تاریخ انتشار
سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷ ساعت ۲۳:۲۸
کد مطلب : ۴۰۰۷۰۲
سخنان تند سید ضیاء رضاتوفیقی در ضیافت افطاری اصلاح‌طلبان:

آقای استاندار سکوت نخواهیم کرد/ هر آشی که پخته شد، کار نمایندگان است

۱۶
۱
آقای استاندار سکوت نخواهیم کرد/ هر آشی که پخته شد، کار نمایندگان است
کبنا ؛
همزمان با شب 28 ماه رمضان ضیافت افطاری روسای احزاب اصلاح‌طلب و اعضای ستاد حسن روحانی در استان کهگیلویه و بویراحمد برگزار شد و سید ضیاء رضاتوفیقی رئیس ستاد انتخاباتی استان کهگیلویه و بویراحمد سخنرانی کرد.
متن این صحبت‌ها به شرح زیر است،
دولت روحانی به هیچ‌کدام از مطالبات ما و مردم عمل‌نکرده است و همین‌جا بگویم  انتخاب مدیران با نظر نمایندگان مجلس است و ما هیچ دخالتی نداریم و استاندار با نظر نمایندگان مدیران را انتخاب می‌کند، اگر مدیران مطلوب است، کار نمایندگان است و اگر مطلوب نیست بازهم کار نمایندگان است. هر آشی که پخته‌شده است، کار نمایندگان است و مردم باید این را بدانند.
وی بابیان اینکه برخی مدیران ما خوب هستند، اظهار کرد: مدیران در استان ما دودسته‌اند، یک دسته از آن‌ها مدیران مردمی، کارآمد و توانمند هستند که مجموعه خودشان را خوب اداره می‌کنند. اما عده‌ای دیگر که این صفت را ندارند اما فرصت نیز هستند.
ما به دلایلی در این جلسه در نقد استاندار و نمایندگان سخنی نخواهیم گفت، اما در جای دیگر حرف‌های را می‌زنم.
اگر مردم از ما بپرسند چه اتفاق مبارک در استان ما توسط دولت تدبیر و امید افتاده، ما هیچ جوابی نداریم.
وی بابیان اینکه ما هم‌صدای مردم هستیم، افزود: ما برای آزادی و امنیت مردم و سربلندی ملت و پیشرفت ایران اسلامی به آقای روحانی رأی دادیم، اما مطالبات تاکنون برآورده نشده است.
امیدوارم از این بعد اتفاقی بیفتد. اما با این دولت و مدیران من منتظر هیچ اتفاقی مثبت و خوشی نیستم. من برای آقای روحانی کار نکردیم
ما مجموعه‌ای هستیم در سراسر کشور که برای افتخار ایران و توسعه، پیشرفت این سرزمین تلاش کردیم و خواهیم کرد.
مدیران، استاندار و نمایندگان دوره‌شان تمام می‌شود، اما کسانی که ماندگار هستند و مردم را رها نمی‌کنند و بارأی مردم معامله نمی‌کنند، شاید ما نتوانیم برایشان کاری کنیم، اما برای آزادی و پیشرفت ملت، کشور و استان ما تلاش خواهیم کرد. اما همیشه نامشان در کنار آزادگان این ملت خواهد بود.
وی بابیان اینکه برخی سیاست‌مداران ضعیف ما هم داریم، افزود: مردم همیشه هستند، اما سیاست‌مداران معامله‌گر هم بدانند، آنچه می‌ماند این ملت است و آن‌کسانی که می‌روند، مسئولان هستند و همان‌طوری که امیرالمؤمنین علی (ع) می‌فرمایند، موقعیت‌ها می‌آید و می‌رود چراکه اگر موقعیت‌ها و پست‌ها ماندنی بود، دیگران آن را از دست نمی‌دانند که بخواهد به ماها برسد.
مسئولیت‌ها فرصتی است و مدیران تا فرصت دارند، مردم‌دار باشند، خدمت گذار باشند و تا جایی که امکانات اجازه می‌دهد، مطالبات مردم را دنبال کنند.
