تاریخ انتشار
پنجشنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۰۰:۲۹
کد مطلب : ۴۰۲۱۰۶
یادداشت:

گر هم گله‌ای هست دگر حوصله‌ای نیست

سید مصطفی گنجی
۰
مطلبی که می خوانید از سری یادداشت های مخاطبین کبنانیوز است و انتشار آن الزاما به معنی تایید تمام یا بخشی از آن نیست. می توانید با ارسال یادداشت خود، این مطلب را تأیید یا نقد کنید.
گر هم گله‌ای هست دگر حوصله‌ای نیست
کبنا ؛متن ارسالی

خبرنگاران کهگیلویه سالها است که در ۱۷ مرداد از مشکلات خود می گویند و امید در رفع دغدغه های خود دارند اما روز خبرنگار می گذرد و این دغدغه ها به قوت خود باقی است.
هر ساله ۱۷ مرداد که فرا می رسد موج انبوهی از پیام هایی تبریک در فضای مجازی و حقیقی به سوی قشر زحمتکش خبرنگار سرازیر می شود و هرکس به یک شیوه و قلم این روز را تبریک می گوید.
۱۷ مرداد که می رسد همه به پای درد دل خبرنگاران می نشینند و خبرنگاران هم با امید از دغدغه هایشان می گویند و چشمان پر امیدی که انتظار دارند این دغدغه ها روزی به فرجام برسد.
خبرنگاران دیار کهگیلویه و شهر دهدشت نیز همپای سایر خبرنگاران جامعه اسلامی تلاش می کنند و تنها با عشق خود به این حرفه مقدس کار می کنند و از درد های جامعه می گویند تا بتوانند مشکلات را به گوش مسئولان برسانند.
خبرنگاران و فعالان حوزه رسانه در کهگیلویه بی شک محجوب ترین، بی ادعاترین و با استعداد ترین خبرنگاران استان کهگیلویه و بویراحمد هستند و همیشه اخبار و گزارش های نابشان در صدر تیتر رسانه های استان و کشور است.

 خبرنگاری یکی از حساس‌ترین مشاغلی است که در کشور های توسعه یافته جز مشاغل معتبر قرار دارد اما متاسفانه در کشور و بالاخص شهرستان ها اهالی خبر و رسانه با مشکلات و سختی‌های عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کنند.
نظام های کارآمد، در واقع کارآمدی خویش را مرهون و مدیون خبرنگاران آگاه و جسور و منتقد است و این انتظار می رود همانگونه که خبرنگاران به دنبال بیان مشکلات مردم می پردازند مسئولان نیز به دغدغه اصحاب رسانه توجه بیشتری داشته باشند.

روز خبرنگار یاد آور تمامی وعده های محقق نشده چندین ساله برای این قشر بی مدعا است.خبرنگاران کهگیلویه انتظار دارند اگر گوش شنوای مشکلات و آلام اقشار و طیف‌های مختلف جامعه هستند، درد دل‌ها و دغدغه های آنان هم شنیده شود.
از آن جایی که همواره سخنانی مبنی بر اینکه " خبرنگاران گوش شنوا و چشم بینای جامعه و پل ارتباطی مردم و مسئولان هستند" اما متأسفانه این پل ارتباطی میان مسئولان و مردم  گاهی با نقد هایی از عملکرد مسئولان از سوی خبرنگاران قطع شده و اگر تمجیدی از مدیر یا مسئولی به عمل نیاید خبرنگار به شدت نکوهش می شود!
 اگر نبود بیمه دردی تقریبا مشترک میان تمامی خبرنگاران است اما بی توجهی مسئولان و انتظارهای گاها عجیب از این قشر، در واقع دردها و دغدغه های آنان را افزون می کند.
هر ساله با فرا رسیدن روز خبرنگار وعده های جدیدی از جانب مسئولان به گوش می رسد، ایجاد امنیت شغلی از جمله وعده های جدیدی است که اخیرا از مسئولان شنیده شده است و ما همچون سال های قبل امیدی به تحقق این وعده نداریم.

