تاریخ انتشار
سه شنبه ۹ بهمن ۱۳۹۷ ساعت ۰۲:۳۶
کد مطلب : ۴۰۶۷۸۲
یادداشت

آدم ها و صفت ها (به قلم محمود منطقیان)

۴
۰
مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
آدم ها و صفت ها (به قلم محمود منطقیان)
کبنا ؛متن ارسالی
چندتیپ آدم را بایدخوب شناخت و آزمود تا جامعه از آسیب آنها درامان باشد
آدمها را با راه و روشی که در زندگی و درمیان جامعه درپیش دارند می توان شناخت وبه افکار و رفتار آنها پی برد؛در غیر این صورت خانواده ها و نهادهای اجتماعی و مردم ازگزند آنها در امان نیستند و باید روزی تاوان و پیامد کارخود را پس بدهند و انگشت حسرت به دندان گزند.
یک= آنهاکه معامله گرندوهمه جابه دنبال سودند.هیچ آیینی بجزسودپرستی ندارند.درست ونادرست وخیروشروحق وناحق برایشان معنی ندارد.
با هر کس که به آنها سود برساند خوبند اگرشمر باشد و دوری می جویند از هر کسی که سودی برایشان ندارد ولو به حق باشد آنها اهل معامله اند و در پی سود.
پول و مادیات باشد و یا پُست و مقام هر روز برای کسب سود برای خود قبله ای می سازند.دریک عبارت همه چیزشان "معامله وسود"است.
آدم سالم و ظالم برایشان یکسان است بلکه مهم نفعی است که از رابطه با آنها حاصل می شود.یک روزهوادار"زید"اندویک روزخاطرخواه "عمرو"اند یعنی خوب و بد آدمها رابا سود حاصل ازمعامله خود،می سنجندند.
دو=آدمهایی هستندکه درزمان نیازو بی نیازی دوشخصیت ازخودنشان می دهند.وقت نیازبرای رسیدن به خواسته خود،به دَرِخانه این وآن می روندوازهرکسی کمک وهمکاری می خواهند تا به هدف خود برسند.
هدف خود نرسیدند،دیگر تو را رهامی کنند و سراغی ازت نمی گیرند تازمانی که بازنیازی دیگر پیدا کنند،آن وقت بازبه سراغت می آیند و اظهار ارادت و محبت می کنند و از تو یاری و همکاری می خواهند و اگر به هدف خو درسیدند فاصله می گیرند و وقتی با آنها دیدار می کنی می بینی شخصیت دیگری به خودگرفته اند و چهره دیگری ازخودنشان می دهند و اصلا آن آدم پیشین که آن همه ابراز نیاز و ارادت می کرد نیستند.
و اخلاق و روششان دیگرگونه شده و راه و روش دیگری درپیش گرفته اند.این گونه آدمها در روز نیاز ابراز دوستی و ارادت می کنند و حتی گاهی کارشان به خواهش والتماس واسطه درست کردن می انجامدتا ازکمک ویاری کسی برخوردار شوند و هرگاه به مقصود و خواسته خودرسیدند،چهره عوض می کنند و شخصیت دیگری به خودمی گیرند و به درستی اینها پس از رسیدن به خواسته خود -پُست ویا مال باشد-شخصیت واقعی خود را آشکارمی کنند.
اینها زمانی به عنوان ابزار از  دیگران استفاده می برند و چون از پل خواسته ها و نیازها گذر کردند،آدم دیگری می شوند.
این گونه آدم ها اهل ریا و نقش بازی کردن درشرایط زمانی ومکانی هستند و به هیچ روی درخور اعتماد نیستند،چون شخصیت شان کاذب و سیال است و در زمان و مکان می چرخد و دگرگون می شود و از صفات بارزشان این است که بسیار ناسپاس اند و قدرخدمت و نعمت نمی شناسند.
اینها از فرصت جویانند تا به وقت به طعمه مورد نظرخود برسند وقت نیاز تا مرز التماس و خواهش پیش می روند و وقت بی نیازشدن خودبین و برتری جویند و کلابه تناسب شرایط رنگ و شخصیت عوض می کنند و ناسپاسی از خود نشان می دهند.
اینها را باید افراد دو چهره و یا چند شخصیتی لقب داد و به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند،چون شخصیت ثابت و استواری ندارند.
سه=تیپ دیگری از آدمها کسانی هستند که باید آنها را افراد"گره زن"یا"گره ساز"لقب داد.خدانکند کارکسی به این گونه آدمها بیفتد.نه تنها اهل حل مشکل و راه گشا نیستند بلکه سعی می کنند در راه حل هر مشکلی گرهی و مانعی بزنند و انجام کار را دشوارکنند.به اصطلاح ملا نقطه ای هستند.
هرجا که انسانهای "گره گشا"بخواهند مانعی را از سر راه بردارند،اینها تلاش می کنندکه به بهانه ای گرهی درآن کاربزنند و از حل مشکل دیگر کسان را نیز بازدارند.
اینهابیشتربه "نه گفتن"و"نمی شود"و"ممکن نیست"عادت دارندو"آری"و"ممکن است" درشخصیت ومنش وروش کارآنهانیست.اگردلیلی برای مانع شدن نداشته باشند،بهانه ومانعی می تراشند.به قول حضرت سعدی "کسی رابه خیراینهاامیدی نیست بلکه مردم خداخدامی کنندکه ازشرِّشان درامان باشند"
