما قوی بود. تصویر احداث یک سازه منحصربه‌فرد به نام قنات با یک معماری شگفت‌انگیز را مشاهده می‌کنید. به‌جرئت می‌توانم بگویم که قنات یک معجزه بوده در ایران باستان. نیاکان ما چقدر باهوش بودند! اگر این ابتکار هزاران سال پیش از بین می‌رفت تمام دانشمندان دنیا در حال حاضر با همین امکانات فعلی قادر نبودند چنین فناوری را در حال حاضر ابداع کنند. فناوری قنات در واقع مدیریت آب‌های زیرزمینی بر اساس سرریز سفره آب به‌صورت طبیعی به سطح زمین بود. بدون هیچ‌گونه انرژی مکانیکی تنها با نیروی ثقل این کار انجام می‌شد. مکان‌یابی قنات بسیار سخت است و کار علمی است که چند هزار سال پیش ایرانیان آن را انجام دادند.

 اما من چون یک مقدار علاقمند به تاریخ هم هستم بحث تاریخ استان ما و اینکه آب در استان ما در چه قالبی بوده است اشاره‌هایی خواهم داشت. یکی از مناطق مهم و تاریخی استان ما بلاد شاپور هست. از اسمش هم معروف است. در واقع در دوره شاپور بن اردشیر ایجاد شد و شهری عظیم بوده است. این متن از کتاب ریاض الفردوس خانی در دوره صفویه برداشت کردم که در آن کتاب ذکر شده است: "شهری عظیم بوده و الیوم شهر قدیم خراب است و لکن شهر جدید معمور است و چهل و چهار قریه معمور دارد، و چون در ظاهر شهر آب نیست و رودخانه و عیون (چشمه‌ها) و انهار در قراء و بلوکات جاری است آب‌خوردن از عیون و آبار (آبار در واقع اسم امروزی‌اش می‌شود فلوم و پل) صرف می‌شود. زراعت بخس (بخس یعنی کاهش‌یافته؛ ولی این کلمه باید بج باشد؛ زیرا بج به لری یعنی دیم) کار بسیار دارد و اما فاریابش زیاده بر بخس (دیم) است، و از میوه‌ها انگور بسیار خوب دارد و هلو و انجیر و هندوانه خوبی به عمل می‌آید و در مواضعش غله و برنج به‌وفور به حاصل آید. هوایش یابس (خشک) و سالم است. برف به دهدشت نزدیک است. از کوهی که به جبل سر مشهور است به شهر می‌برند و شارع عام که از دهدشت به اصفهان تردد می‌نمایند (ریاض الفردوس خانی - صفویه). یکی از قرای دم رود قریه دناست که در پای کوه دنا واقع شده و آن کوهی است که سیّاح عالمگرد حسّ بصر به کمند پر پیچ‌وتاب و هم ارتقا به ذروه (بلندای) رفعتش نتواند نمود، و رنگ کوهگرد فلک مینا رنگ از تندی و بلندی‌اش در وی نتواند غنود. معنی: هیچ سیّاح دنیاگردی نمی‌تواند با چشم خود، حتی با تمام دقت و  تلاش، تمام بلندی و شکوه آن را ببیند و زعم عوام انام (خلق) از آنجا آن است که شاه کیخسرو در مغاره (غار) کوه دنا غایب گشته و در قریه مزبور نوعی انگور به عمل می‌آید که بر انگور مشهور بلاد شاپور رجحان دارد (ریاض الفردوس خانی، معاصر صفوی) ". تصور کنید بلاد شاپور قدیم چقدر آباد بود که هندوانه و برنج کشت می‌گردید.