رئیس ستاد حسن روحانی در کهگیلویه و بویراحمد گفت: هیچ اتفاق مبارکی در استان کهگیلویه و بویراحمد در دولت تدبیر و امید نیفتاده است. این روند، روند مطلوبی نیست. این روند، روند مطلوبی برای مردم نیست، آقای استاندار باید این را بداند اگر سکوت کرده‌ایم، بنا به مصلحت‌ها بوده است، اما من‌بعد سکوت نخواهیم کرد.
 
 
نام شما

آدرس ايميل شما

احمد
United Arab Emirates
سلام..نباید با سیاسی کاری استاندار را به حاشیه کشید.باید اجازه داد وکمک کرد که استاندار ومدیران برای مردم گام بردارند....دکتراحمدی بی بدیل هست.قدرش را بدانیم..آینده زود میرسد
دهدشنی
Iran, Islamic Republic of
بلال بلالم کردی .گوهرگانی ویرانم کردی
هوش برتر
Iran, Islamic Republic of
سكوت بكني يا نه هيچي إز دستتون بر نمياد
اصلاح طلب
Iran, Islamic Republic of
. که باید تصمیم بگیری
اصلا به .ه ربطی داره
یه نوشابه هم. باز کن
گچساران
Iran, Islamic Republic of
بخدا حرف دل مردم رازدی مدیری که به حرف نماینده وعزل وجذب میکند مدیر نیست این نشان میدهد چنین مدیرانی. وچنین پست ومقامی هم بدرد نمیخورد . مدیر نباید خودش راکوچک کند این نمایندهها هستند که باید بحرف شما باشند نه شما مدیران چون بارای امثال شما ومردم نماینده شدند پس هیچ منتی روی دوشتان ندارند قبل از نماینده گی مردم را ول نمبکردند حالا طوری شدند جواب مردم رانمی دهنداین میگذرد
Iran, Islamic Republic of
جناب رضا توفیق خود جنابعالی ومشاور ارشد شما رضا عسکری، در زمان استانداری موسی خادمی کدوم مورد اصلاح طلبان را دنبال کردین، مطالبات اصلاحات رو عنوان بفرمایید.، حرکتی هم داشتین.شورای سیاستگذاری
گچساران
Iran, Islamic Republic of
باز چه .؟ بذار استاندار کارش را بکند. اتفاقاً عملکرد آقای احمدی مطلوب اکثریت اصلاح طلبان استان است. چرا به خادمی اعتراض نمیکردی که هرچه .ل داشت به کار گمارد و هرچه پست و منصب دولتی بود دو دستی تقدیم اصولگراها کرد. البته .ا هم یه چیزایی رسید و بهمین خاطر اعتراض نکردی. چون هوایت را داشت.. با دستور خادمی در سازمان ب..ه استخدام شد.
اصلاح طلب نه .
Iran, Islamic Republic of
سکوت نکن تا بینوم ایخی چه کنی؟ ولا. نیکنی غیره. ایزنی. می دولت من دست تونه؟ تو یه نفری اکثریت اصلاح طلبل استان و آقای احمدی راضی ان. په تو ایخی بگی چه؟
Germany
اخ رو كه .د كه هنوز دم از اصلاح واصلاح طلب ميزنيد؟؟؟؟اصلاحات واسه هميشه .ه......اينقدر . درست كرديد و. توي او غ..
بیدار
Iran, Islamic Republic of
زنده باد نبض اصلاحات استان سید عزیزمان
علی مراد بهمن تاجی
Iran, Islamic Republic of
جناب رضاتوفیقی این سکوت چرا حالا شکست. زمان اقای خادمی کجا بودین. چرا عصبانی شدین. به جناب نوروزی میگم پسر دیگه تو بزار تو سازمان برنامه.جناب رضا توفیقی لطفا به سکوتتان ادامه دددهید سکوت شما به زه بیداریو فریاد است. که فریادتان تنها در طلب چیزی است ، نه تفکر . شماها دیگر از اصلاح و اصلاح طلبی حرفی نزنین که اصلاحاتو تنزل داددین به گدایی پولو کار. اصلا شما چه گامی در راه این تفکر پرهزینه برداشتید که خود را لیدر این جریان جازدین.