این گونه آدمهااگرجایی مدیرشدندویامسئولیت گرفتند،چرخ پیشرفت وچرخش امورراازکارمی اندازندومردم راماههاوسالها
معطل و درمانده می کنند.
این تیپ آدمهابیشتربه جای گشایش به بن بست،به جای گشودن به بستن،به جای "آری" به "نه"وبه جای بازشدن به گره زدن می اندیشندومردم ازکارونوع برخوردآنهاپیوسته درعذابند.
چون این گونه آدمهابه "راه حل"نمی اندیشندبلکه بیشتر به راه بستن ومانع تراشیدن عادت ونظردارند.
هنرآنهاگیردادن و"نه"گفتن ودرمانده کردن است.وای به حال مردمی که قرارباشد مشکلشان به دست این گونه آدمهاحل شود.
چهار=تیپ دیگری از آدمها  "منفی بافان"و کسانی هستند که اهل گله و شکایت اند.
اینها همواره به نکات منفی وکاستیها می نگرند و همواره از روزگار و زندگی و مشکلات زمانه می نالند و روزنه های امید را برخود و دیگران می بندند و سنگ یاس را برجان و دل خود و دیگران می زنند.
همیشه از درد و ناکامی سخن می گویند و بر درهای بسته می کوبند.اینها همیشه روزگار را برخلاف مراد و راه می بینند و پیوسته آه و افسوس مانند دود سیگار بر لبانشان جاری است.
آنها نه تنها خود نا امید و دل نگرانند بلکه هرجمعی را نا امید و پریشان می کنند.
هرگزبه زیباییهای خدادادی و طبیعت وزندگی نمی نگرند بلکه همیشه درپی خبرهای ناخوشایند و رویدادهای ناگوارند و تنها به کمی ها و کاستی ها و نامرادیها وبدشانسیها توجه دارند و به زمین و زمان فحش و ناسزا می گویند و آدم و عالَم را خلاف میل و رضای خودمی بینند.
وقتی به جمعی وارد می شوند شروع می کنند به منفی بافی و خبر ناگوار دادن و ازبیماری و بدبختی سخن گفتن و داد  و گله و شکایت سردادن.
این آدمها ذهن و مغزشان پر از افکار و باورها و احساسات منفی ونا امیدکننده است و پیوسته از"نشدن"و"نباریدن"و"نیامدن"وگرفتاری و دشواری وناتوانی و بدترشدن واندوه و پریشانی و بدشانسی و تصادف و بیماری و خرابی و بدبینی سخن می گویند و نور امید را در دل دیگران نیز خاموش می کنند و بذر بدبینی را در دل و ذهن دیگران می کارند و روح پژمردگی را درجامعه می گسترانند.نزدیکی به این گونه آدمها همان و بدبخت وبدبین و منفی زیستن همان.
پنج=تیپ شخصیتی دیگر از آدمها آنهایی هستند که خود رای و خودکامه اند و بر این باورند که همه امور و کارها باید  به اراده و نظر آنها بچرخد و راه و روش خود را حق و فکر و عمل دیگران را نادرست و برخطا و باطل می دانند.اینها انتظار دارند  که همه فرمان پذیرو پیرو آنه ا باشند و به فکر و نظر و اراده و خواست دیگران بها نمی دهند.
بهترین آدمهادرنظراین گونه افرادکسانی هستندکه بی چون وچراازآنهاتبعیت می کنندواهل پرسش ودلیل وبرهان نیستند.آدمهای صاحب فکروپرسشگردرنظراینهاکج اندیش ومنحرف اندوبایدجلوی آنهاگرفته شود.
این هادرهرجایی که قراربگیرندبه زیردستان خودستم روامی دارندوآزارمی رسانند.اینهاچه درراس خانواده باشند،چه درراس اداراه ها،چه مدیرشرکتها وچه فرمانروا،استعدادهارامی کُشندوراه نقدونظر واندیشه وابتکاروآفرینش وهنررابردیگران می بندند.
اینهابه شکوفایی اندیشه وپیشرفت درسایه آزادی واستقلال وآفرینش باورندارندوسعی می کننددرهرجاکه باشندهمه راههارابه خودختم کنندوازفیلترخودبگذرانندوبه گونه ای انتظاردارندکه دیگران ولوفرزندشان درخانواده مانندسربازی مطیع و بی چون وچرا درخدمتشان باشند.این هااگرپدرباشند،درخانواده شیوه پدرسالاری رابوجودمی آورندواگرمادرباشندشیوه مادرسالاری راواگرمدیرباشندشیوه مدیرسالاری راواگرحاکم باشند،رویه حاکم سالاری راپدیدمی آورندواززیردستان انتظارفرمان پذیری وتبعیت محض دارند.خدانکندمدیریت درجایی به دست افرادخودرای وخودکامه بیفتد،دراین صورت یک نفربه جای همه تصمیم می گیردوهمه اندیشه هاواستعدادهاونبوغها تعطیل می شوندوکارهاازپیشرفت ورونق می افتدوبن بستهاآشکاروراههای گشایش بسته می گرددوپریشانیها وعقب ماندگیها ومشکلات زندگی رخ می نمایدوروح شادی وامیدوآرامش وخرسندی اززندگی رخت برمی بندد.
راه نجات وگشایش وپیشرفت وآرامش هرجامعه دراین است که کارهاومدیریت هارابه دست انسانهای آزاده ونیک اندیش وگره گشاوخیرخواه وپاکدل ودلسوزوانسان دوست بسپارندتاباافکاروکردارنیک آنهاجامعه راه درست درپیش گیردوآبادان وبهروزگردد.
به امیدزندگی بهتربرای همه انسانها....

