تاریخ انتشار
دوشنبه ۱۸ فروردين ۱۳۹۹ ساعت ۱۵:۰۶
کد مطلب : ۴۱۹۵۸۷
عدم مراقبت فردی و جمعی و بحران سواد سلامت در میان ایرانیان؛

کرونا و سواد سلامت ما

جبار رحمانی، انسان‌شناس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
۰
کرونا و سواد سلامت ما
کبنا ؛با شیوع ویروس کرونا ما شاهد الگوهای رفتاری‌ای بودیم که برخلاف الگوهای بهداشتی توصیه‌شده توسط مراکز ستاد مبارزه با کرونا بودند. این تخلف‌های رفتاری، هم از الگوهای مراقبت بهداشتی در سطح فردی بود و هم در سطح جمعی. برای همین بسیاری از آدم‌ها طبق موازین بهداشتی، نه مراقب خودشان هستند و نه مراقب پیامدهای رفتاریشان در جمع. نتیجه این وضعیت در شیوع بیشتر این ویروس در مردم است.
اما چرا این نوع تخطی از الگوهای مراقب فردی و جمعی رخ می‌دهد. نمی‌توان پاسخ را به امر فردی، بی‌توجهی و بی‌مبالاتی فردی تقلیل داد. مسئله باید ریشه‌های تاریخی و فرهنگی خودش را داشته باشد. مسئله را می‌توان این‌گونه هم طرح کرد که چرا آدم‌ها به توصیه‌های بهداشتی (نحوه حفظ بهداشت، قرنطینه خانگی و ...) عمل نمی‌کنند و آن‌ها را جدی نمی‌گیرند.
پرسش فوق را می‌توان با ارجاع به مفهوم سواد سلامت در میان ایرانیان توضیح داد. سواد سلامت، مفهومی گسترده است که ابعاد اجتماعی متنوع و مرتبط با سلامت، چه در سطوح کلان سیاست‌گذاری‌های پزشکی، آموزشی و اجتماعی و چه در سطوح سلامت فردی را مورد مطالعه و بررسی قرار می‌دهد. بر همین اساس، تعاریف بسیار متفاوتی از سواد سلامت ارائه شده‌اند. جامع‌ترین تعریفی که از سواد سلامت ارائه می‌شود، تعریف سازمان بهداشت جهانی است که سواد سلامت را «مجموعه‌ای از مهارت‌های شناختی و اجتماعی می‌داند که افراد بتوانند با کمک آن به اطلاعات درست سلامت دسترسی پیدا کرده و با فهم و کاربرد درست آن اطلاعات، بتوانند سلامت خود و جامعه را ممکن و آن را حفظ کنند» (سازمان بهداشت جهانی، ۱۹۹۸).
حال بیایید این تعریف را در هم‌بافت جامعه کرونایی ایران در بین افراد مختلف ببینیم. بر اساس تعریف سواد، می توان آن را به چهار پرسش شاخص صورت بندی کرد:
· من از کجا می‌توانم اطلاعات موثق پزشکی و بهداشتی را کسب کنم؟
· چگونه و بر چه اساسی می‌توانم میان اطلاعات درست و علمی و اطلاعات نادرست و شایعات تفاوت قائل شوم؟
· چگونه می‌توانم بر پایه موقعیت کنونی خود و بر پایه اطلاعات درست، بهترین تصمیم را اتخاذ کنم؟
·  بهترین تصمیم من، چه تأثیری بر کنش جمعی در مبارزه با این بیماری دارد؟