 اما از یک منبع قدیمی­تر بنام فارسنامه ابن بلخی مطلبی درباره سی سخت آمده است: " سی سخت ناحیتی است بغایت سردسیر و آب‌ها روان و مجاور صرام و بازرنگست (فارسنامه ابن بلخی قرن 6 هجری) ". من فکر نمی‌کردم این بحث پادشاه کیخسرو و دنا قدیمی باشد؛ ولی این منبع که مربوط به دوره صفوی است (احتمالاً منابع قدیمی‌تر هم گفته‌اند) نشان داد که اصالت تاریخی دارد. اسامی امروزی موجود در متن هم هنوز استفاده می‌شوند. صرام به زبان امروزی چرام گفته می‌شود. البته جغرافیای صرام قدیم با چرام امروزی متفاوت است و در قدیم گستره بزرگ‌تر و متفاوت‌تری را شامل می‌گردید. چرام امروزی قبلاً تل گرد بود. عباراتی مانند سر رود و دم رود هنوز هم در گویش مردم جاری است. بازرنگ هم امروزه روستایی در نزدیکی یاسوج است. راه بزرگ از ارجان (بهبهان امروزی) شروع و به دهدشت و سپس به پاتاوه و اصفهان که در قلب (مرکز) ایران قرار داشت وصل می‌گردید.

یعنی این‌قدر آب بوده که اراضی فاریابش از دیم آن بیشتر بود. انگور بسیار خوبی دارد هلو و انجیر و هندوانه در دوره صفوی داشت. گفته شارع آن که از دهدشت به اصفهان تردد می‌نماید. راه تاریخی که از ارجان وارد بلاد شاپور و از بلاد شاپور به منطقه پاتاوه عبور  و به سمت اصفهان که قلب (مرکز) ایران بوده می‌رفتند. و گفته شده در آنجا انگور مشهوری به دست می‌آید که بر انگور مشهور بلاد شاپور رجحان دارد.

 سه سازه باستانی آبی ما در استان داریم اول پل بریم در مرز شهرستان‌های باشت و شهرستان رستم بر روی رودخانه شیو است که مربوط به دوره ساسانیان است.  پل قدیمی پاتاوه بر روی رودخانه بشار در شهر پاتاوه است و سومی پل معروفی است بر روی رودخانه خیرآباد که مربوط به قبل از اسلام است و در زبان محلی معروف است به پل خیری و محمد خان در واقع می‌گویند این دو نفر بودن که به هم علاقمند بودند در افواه عمومی به این اسم معروف بود؛ ولی اسم اصلی آن پل خیرآباد هست.

اما چالش‌های مهم آب استان کهگیلویه و بویراحمد: چرا ما آمدیم سمت این موضوع؟

انتقال بین حوضه‌ای استان را به "تأمین‌کننده خاموش" تبدیل کرده، بدون اینکه سهم محلی عادلانه‌ای (حداقل ۶۰ درصد) تخصیص یابد که این امر عدالت آبی را نقض کرده و مهاجرت روستاییان را افزایش داده است.

نیازهای آبی چندگانه (شرب، صنعت، کشاورزی و محیط‌زیست و عشایر) استان کهگیلویه و بویراحمد به‌عنوان استان مولد آب به دلیل تصمیمات نهادی و منطقه‌ای به‌خوبی برآورد نشده است و به همین دلیل تخصیص لازم را برای خود ندارد.

نقض عدالت آبی به دلیل عدم تخصیص آب از سدهای استان حداقل 8 هزار هکتار اراضی کلاس 1 در شهرستان‌های کهگلیویه و حومه رخ داده است.

پرسش‌های  اساسی این است که:

عدالت آبی در توزیع منابع آب در چه سطحی قرار دارد و تخصیص‌های واقعی آب (کشاورزی، شرب، صنعت، محیط‌زیست و انتقال بین حوضه‌ای)  استان چقدر است؟

اثرات احداث سدهای خرسان و ماندگان بر روی زیست‌کره دنا و منطقه حفاظت شده دنا از جنبه تغییرات اقلیمی و خسارات اکولوژیکی چگونه است؟

نوسانات اقلیمی و تغییرات الگوی بارش‌های جوی چه تأثیری بر منابع آب سطحی و زیرسطحی استان خواهد داشت؟

کدام الگوی حکمرانی آب می‌تواند به تحقق عدالت آبی و سازگاری با تغییر اقلیم منجر شود؟

مطالعات نشان می‌دهد که حکمرانی آب در استان کهگیلویه و بویراحمد، به دلیل تمرکزگرایی و ضعف نهادهای محلی، استان بسیار کمتر از نیاز واقعی خود آب دریافت کرده است و چند هزار هکتار اراضی کلاس 1 در استان وجود دارند که نیازمند آبرسانی هستند. بر اساس آمارهای رسمی، کهگیلویه و بویراحمد با وجود دارا بودن ۱۰ درصد از منابع آب سطحی کشور، سهم ناچیزی از این منابع را در مصارف داخلی استفاده می‌کند.