---------------------
محمود منطقیان
--------------------
برچسب ها :
نام شما

آدرس ايميل شما

Iran, Islamic Republic of
یه تیپ دیگه یادت رفت: و اون دسته آدم هایی هستند که کیف خود را میگیرند و دو شب مانده به انتخابات به یاسوج عزیمت میکنند تا جناح خود را بفروشند و البته الان دو چیز بخورند:یکی اینکه حسرت بخورند که چقد به بهای ناچیزی خود را فروختند!!
دوم اینکه: آن کیف برکتش همچنان باقی است و تا چند سال دیگر میشود خُرد!!
هیشکی
Iran, Islamic Republic of
سطح نوسته بسیار پایینه چه از لحظ فرم نوشتاری و انتخاب واژگان و بسط مطالب و چه اشراف نسبت به روانشناسی و جامعه شناسی که نوشته در این دو مقوله میگنجه . به عنوان مثال حتی نگارنده تفاوت بین واژه های تیپ و شخصیت رو نمیدونه و نکته دیگه اطاله ی کلام و تکرار مکررات . و در اخر اینکه بیشتر درد دلکردن و گلایه کردن بود از کیانی ک زمانی یار بودند و اکنون . . .
امید
Moldova, Republic of
آقای منطقیان وقتی شما به عنوان مثلا روشنفکر جامعه! رای خود . به جریان سیاسی مخالف، چه انتظاری باید از اون جامعه داشت!!! شما و آقای لاهوتی عامل اصلی بدبختی دهدشت و مردمش هستید. را تمام کنیدو بگذارید افراد دیگر وارد عرصه بشوند و مشکلات را حل کنند شما نه نیت و سواد آنرا فقط حرفه‌ای که خودتون هم بهشون ندارید و عمل نمی کنید می زنید!!!! پدر بنده و امثالهم سالها دنبال شما و طیف شما بودند و جز بدبختی و فرزندان بیکار و شهر فلاکت بار هیچ چیزی نصیبشان نشد در حالیکه اقوام شما از انواع امتیازات بهرمند هستند شما نمی توانید روشنفکر شهر ما باشید در حالیکه برای افراد هم فکر خود هم احترام قائل نیستید چه برسد به مخالفانتان!!!!!
United Arab Emirates
شما که جرات نمیکنید کامنت بذارید تعطیلش کنید
پای روانگردان در پرونده قتل ميترا استاد باز شد

پای روانگردان در پرونده قتل ميترا استاد باز شد

کارشناس اسلحه عنوان مي‌کند 9گلوله شليک شده است. بنده درخواست کردم اين مساله در هيات کارشناسي ...
ایران و عربستان؛ وقت مصالحه رسیده است؟

ایران و عربستان؛ وقت مصالحه رسیده است؟

 طرح چهار ماده‌ای ماکرون، هنوز به نتیجه نرسیده، اما شواهد و قراین نشان می‌دهد که احتمال ...
واکنش‌ها به حکم ۵ سال زندان حسین فریدون

واکنش‌ها به حکم ۵ سال زندان حسین فریدون

پرونده دیگری که ممکن است مورد توجه قوه قضائیه باشد، پرونده مهدی جهانگیری برادر اسحاق ...