با مشاهده رفتارهای ایرانیان در بحران کرونا، هرچند عده‌ای در فضای قرنطینه خانگی و در عرصه عمومی تا حدی رعایت کردند اما مسئله آن است که اگر این فرض را بپذیریم که ویروس کرونا احتمالاً مدت بیشتری را مهمان زندگی ما خواهد بود و باید یاد بگیریم با کرونا زندگی کنیم، آن‌وقت نحوه و کیفیت پاسخ‌های ما به سؤالات فوق اهمیت بسیار زیادی پیدا می‌کند. به‌عبارت‌دیگر اگر سواد سلامت جامعه بالا نباشد و ما برنامه‌ای برای ارتقای آن نداشته باشیم، در این صورت مشکل همچنان تداوم پیدا خواهد کرد. لذا گزارش‌های موجود از سواد سلامت در جامعه ما می‌تواند کلید فهم این رفتارهای خلاف قواعد بهداشتی و مراقبتی توصیه‌شده، در گروه‌های از مردم باشد. برای پاسخ به این پرسش، از سواد سلامت باید کمک گرفت.
پرسش فوق از لحاظ سیاست‌گذاری اهمیت خاصی دارد. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد که بی‌مبالاتی‌های مردم و عدم رعایت توصیه‌های فردی و جمعی بهداشتی در آن‌ها یک امر اتفاقی نیست و ریشه در سواد سلامت پایین در میان مردم ما دارد. این مسئله شواهد بسیاری در مطالعات سواد سلامت در ایران دارد. در ایران سنت مطالعات سواد سلامت سابقه چندانی ندارد، شاید علی‌رغم اهمیت این مسئله و همچنین محوریت درمان در نظام بهداشت به‌جای پیشگیری، هنوز مطالعات کافی در مورد سواد سلامت وجود ندارد.
معدود مطالعاتی که هست نیز وضعیت خوبی را در این زمینه به نمایش نمی‌گذارند. باآنکه مطالعات داخلی و خارجی نشان داده که فقدان یا کمبود سواد سلامت، منجر به هزینه‌های بیشتر درمان و حتی ضررهای جانی و مالی بیشتر بیماران می‌شود، همچنان ما با جامعه‌ای مواجه هستیم که سواد سلامت کافی و مناسبی ندارد. یکی از مهم‌ترین مطالعات در این زمینه در مورد پژوهش‌های سواد سلامت در ایران کاری است که داوود رباط سرپوشی و همکاران با عنوان «ارزیابی مطالعات سواد سلامت در ایران: یک مرور نظام‌مند» انجام داده‌اند[۱].
نتایج کار آن‌ها که از بررسی ۳۴ مقاله کلیدی در زبان فارسی در خصوص سواد سلامت در میان گروه‌های مختلف ایرانی انجام شده است، به‌خوبی می‌تواند دریچه‌ای برای فهم سوءرفتارهای گروه‌هایی از مردم در این ایام بحران کرونایی باشد. آنچه که آن‌ها به‌عنوان حاصل جمع‌بندی پژوهش‌های موجود در ایران در حوزه سواد سلامت آورده‌اند، بیانگر آن است که "در مطالعات مختلف سطح سواد سلامت پایین، با میزان بیشتر مراقبت‌های پیشگیرانه کمتر در افراد و هزینه‌های سلامت بالاتر در ارتباط بوده است. در ایران بر اساس مطالعه‌ای در پنج استان کشور، تنها ۲۸.۱ درصد شرکت‌کنندگان سواد سلامت کافی، ۱۵.۳ درصد سواد سلامت مرزی و ۵۶.۶ درصد، سواد سلامت ناکافی داشتند. تحصیلات پایین، سن بالا و وضعیت اقتصادی ضعیف با سواد سلامت ناکافی مرتبط بوده‌اند". نکته اصلی آن است که در جامعه ایرانی، اکثریت مردم (۵۶.۶) سواد سلامت کافی ندارند.