برگردیم به سراغ تجربیات کشورهای دیگر که آیا در دنیا پروژه‌های انتقال آب متوقف شدند؟ یا نه؟ من چند مورد صرفاً برای اینکه ذهن شما باز شود از تجربیات کشورهای دیگر را اینجا ذکر می‌کنم:

انتقال 20 میلیون مترمکعب در روز (4 میلیارد م م در سال) از رودخانه نیل به حوضه صبات. به علت نگرانی‌های ناشی از اثرات زیست محیطی آن گروه‌های زیست محیطی اعتراض و اعتصاب کردند و برخی از آنها نیز بازداشت شد. وقتی که آبراهه انتقال آب جونگلی به طول 250 کیلومتر در حال ساخت بود به علت کشته شدن جمعی از معترضان، با وجود توافقات بین کشورهای مصر و سودان پروژه  در سال 1984 فوراً فسخ گردید.

در اسپانیا اجرای طرح ملی انتقال آب از رودخانه ابرو به مناطق شمال و جنوب (ساحل مدیترانه) این کشور به دلیل هزینه‌های زیادی اقتصادی و تبعات مالی لغو شد.

در آمریکا دو تجربه وجود دارد. تجربه اول، به‌منظور تأمین آب در کالیفرنیا پروژه Hetch-Hetchy شروع شد و به دلیل مخالفت‌های گسترده متوقف گردید (1990). این پروژه اولین طرحی بود که بخاطر مخالفت‌های مردمی در دنیا متوقف گردید. علت توقف هم از بین رفتن حیات وحش و گونه‌های آبزی به دلیل ساخت سد عنوان گردید. تجربه دوم، پیشنهاد اولیه طرح انتقال آب تگزاس از رودخانه می سی سی پی مطرح و در سال 1968 مردم تگزاس در همه پرسی برای اخذ مجوز مالی پروژه پاسخ منفی دادند. مقاومت حوضه مبدأ و اثرات زیست محیطی آن سبب توقف پروژه گردید.

تجربه بعدی در کشور روسیه یا شوروی سابق بود که یک پروژه گسترده‌ای بود آب را از سیبری  به حوزه آسیای مرکزی و کشور قزاقستان منتقل می‌کرد.  این پروژه تا حدی پیش رفت؛ ولی اجرای آن باعث خشک‌شدن دریاچه و انباشت حجم زیادی نمک گردید و میزان شوری آب‌وخاک 4 برابر افزایش یافت. اغلب موجودات زنده از بین رفتند و نمک برخاسته از بستر باعث تأثیر بر ذوب برف‌ها گردید و همچنین طوفان‌های شدیدی شن رخ داد و در نتیجه باعث وقوع بیماری‌های تنفسی در مردم منطقه گردید. همه این موارد باعث توقف پروژه گردید. می‌دانید که این پروژه‌های انتقال آب هم در کشورهای مارکسیستی و کمونیستی اجرا شدند در کشور روسیه و کشورهای ازاین‌دست (حتی چین هم زیاد اجرا کرد). اما نگاهی به آرای توقف سدها به‌وسیله دادگاه‌ها داشته باشیم. در کشورهای قبلی در اثر اعتراضات مردم پروژه‌های انتقال آب متوقف گردید؛ یعنی فشار جامعه مدنی باعث شد که این پروژه‌ها متوقف شوند. اما جاهایی مردم هم فشار آوردند و متوقف نشد و پرونده­ها به دادگاه رفت. مورد اول توقف ساخت سد فرانکلین توسط دادگاه عالی استرالیا است (استرالیا کشور خشکی است و اقلیم آن شباهت‌هایی به کشور ما دارد). دادگاه عالی استرالیا حکم داد که دولت فدرال حق قانونی دارد تا ساخت سد فرانکلین در ایالت تاسمانی را متوقف کند، زیرا این پروژه با تعهدات بین‌المللی استرالیا تحت کنوانسیون میراث جهانی در تضاد بود و می‌توانست به اکوسیستم حساس رودخانه و مناطق حفاظت‌شده آسیب برساند. این حکم نشان داد که حفاظت محیط‌زیست می‌تواند بر توسعه اقتصادی و پروژه‌های ملی اولویت یابد و دولت فدرال می‌تواند در تصمیمات ایالتی دخالت کند تا تعهدات ملی و بین‌المللی در زمینه محیط‌زیست رعایت شود.

