پایگاه خبری کبنا نیوز 4 اسفند 1399 ساعت 2:58 https://www.kebnanews.ir/report/431154/بازنشر-هشدار-خصوص-فرهنگ-غلط-انتخاباتی-استان-کهگیلویه-بویراحمد -------------------------------------------------- پرونده ای برای انتخابات دوم اسفند 1398؛ عنوان : بازنشر/ هشدار در خصوص فرهنگ غلط انتخاباتی استان کهگیلویه و بویراحمد -------------------------------------------------- غالباً نامزدها و هواداران آنها با تحریک قرابت‌های قومی و منطقه‌ای سعی بر جذب دایره مشترک نزدیکان و نهی آنها بر عدم حمایت از کاندیداهای رقیب داشتند و توسل به شیوه نخ نما، مذموم و غیراخلاقی رقیب هراسی (به جای اثبات خود) موضوعیت یافته بود. متن : مقدمه: یک سال از انتخابات دوم اسنفدماه 1398 گذشت و طبیعتاً می‌بایست گریزی بر این انتخابات داشت و مسائل و مصائب آن را بازبینی و مورد تحلیل و واکاوی قرار داد تا از قِبل آن درس‌های پند آموز و عبرت‌هایی برای آینده بدست آورد. در این راستا، سال گذشته تحلیلی با عنوان «هشدار در خصوص فرهنگ غلط انتخاباتی استان» به قلم آقای غلامعباس امیدورا در این پایگاه خبری انتشار یافت که تحلیلی نسبتاً جامعی از شرایط و احوال انتخاباتی استان  کهگیلویه و بویراحمد را ترسیم می‌کرد و همچنان و تا سال‌ها این تحلیل و آسیب شناسی آن می‌تواند مطمح نظر فضای سیاسی و اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد باشد. از این رو پایگاه خبری تحلیلی کبنانیوز بر آن شد یادداشت مذکور را مجدداً بازنشر کرده که بازخوانی آن برای اهالی فرهنگ، سیاست، اجتماع و ... راهگشا خواهد بود. البته به دلیل سفر ریاست قوه قضائیه به استان در سالروز انتخابات 1398، پرداختن به این امر با اندکی تأخیر آغاز شد. انتخابات مهمترین گردهمایی و هم افزایی دموکراتیک مردم است که در دوران مدرن وسیله انتقال و گردش قدرت و نقش آفرینی تک تک مردمان است و می‌بایست آن را مدل حقوقی و سیاسی توسعه یافته از سرشکن کردن قدرت و زمینی کردن آن میان شهروندان یاد کرد که محصول گذار از شکل سنتی دولت به شکل مدرن آن و استواری آن بر اراده و اختیار مردم است. بلاشک گذار از جامعه و دولت به مفهوم سنتی و ورود به وادی جدید و مدرن از آن، الزامات و اقتضائات خود را می‌طلبد و صرفاً تعریف اشکال و طرح‌های جدید از دولت و تعیین نقش مردم در تکوین و تبویب این اثر، راهگشا نخواهد بود؛ بلکه می‌بایست خاستگاه، ظرفیت و کشش‌های جامعه نیز با مدل‌های توسعه یافته سنخیت داشته باشد و نمی‌توان با فرهنگی توسعه نیافته طالب اجرای مدلی توسعه یافته بود. به عبارتی دیگر «مدل‌های توسعه یافته»، «انسان‌های توسعه یافته» می‌خواهد و جامعه ایرانی و به طور خاص جامعه ایلی و عشیره‌ای کهگیلویه و بویراحمد که هنوز درگیر و دار مفاهیم پیشامدرن و دوران کهنه زایی فرهنگیِ مبتنی بر سنت‌های قدیس قبیله‌ای است، نمی‌تواند به درستی با مدل توسعه یافته‌ی (سیاسی و حقوقی) انتخابات که رهآورد عصر جدید در دوران مدل‌های منتسکویی قدرت است، تطبیق یابد. آنگونه که امروزه می‌بینیم، توسعه نیافتگی شهروندی، مدل‌های توسعه یافته‌ای همچون انتخابات را از کارکرد خویش عاجز می‌کنند و این گزاره در تمامی حوزه‌های (اقتصادی، صنعتی