اگر این مسئله را با وضع امروز که ما جمعیت چندمیلیونی‌ای داریم که با وجود همه هشدارهای نهادهای بالادستی مدیریت بحران کرونا، بازهم جابجا شده‌اند و به سفر رفته‌اند (حتی اگر به خانه دوم خودشان در شهرهای دیگر رفته باشند) می‌توانیم به‌خوبی نسبت این خطاها با سواد سلامت پایین را بفهمیم. همان‌طور که در بالا گفته شود، سواد سلامت صرفاً به معنای دانستن نیست، بلکه بخش مهمی از این مفهوم سواد سلامت، به معنای قابلیت پردازش اطلاعات، تصمیم‌گیری مناسب برحسب شرایط و فهم پیامدهای تصمیم‌ها و رفتارهای خودمان در سلامت دیگران و جامعه است. ازاین‌رو فردی که دست به چنان رفتارهای پرخطر میزند یا سواد سلامت کافی ندارند یا تعهد اخلاقی کافی نسبت به سواد سلامت خودش ندارد؛ که بیشتر به نظر می‌رسد دلیل زمینه‌ای سواد سلامت ناکافی زمینه بروز چنین رفتارهای پرخطر در شرایط بحران کرونا باشد.
نتایج کلی و جمع‌بندی مطالعه فوق نیز مؤید همین مسئله است که حتی در مواردی که با بیماران مواجه هستیم، سواد سلامت کافی را نمی‌بینیم. "نتایج این مطالعات نشان داد که به‌طورکلی سطح سواد سلامت در ایران چه در موارد مراجعه‌کننده به مراکز بهداشتی و درمانی چه کسانی که به بیمارستان‌ها، مراکز تحقیقات و... مراجعه کرده بودند، در حد مناسب و مطلوب نیست. به‌رغم شواهد بسیار درزمینۀ اهمیت و نتایج سواد سلامت، بسیاری از کارکنان بهداشتی و درمانی یا از اهمیت موضوع آگاهی نداشته یا مهارت و وقت کافی در برخورد با بیماران با رویکرد سواد سلامت را ندارند.
هرچند ساده کردن اطلاعات سلامتی لازم است اما برای بهبود در درک افراد و رفتار متعاقب آن کافی نیست و دیگر شرایط ارتباطی نیز لازم است؛ بخش‌هایی مانند ارتباطات و آموزش سلامت و بخش آموزش سلامت دانشگاه‌ها می‌توانند بهترین راهکارهای آموزشی به بیماران دارای سواد سلامتی اندک را شناسایی و استانداردهای کیفی برای مواد نوشتاری را منتشر کنند." نکته اصلی در این نتایج نهایی آن است که صرفاً مردم مقصر این مسئله نیستند. گویی نهاد بهداشت در ایران (در قالب مراکز درمانی و بیمارستان‌ها و رسانه‌های متولی و مربوط)، نیز تاکنون کم‌کاری گسترده‌ای برای ارتقای سواد سلامت جامعه انجام داده‌اند.
در راستای سواد سلامت پایین در میان ایرانیان، مطالعه دیگری هم هست که بیشتر توضیح دهنده است. کار طاووسی و همکارانش با عنوان "سنجش سواد سلامت بزرگ‌سالان ایرانی ساکن شهرها"[۲] نیز در راستای کار قبلی نشان از سواد سلامت کم و محدود ایرانی دارد؛ و این خود نشان‌دهنده زمینه‌های وضعیت امروزی ما در مواجهه با کرونا و بی‌مبالاتی عده زیادی از مردم است.
طبق این مقاله عوامل اصلی آموزش سواد سلامت، رسانه‌ها و خود پزشکان و فضای مجازی هستند. یافته‌های این مطالعه همچنین نشان داد، مخاطبان برای کسب اطلاعات سلامت به ترتیب از "رادیو و تلویزیون" ۴۲ درصد، " پزشکان و کارکنان بهداشتی و درمانی" ۶.۴۰ درصد و "اینترنت" ۹.۳۲ درصد بیشترین بهره‌گیری را داشته‌اند. یافته‌های مطالعه حاضر نشان داد که حدود نیمی از افراد موردمطالعه دارای سواد سلامت محدود بوده و این امر غالباً در گروه‌های آسیب‌پذیر مشاهده شد. نکته اصلی دقیقاً در اینجاست که سواد سلامت اندک، بیشتر در میان گروه‌های آسیب‌پذیر است و همین نیز پیامدهای جانی و مالی بیشتری را بر آن‌ها و جامعه تحمیل می‌کند. حرکت به‌سوی عدالت در سلامت ایجاب می‌کند، ضمن شناسایی دقیق این گروه‌ها، اقدام لازم برای رفع این محدودیت و محرومیت به عمل آید.