دومین مورد، توقف ساخت سد پلیکو توسط دادگاه عالی ایالات متحده بود. دادگاه عالی ایالات متحده حکم داد که ساخت سد تلیکو بر روی رودخانه تنسی باید متوقف شود، زیرا این سد می‌توانست به گونه ماهی در معرض خطر  (Snail Darter) آسیب برساند. بر اساس قانون گونه‌های در معرض خطر، حفاظت از گونه‌های در معرض خطر اولویت بالاتری نسبت به اهداف اقتصادی و توسعه‌ای دارد. رأی دادگاه نشان داد که حتی پروژه‌های ملی و اقتصادی بزرگ نمی‌توانند قوانین حفاظتی گونه‌های در معرض خطر را نادیده بگیرند.

مورد سوم توقف ساخت سد پوچم توسط دادگاه اداری تیرانا (آلبانی) است. آلبانی که کشور پیشرفته‌ای نیست. شرح دادخواست به این صورت بود: دولت آلبانی ساخت یک سد بزرگ را به یک شرکت ترکیه‌ای سفارش داد. سازمان حفاظت از محیط‌زیست آلبانی به همراه ۳۸ نفر از ساکنان آسیب‌دیده، علیه این پروژه شکایت کردند. دادگاه اداری تیرانا در تاریخ ۲ مه ۲۰۱۷ حکم داد که ساخت سد پوچم بر روی رودخانه ویوسا متوقف شود، زیرا ارزیابی اثرات زیست‌محیطی (EIA) ناقص و روند مشارکت عمومی رعایت نشده بود. دادگاه تأکید کرد که توسعه پروژه‌های انرژی آبی نباید منافع اقتصادی را بر حفاظت از محیط‌زیست و حقوق جوامع محلی ارجح بداند و تصمیم‌گیری باید باتوجه‌به گونه‌های حساس و اکوسیستم رودخانه انجام شود.

 از نظر تاریخی باید بدانیم که آیا در کشور ما انتقال آب بین حوضه‌ای انجام شده است یا خیر؟ همه شما شهر شیراز را می‌شناسید.