یاداشت
United States
آقای استاندار؛
اگر باران نیستید لطفا رعد و برق نباشید
سال گذشته در حالی که بوی ماه مهر در سراسر ایران اسلامی و استان کهگیلویه و بویراحمد پیچیده بود و والدین فرزندان دلبند خود را با هزاران امید و آرزو و همچنین فرصتی برای طی کردن یک سال تحصیلی و دستیابی به ترقی و رشد تحصیلی راهی مدرسه می کردند، علی محمد احمدی نیز کیف خود را برداشته و همراه با دوستانش به استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد سفر کرد تا سکان مدیریتی استان را در دست بگیرد و روزهای خوب و رو به توسعه و رشد را برای مردم محروم و زجر کشیده این منطقه نوید دهد. موسی خادمی استاندار بومی استان نیز که در طی مدت چهار سال گذشته نتوانسته بود نسبت به ارتقای شاخص های توسعه ای در استان گامی بردارد، کیف و رئیس دفتر خود را برداشته تا تجربیات دریافتی خود در چهار سال گذشته را در لرستان به مرحله اجرا در بیاورد. از همان روزهای اولیه صدارت دکتر احمدی در استان، پلاک قرمزهای استان کهگیلویه و بویراحمد آرامش نداشتند و هر روز کارناوال احمدی تازه واردT سر از یک شهرستان و منطقه در میاورد تا خواب را از چشم مدیران و رانندگان اداری برباید و گرد و خاک ناشی از راه اندازی این کارناوال ها، بارقه های امید را در دل مردمان محروم استان زنده کند.
شاید جاده های استان که همیشه محرومیت مردمانش را به نظاره نشسته بود و در برخی مواقع نیز خشمش باعث غم و اندوه میهمانانش که سوار بر مرکب های مرگ شده بودند را باعث می شد، فشارلاستیک خودروهای اداری را بیش از گذشته تحمل می کرد و شاید هر چند که می دانست اتفاقی نخواهد افتاد اما با لبخند و قهقه های مستانه اش مسیر را برای این کارناوال ها هموار می کرد.
جنگلها و درختان بلوط استان نیز چتر های خویش را گسترده بودند تا گرد و خاک ناشی از این استان پیمایی را بر خود بنشانند شاید که لبخندی بر لب مردمانش ببیند و خودش نیز همراه با آنان سرود شادی را بسراید.
علی محمد احمدی که خود را آشنا به این استان معرفی می کرد راز افشا شده توسعه نیافتگی در این استان را با صدای بلند فریاد می زد و شاید احساس می کرد که کشف تازه ای کرده، غافل از اینکه استان کهگیلویه و بویراحمد از پیر و جوان و زن و مرد قبلا این مهم را دریافته بودند که راز توسعه نیافتگی این استان در مدیریت ها نهفته است.
علی محمد احمدی که شاید به غیر از حرف زدن و شعار دادن برنامه ای برای توسعه استان نداشت تضعیف روحیه مدیران بومی در استان را چاشنی کار خود کرد و در هر فرصتی که دست می داد ضعف مدیریتی و ناکارآمدی آنان را به رخ نیروهای بومی می کشاند تا خود و تیم همراهش را به عنوان مغز متفکر توسعه و مدیریتی در استان قلمداد کند.
انتخاب علی محمد احمدی به عنوان استاندار کهگیلویه و بویراحمد به مانند دانش آموزی بود که از پایه ای به پایه دیگر می رود . همگان نیک می دانند که دو ماه اول سال تحصیلی زمانی مناسب برای سنجش میزان پیشرفت دانش آموزان نیست چرا که انتقال از پایه ای به پایه دیگر همیشه با اضطراب و استرس هایی همراه است و نیاز دارد تا به دانش آموزان زمان بدهیم تا بتوانند خود را با شرایط جدید از جمله دوستان، محیط، کتاب ها، معلمان و در نهایت فصلی تازه از تحصیل خود را وفق دهند و با شرایط جدید کنار بیایند.