و ....) قابل تطبیق است و هر جا که مدلی از دنیای توسعه یافته اتخاذ شده، به علت عدم باور درونی به لوازم آن و به تعبیری توسعه نیافتگی مجریان و مخاطبان آن، بلااثر می‌ماند. از این رهگذار در استان کهگیلویه و بویراحمد انتخابات با اشکال و صور گوناگون خود را نشان می‌دهد و از تعریف درست آن با رویکرد دستیابی به «حکمرانی مطلوب» از دل اراده افراد جامعه با أخذ رأی، به دور می افتد و نمی‌تواند برای دستیابی به «حکمرانان خوب»، کارگشا باشد. در این میانه، سنت‌های غلط سیاسی و اجتماعی درون فرهنگیِ این دیار، مدل انتخابات برای «به گزینی» شایسته‌ترین افراد را به حاشیه می‌کشاند و همان اندک امید برای تفاهم و همگرایی تکثرها در جهت وحدت نظر بر بهترین‌ها را خنثی می‌کند و کاریکاتوری از مشروطه‌ی ناقصِ ایرانی (که آن خود نیز شکلی معیوب از مشروطه است) در تشکیل پارلمان را به نمایش می‌گذارد. در انتخابات اخیر و بلکه در ادوار گذشته انتخابات، چندان فهم درستی از پدیده انتخابات و لوازم، اقتضائات، کارکردها و اهداف آن دست نیازیده و در دوره اخیر به نسبت ادوار گذشته، وضعیت از آنچه بود، بغرنج‌تر شد و این امر در ورطه قهقرایی سنت‌ها و باورهای غلط اجتماعی و سیاسی به نازل‌ترین سطح خویش افول یافت و مبانی گردآوری رأی مردم به صورتی ناخوشایند نسبت به گذشته متنزل شد. گردهمایی‌های انتخاباتی در کلیه نقاط استان مبتنی بر دیدارها و همنشینی های سنتی بود و هر روز حجم عظیمی از گزارش‌ها و تصاویر نشست کاندیداهای انتخاباتی با طوایف و گروه‌های قبیله‌ای در فضای مجازی و رسانه‌ای منتشر می‌شد و بسیار به ندرت موردی یافت می‌شد که گردهمایی کاندیداها خارج از این چارچوب‌ها باشد و هر روز بر طایفه گرایی و نشست‌های طایفه‌ای و منطقه‌ای دامن زده می‌شد. شایسته بود که فضای فرهیختگی مبتنی بر خرد جمعی مدرن و تمرکز حول محورهای فکری بر گردهمایی‌ها و میتینگ‌های انتخاباتی حاکم بود و به جای همگرایی‌های قومی، همگرایی‌های فکری، علمی و دانشگاهی و ... نمود پیدا می‌کرد و رسانه‌ها نیز به انعکاس دیدار نامزدها در فضاهای عمومی با حضور دانشگاهیان، تحصیلکردگان و اقشار گوناگون جامعه (از هر دسته و سطحی) بود و سالن‌ها و تالارهای عمومی و نه منازل متنفذین اجتماعی و عشیره‌ای، محل عرضه ظرفیت نامزدهای انتخاباتی می‌بود. تدارک جلسات مناظره‌ها و معرفی و ارائه ظرفیت‌ها و سوابق توانمندی نامزدهای انتخاباتی در اماکن علمی و دانشگاهی و یا در مکان‌های بزرگ با حضور اقشار گسترده و متنوع مردم از هر نوع، از حداقل پیش زمینه‌های ارتقای فرهنگ انتخاباتی و انتخاب شایسته از سوی مردم، بدون جهت گیری‌های سنتی است. گاهاً شاهد بودیم که فرهنگ انتخاباتی دچار تنزل است و این فروکاهیِ فرهنگی هم از جانب بعضی کاندیداها و هم از سوی مردم مشاهده می‌شود و ادامه این روند در سال‌های آتی به اضمحلال رشد حداقلیِ سیاسی دهه‌های گذشته منجر خواهد شد. طایفه گرایی سیاسی و اداری (از درون احزاب و تشکل‌های تصمیم گیر استان تا سطوح دستگاه‌های اداری و متن جامعه)، فراگیر شده و در کلیه نقاط استان نیز گاهی اصیل‌ترین افراد سیاسی که ادعای تحزب، جبهه گرایی و سنت‌های فکری و سیاسی را داشتند نیز در این دام افتاده