 آنچه که دیروز کاشته‌ایم، امروز درو می‌کنیم. بی‌توجهی به سیاست‌های پیشگیرانه در سواد سلامت و همچنین عدم سرمایه‌گذاری در حوزه‌های سواد سلامت و سلامت اجتماعی، زمینه‌هایی هستند که مدیریت بحران را امروز سخت‌تر کرده و گاه سبب وخیم‌تر شدن بحران نیز می‌شوند. سواد سلامت اندک مردم با کوتاهی نهادهای بهداشتی برای ارتقای سواد سلامت مردم، دست‌به‌دست هم داده‌اند که در این شرایط بحرانی هم مدیریت بحران را سخت‌تر کنند و هم اینکه هزینه‌های جانی و مالی فراوانی بر مردم، کادر درمانی کشور وارد کنند. اگر بحران را فرصتی برای تأمل در سیاست‌های قبلی و اصلاح آن‌ها در آینده بدانیم، قطعاً کرونا برکتی عظیم در نقص و ناکارآمدی بسیاری از سیاست‌گذاری‌های حوزه سلامت و بهداشت عمومی و فرهنگ‌سازی مربوط بدان را نشان می‌دهد. ازاین‌رو صرفاً مردم مقصر این وضع آشفته و بی‌مبالاتی میلیونی آن‌هایی که بی‌دلیل قرنطینه را نقض می‌کنند، نیستند، آن‌ها که باید طی سال‌های قبل فرهنگ مردم در حوزه سواد سلامت را ارتقا می‌دادند نیز امروز مسئول هستند و باید برای حال و آینده این جامعه بهتر و مسئولانه‌تر فکر کنند. همه ما در وضع فعلی به‌نوبه خود، مسئولیم، هم در ایجاد آن و هم در اصلاح آن.
[۱] رباط سرپوشی، داوود، سیده بلین توکلی ثانی، نوشین پیمان، هادی علیزاده سیوکی (۱۳۹۶) "ارزیابی مطالعات سواد سلامت در ایران: یک مرور نظام‌مند" در مجله دانشگاه علوم پزشکی سبزوار، بهمن و اسفند ۰۹۳۴، دوره ۸۵، شماره ۱
[۲] طاووسی، محمود و همکاران (۱۳۹۴) "سنجش سواد سلامت در بزرگ‌سالان ساکن شهرها: یک مطالعه ملی" در نشریه پژوهشکده علوم بهداشتی جهاد دانشگاهی، دوره ۱۵، شماره یک، بهمن و اسفند
---------------------------------------------------------------------------------------
جبار رحمانی، انسان‌شناس پژوهشکده مطالعات فرهنگی و اجتماعی
برچسب ها :
نام شما

آدرس ايميل شما

کرونا و سواد سلامت ما

کرونا و سواد سلامت ما

بر اساس مطالعه‌ای در پنج استان کشور، تنها ۲۸.۱ درصد شرکت‌کنندگان سواد سلامت کافی، ۱۵....
عضو کمیسیون حقوقی مجلس: هواپیمای اوکراینی، یک هفته قبل از حادثه در ایران، در اسرائیل بود

عضو کمیسیون حقوقی مجلس: هواپیمای اوکراینی، یک هفته قبل از حادثه در ایران، در اسرائیل بود

حسن نوروزی، عضو کمیسیون قضایی مجلس، درباره هواپیمای اوکراینی گفت: نوع پرواز این هواپیما ...
۱۸ کشوری که درگیر همه‌گیریِ کرونا نشده‌اند

۱۸ کشوری که درگیر همه‌گیریِ کرونا نشده‌اند

بر اساس داده‌های منتشر شده در سپتامبر سال ۲۰۱۸ میلادی توسط سازمان جهانگردی جهانی ملل ...