خبرنگاران رسالت مهمی را در جامعه بر عهده دارند که آگاهی بخشی مردم مهمترین رسالت این قشر است.
 متاسفانه درآمد کم، استرس زیاد و به خصوص برنتابیدن نقد از سوی مسولان از جمله مشکلاتی است که خبرنگاران کهگیلویه با آن مواجه هستند.
متاسفانه به خبرنگاران شهرستانی خصوصآ خبرنگاران و اصحاب رسانه شهرستان کهگیلویه با وجود اینکه سهم مهمی را در پوشش سریع و دقیق اخبار ایفا می‌کنند، اما از سوی استان به آنان توجهی چندانی نمی شود وحتی در مراسمات استانی نیز که برگزار می شود از این افراد دعوت به عمل نمی آید.
برای رسیدن به قله حقیقت و صداقت باید بسوزیم تا از خاکستر ما حق گویان دیگری برخواسته و راه ما را ادامه دهند و این جز باشجاعت و حق گویی رخ نخواهد داد و مصلحت اندیشی تنها راه انحراف از این وظیفه و آرمان است.
شغل خطیر و پر ارزش خبرنگاری برای هر یک از خبرنگاران، یادآور روزهای سخت، تلخ و شیرین است و من نیز به عنوان یکی از اصحاب رسانه شهرستان خاطرات تلخ و شیرین بسیاری دارم.
از آن جایی که عشق و علاقه به خبر و خبرنگاری تنها عاملی است که باعث شده است خبرنگاران شریف و نجیب کهگیلویه بدون دریافت حتی کمترین دستمزدی، همواره در این حرفه ثابت قدم باشند اما انعکاس مشکلات و دغدغه مناطق محروم و مردم مستضعف این شهرستان و به دنبال آن رفع مشکلات آنها و دعای عاقبت بخیری که برایت می کنند، خستگی کار را به یکباره از تنت در می آورد و این بهترین و بالاترین دستمزدی است که من خبرنگار تا آن لحظه دریافت کردم.
یاد دارم که در روزهای بسیار سرد سال تحصیلی 96 تصویری از کودکان یک مدرسه روستایی در مارگون به دستم رسید، در آن تصویر حدود 10 کودک دختر و پسر با لباسهای مندرس و دمپایی به پا در حالی که لباس گرمی نداشتند و قلم و کتاب هایشان نیز در دستشان بود با لبهایی پر خنده در کنار هم ایستاده بودند و این تصویر اوج محرومیت و فقر را نشان میداد.
از فرستنده تصویر شماره تلفن معلم آن دانش آموزان را دریافت کردم و با آن معلم تماس گرفتم، وقتی وضعیت کلاس درس و شرایط اقتصادی مردمان آن منطقه را شنیدم سخت دلگیر شدم و از صحبت های آن معلم جوان و تصویری که به دستم رسید گزارشی تهیه کرده و منتشر نمودم.
یادم میاد بعد از دو سه روز که از انتشار آن گزارش می گذشت از طرف سازمان نوسازی مدارس استان با من تماسی گرفتند و آدرس مدرسه را جویا شدند، خلاصه اینکه در کمترین زمان محرومیت دانش آموزان آن منطقه به گوش مسئولان کشوری نیز رسیده بود و علاوه بر تآمین لباس و پوشاک و لوازم التحریر دانش آموزان، ساخت مدرسه در آن منطقه نیز در اولویت کاری قرار گرفت و تا تکمیل مدرسه کانکسی به آن مدرسه تحویل دادند تا دیگر دانش آموزان آن روستا مجبور نباشند در کلاس درسی که از کاه و گل ساخته شده بود و هر لحظه امکان تخریب داشت، روزهای سرد زمستان را بگذرانند. دعای خیر معلم و دانش آموزان آن روستا یکی از شیرین ترین خاطرات من در حرفه خطیر خبرنگاری است، البته من و دیگر همکاران رسانه ایم در کهگیلویه از این دست خاطرات کم نداریم اما اینجا مجالی برای گفتن همه آنها نیست و فقط به یکی از آنها بسنده کردم.