بودند و به تعصب‌های قومی و منطقه‌ای پیوسته و حقیقت (درست یا نادرست) رقبای قومی و یا منطقه‌ای خود را ندیدند و یا نخواستند ببینند. شاید بتوان گفت که این جنس از واکنش «اجتماعی- انتخاباتی» مردم، در نسبت به کنش «سیاسی- اداری» نمایندگان ادوار اخیر مجلس و فعالیت احزاب و مجامع و شوراهای تصمیم گیر جریان‌های سیاسی یکی دو دور اخیر انتخابات‌ها بوده که مردم را به چنین واکنش‌هایی واداشته است. علاوه بر نمایندگان، قومیت گرایی و منطقه گرایی در تصمیماتِ تشکل‌ها و احزاب سیاسی استان نیز مشهود است و برخی از این احزاب که اعضای آنها به عدد انگشتان دست نمی‌رسند به صورت خانوادگی، فامیلی، قومی و حداکثر منطقه‌ای و یا گعده دوستانه اداره می‌شوند و تصمیمات آنها نیز بر مدار منافع متناظر (خصوصی، قومی، گعده‌ای و ...) می‌چرخد و خرد جمعی فراگیر و منفعت عمومی در تصمیمات آنها چندان جایگاهی ندارد. سطح نازل اظهارات و سخنرانید بعضی نامزدها و مباحث مطروحه در میتینگ‌های انتخاباتی، به گونه‌ای بود که گاهی سخنرانی‌های انتخاباتی به حرف‌های «خاله زنکی» فروکاهیده می‌شد و این حکایت از تقلیل جایگاه و ارزش انتخاب شوندگان دارد و بر سطح گزینش انتخاب کنندگان تأثیر منفی می‌گذاشت. البته باید متذکر شد که الزاماً در همه جای دنیا اینگونه نیست که فضای انتخابات، فضای فرهیختگی و فرزانگی باشد و لزوماً انتخابات میدانگاه حضور شایسته‌ترین و نخبه‌ترین افراد جامعه باشد، بلکه همین که افرادی از برجستگان عرصه سیاست حضور یابند، کفایت از موضوع دارد. نتایج غیررسمی یک نظرسنجی چند وجهی میدانی که در بهمن ماه گذشته به کوشش تعدادی از دانش آموختگان هم استانی در دانشگاه‌های تهران با همکاری پایگاه خبری کبنا نیوز، صورت گرفت، با کنکاشی عمیق در درون شرکت کنندگان، حکایت از آن داشت که در خوشبینانه ترین حالات، کمتر از 20 درصد از مردم استان بر اساس شاخصه‌های درست (همچون منفعت عمومی، توانمندی کاندیداها و ...) و دست کم حدود 80 درصد آنها بر مدار معیارهای نادرست (همچون منفعت خصوصی، ارتباطات، قبیله گرایی و ...) تصمیم گیری می‌کنند که این نیز مؤیدی بر هشدار در خصوص نگرش غلط انتخاباتی مردمان این دیار است. در کنار آن، آرایش سیاسی نشان از فرو ریختن مرزهای جغرافیای سیاسی و بازگشت به تاریخ قومیت گرایی و منطقه گراییِ منسوخ گذشته می‌دهد که می‌توان آن را نماد گریز از عقلانیت سیاسی به مؤلفه‌های واپس گرایی در شناخت شایستگان جامعه برای وکالت مردم و حکمرانی بهینه دانست که از هر دو سو (هم از جانب نخبگان سیاسی و اداری و هم از سوی شهروندان) دامن زده می‌شود. بدیهی است این تعاریف و توصیفات شامل حال کلیه کاندیداهای مستقر در صحنه انتخابات استان کهگیلویه و بویراحمد (چه آنانکه بیشترین رأی را داشتند و چه آنانکه کمترین رأی را داشته و چه آنانکه از حمایت تشکل‌های سیاسی برخوردار بودند و چه آنانکه مستقل و مردمی حضور یافتند) می‌شد. غالباً نامزدها و هواداران آنها با تحریک قرابت‌های قومی و منطقه‌ای سعی بر جذب دایره مشترک نزدیکان و نهی آنها بر عدم حمایت از کاندیداهای رقیب داشتند و توسل به شیوه نخ نما، مذموم و غیراخلاقی رقیب هراسی (به جای اثبات خود) موضوعیت یافته بود.