در سال 1262 هجری قمری، محمد شاه قاجار دستور انتقال آب رود شش پیر از منطقه ممسنی به شهر شیراز را صادر کرد. این رود که منبع آن در کوهستان ممسنی و بلوک اردکان قرار داشت، به رود فهلیان می‌پیوست و سرانجام به دریای فارس می‌ریخت. پیش از این، سلاطین پیشین نیز قصد انجام این کار را داشتند، اما هیچ‌گاه آن را عملی نکرده بودند. محمد شاه قاجار با اراده‌ای قوی دستور داد تا این پروژه بزرگ اجرایی شود و حتی اعلام کرد که اگر هزینه‌ای معادل یک کرور تومان از خراج فارس صرف این کار شود، قابل قبول است. حسین خان آجودان باشی، حاکم شیراز، مأمور اجرای این پروژه شد. او با همتی بلند و دقت فراوان، 12 هزار کارگر را برای حفر نهر استخدام کرد. تلاش‌های حسین خان و کارگران سرانجام به ثمر نشست و آب رود شش پیر به شیراز رسید؛ ولی به سالی نکشید بعد از مرگ محمد شاه بعلت خرابی آب قطع شد (برگرفته از فارسنامه ناصری و برخی کتب دیگر). یک نکته را من اینجا بیان کنم پروژه‌هایی که حاکمان و سلاطین پشت اجرای آنها بودند. در همان زمان قدیم معلوم بوده است که مطالعه علمی نبوده است و  سلیقه‌ای اجرا شده است و محمد شاه قاجار دوست داشت آب را منتقل نماید. ولی پروژه‌هایی که افراد دانشمند بانی آن بودند ماندگار ماندند. همین جا نتیجه می‌گیریم هر کاری که متکی به مطالعه علمی نباشد و صرفاً سلیقه باشد هرچند سلیقه شاه هم باشد موفق نیست. برای اجرای این پروژه ۱۴ کیلومتر در دل کوه (شش پیر تا نزدیکی دالین) آب دالان (اسم امروزی آن تونل است) حفر شد. آبدالان آب را از چشمه شش پیر می‌برد به دالین و از دالین قنات به خلار و از خلار به‌صورت ثقلی به سمت قصردشت شیراز برده شد. اما درباره مصارف آب حوزه زاینده‌رود نگاهی داشته باشیم. تصویر زیر از سایت‌های استان اصفهان گرفته شده است (شکل شماتیک). بارگذاری‌های آب حوضه زاینده‌رود هر چند بصورت ناقص نشان شده است. از حوضه دز دو پروژه طرح انتقال آب بین حوضه‌ای به زاینده رو اجرا شده است یکی تونل چشمه لنگان (در شکل است) و دیگری تونل خدنگستان است که در شکل نیاوردند.



از حوضه کارون آب توسط دو تونل کوهرنگ 1 و 2 به زاینده‌رود اجرا و سالهاست به بهره برداری رسیده است. بخش‌های مختلف رودخانه و نقشه شماتیک حوضه در استان‌های چهارمحال بختیاری و اصفهان دیده می‌شود. هرچند شکل شماتیک است؛ ولی چند نکته آن حائز اهمیت است. در نزدیکی بند چم آسمان انتقال آب به سمت یزد دیده می‌شود. بین این دو استان مدتهاست مناقشه وجود دارد. اصفهانی‌ها معتقدند بیش از 60 تا90 میلیون مترمکعب آب به یزد منتقل می‌شود (آب شرب) در حالیکه یزدی‌ها اعتقاد دارند حداکثر مقدر انتقال آب 50 میلیون مترمکعب آب است.

در نقشه کنار تونل گلاب انتقال به کاشان و دلیجان را نوشته است. در مناقشه اصفهان و یزد و اصفهان کاشان شاید حق باید با اصفهان باشد؛ زیرا انتقال آب صورت‌گرفته است. اصفهانی­ها معتقدند این آب ماست چرا باید به کاشان (نزدیک ۱۶ میلیون مترمکعب) منتقل شود. استان‌های خوزستان و چهارمحال‌وبختیاری نیز اعتراض دارند چرا آب از سرشاخه کارون به اصفهان منتقل شده‌اند. البته مناقشه چهارمحال‌وبختیاری و اصفهان بر سر میزان مصرف آب در دو استان است. یک نکته جالب در این نقشه این است که کشاورزی‌های حوزه چهارمحال‌وبختیاری را با رنگ سبز نشان دادند؛ ولی کشاورزی‌های حوزه خودشان را با رنگ زرد نشان دادند به این معنی که در اصفهان آب نیست و اراضی خشک شده است. ساکنان چهارمحال‌وبختیاری اعتقاد دارند مولد آب در حوضه هستند و حق برداشت طبیعی دارند. البته یک تونل دیگری به نام تونل کوهرنگ 3 در حال ساخت یا اتمام (اطلاع دقیق ندارم) وجود دارد که به علت اعتراض‌های ساکنان چهارمحال‌وبختیاری به علت قطعی آب شرب آنها، فعلاً متوقف مانده است.

اما با آمار و اعداد از میزان آب انتقال بین حوضه‌ای از دز و کارون به زاینده‌رود اصفهان بحثی داشته باشیم.