خبرنگاران شهرستان کهگیلویه در واقع «خبرنگاران فراحوزه ای»  هستند، خبرنگارانی که کارشان در شهرستان های کوچک با کلان شهرها تفاوت هایی دارد. این خبرنگاران سرویس خبری و حوزه ای اختصاصی ندارند و باید در همه بخش های اجتماعی، سیاسی، ورزشی، فرهنگی و حوادث خبر بگیرند و قلم بزنند.
علاوه بر این دردسرهای ارسال اخبار و گزارش برای این گروه نیز متفاوت از مسائل درگیر سایر خبرنگاران است.
در مناطق کوچکتر همه تقریباً همدیگر را می شناسند و همین امر باعث می شود خبرنگار بویِژه در ارسال اخبار حوادث، سیاسی و معضلات اجتماعی و فرهنگی محلی گاهی با مشکلاتی مواجه شود که خانواده و اطرافیان و حتی همسایگان را نیز درگیر سفارشات و درخواست هایی می کند که یا ناراضی از نحوه ارسال خبر یا موضوع گزارش ها هستند و یا رضایتشان به بهای نپرداختن به یک موضوع یا مسئله ای است که بنا به مقتضیاتی یا به آن نمی پردازند یا گاهی مجبور می شوند کمرنگ تر آن را مخابره کنند.
به هر روی، خبر است و یکی یا چند نفر را ناراحت می کند و عده ای را خوشحال و گاهی هم خنثی و کم اثر است و بیشتر جنبه اطلاع رسانی صرف دارد.نبود امکاناتی مثل وسیله ایاب و ذهاب به روستاها و بخش های مختلف، حقوق بسیار پایین و بدون مزایای بیمه ای و … و حتی نداشتن مکان و دفتری برای کار در کهگیلوی به انضمام ایجاد مشکلاتی از سوی مسوولان و مدیران ارشدی که با روی کار آمدن هر دولت تغییر می کنند و تغییر رویه می دهند و می خواهند نگاه و دیدگاهشان را بر خبرنگاران نیز اعمال کنند تنها بخشی از مشکلات خبرنگاران زحمت کش کهگیلویه است.
حالا اما با گذشت سال های سال از گرامیداشت روز خودمان، گفتن و نوشتن از این عده علاقمند به خبر و رسانه با وجود همه پستی و بلندی های خبرنگاری خالی از لطف نبود.باشد که این یادکرد از خبرنگاران کهگیلویه ای، الگویی مثال زدنی باشد برای دیگر مدعیان رسانه ای و مطبوعاتی که در سالگردها، مناسبت ها و شمارگان های خاصشان فقط یک روی سکه را می بینند و حتی سال و ماه، تلفنی جویای حال خبرنگارانشان نیستند.
این تک مصراع هم شاید برای بیان مشکلات و متن و حاشیه کار و زندگی این عزیزان مصداق ملموس و خوبی باشد.گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست…

------------------------------------------------------
17 مردادماه 1397
سید مصطفی گنجی
خبرنگار و فعال رسانه ای، سیاسی و اجتماعی
نام شما

آدرس ايميل شما

رقابت يارانه‌اي

رقابت يارانه‌اي

برای جبران تورم، یارانه گزینه مناسبی نیست و باید زیرساخت‌ها و تولید را تقویت کرد. طرح‌های ...
بررسی یارانه احمدی‌نژاد و یارانه روحانی / دولت شفاف‌سازی کند

بررسی یارانه احمدی‌نژاد و یارانه روحانی / دولت شفاف‌سازی کند

هر چه که هست، یارانه‌های نقدی و حساسیتی که در مورد آن بین مردم وجود دارد موجب شده نحوه ...
ایست دوباره مجمع به لایحه پولشویی

ایست دوباره مجمع به لایحه پولشویی

مجمع از منافع نظام و مردم کوتاه نمی‌آید و با توجه به نظرات کارشناسان با آن برخورد می‌کنیم....