پروژه‌هایی که الان در حال بهره‌برداری‌ست یعنی قبلاً احداث شده کوهرنگ 1 را داریم کوهرنگ 2 را داریم چشمه لنگان و تونل خدنگستان. کوهرنگ یک و دو از سرچشمه کارون آب به آنجا می‌رود. چشمه لنگان و تونل خدنگستان از سرچشمه‌های دز (نزدیک فریدون شهر)

https://kebnanews.ir/vdcjhmeimuqeymz.fsfu.html
نام شما
آدرس ايميل شما

سیدقوام گنجی
باسلام
موضوعی به این مهمی حیف هست غلط املایی داشته باشد
هم درتیتر هم درمتن بجای کلمه حوزه نوشته شده (حوضه)
بیشتر احتیاط کنید
خدانگهدار
درود بر شما. معمولا این ادبیات حوزه یا حوضه همیشه سبب ابهام در بحث آب بوده است. حوضه آبخیز ، حوضه های کوچک است مشتق از واژه حوض. اما طبق توافق برخی انجمنهای علمی در مقیاس بزرگتر یعنی خلیج کارون-دریاچه ارومیه یا حتی خلیج فارس از حوزه استفاده می شود. یعنی پیشوند آبریز میشود حوزه حوزه آبریز) و پیشوند آبخیز میشود حوضه (حوضه آبخیز). در سایر جاها مناطق جغرافیایی مد نظر باشد همان حوزه بکار می رود.
مجاهد
باسلام وتشکر از این استاد عزیز دانشگاهی و پژوهش گزارشگونه آن عزیز.
اینکه استان ما باتوجه به نصاب آبخیزی سهم کمی از توسعه وتجهیز منابع آبی و بهرمندی در اراضی زراعی صنعتی وشرب و خود را دارد شکی نیست.ولیکن مقصر این وضعیت عدم نگاه علمی وفنی وآینده مدار مدیران استان و حتی خود عزیران دانشگاههای استان بویژه دانشکده کشاورزی دانشگاه یاسوج است.دانشکده کشاورزی یاسوج با وجود اساتید کشاورزی ومنابع طبیعی از سالها پیش میبایست حاصل مطالعات وتحقیقات خود را در این زمینه در اختیار مدیران قرار می‌داده و مطالبه گری می‌کردند نه اینکه امروزه که کل کشور در مضیقه منابع آبي قرار گرفته با نگاه‌های سیاسی به مسئله‌ سد سازی اقدام به مقايسه و ارائه شاخص‌های زیرساختی و توسعه ای منابع آبی در بخش‌های زراعی و صنعتی و شرب و..نماييم. اصل پیشگیری قبل از درمان. وعلاج واقعه قبل از وقوع در مورد این چالش کم آبی نیز صادق است.
بنابراین انتظار می‌رود مدیران و متولیان حوزه آب و انرژی با همکاری اساتید گرانقدر واهل فن این حوزه در تعاملی مثبت چشم انداز صیانت از منابع آبی استان ک.ب را رصد نموده واز دولت وحاکمیت همچنان مطالبه واحقاق حق خود را داشته باشند.والسلام
استاد عزیز گزارش را دادید ، حالا با توجه به وضعیت فعلی راه کار بدهید
نگاه سیاسی آب برای آنهایی است که سدها را صرفا برای انتقال بین حوضه ای می خواهند. نگاه سیاسی برای کسانی است که از حوضه های دیگر آب را برای صنعت، کشاورزی و مجتمع های دامی به مرکز کشور منتقل کرده اند. این نوشتار نقد هیدروپولتیک است. سدها همیشه مضر نیستند و برخی سدها اگر مکانیابی درست و اهداف منطقه ای مناسبی داشته باشند در خدمت توسعه پایدار خواهند البته مشروط به رعایت الزامات زیست محیطی . راه حل بسیار ساده است . صرفه جویی حداقلی در مصرف آب کشاورزی و الگوی کشت سازگار با منطقه. در مرحله استفاده از پساب و فاضلاب تصفیه شده است که سالیان سال همه محققان پیشنهاد داده اند
تازه ها