در امور مدیریتی علی محمد احمدی نیز همین اتفاق روی داد چرا که ایشان به غیر از نمایندگی مجلس و چند سال مشاور بودن، سابقه مدیریتی در کارنامه خود نداشته است و باید زمانی سپری می شد تا باور کند که سکان مدیریتی استانی محروم اما دارای پتانسیل های بالقوه ای قوی برای توسعه را در دست گرفته و عنوان مدیریت ارشد و همچنین نماینده دولت در استان را بر عهده گرفته است. توپ و تشرهای آقای استاندار در جلسات متعدد بر سر مدیران بومی این استان بالا گرفت و هر روز در رسانه های استان از سنگ روی یخ کردن یکی یا چند تن از مدیران بومی استان خبری منتشر می شد. باز هم این مردم صبور استان بودند که احساس می کردند این نحوه مدیریت کردن، برنامه توسعه ای تدوین شده را در دست خود دارد و می تواند روزهای خوبی را نوید دهد و شاهد توسعه و رونق در استان باشند. شاید مدیران استانی نیز که مورد هجمه قرار می گرفتند به این امر راضی بودند تا شاید راهی و مفری برای گذر از توسعه نیافتگی در استان پیدا شود چرا که متعلق به این استان و منطقه بوده اند و قطعا توسعه استان را بهترین آرزوی خود می دیدند.
ماهها گذشت و این وضعیت همچنان ادامه داشت. هر چند که استاندار کهگیلویه و بویراحمد در بسیاری از موارد از معرفی مدیران ضعیف و ناکارآمد و برکناری آنها سخن می گفت اما نه از معرفی مدیران ناکارآمد و نه از برکناری آنها خبری منتشر نگردید. وعده های آقای استاندار و تیم مدیریتی او نیز مبنی بر ارایه برنامه توسعه ای و کارآمد در استان به فراموشی سپرده شد تا این وعده نیز در حد حرف و شعار باقی بماند. واگذاری برنامه کاری مدیران و ارجاع آنان به رئیس دفتر جوان و بی تجربه که همراه خود آورده بود دهن کجی و بی احترامی به مدیران بومی را به جایی رساند که بسیاری از مدیران دست از کار کشیده و به روزمرگی بیشتر از گذشته مشغول شدند چرا که بر این باور بودند که مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته اند. علی محمد احمدی در جهت تثبیت موقعیت خویش معاون عمرانی استاندار، که از نیروهای زحمتکش و مردمی بود قربانی نمود تا عزیز فیلی که از دوستان نزدیکش بود را به این سمت منصوب کند و با برگزاری جلسه باشکوه تودیع و معارفه برای او سنگ تمام بگذارد و با دادن القاب و عناوین مختلف در تلاش بود تا او را دانشمندی در امور عمرانی و کلیدی طلایی در گشایش قفل های پروژه های عمرانی استان معرفی کند. اما این کلید طلایی نیز از مس بود و تا کنون هیچ قفلی را نتوانست باز کند چرا که در برابر مشکلات موجود در استان سرخم کرد و او نیز به روزمرگی مشغول شد وبه حضور نمایشی در جلسات روی آورد. تا همان رفتارهای شعارگونه و خالی از برنامه ریزی علمی و مدون را که از مافوقش یاد گرفته بود به مرحله اجرا در بیاورد.
امتحانات نوبت اول دانش آموزان برگزار شد و اولیاء و مربیان به تجزیه و تحلیل پیشرفت های علمی و تحصیلی دانش آموزان پرداختند و نقاط ضعف و قوت آنان را برای پیگیری و بهبود وضعیت تحصیلی و تربیتی آنان مد نظر قرار دادند اما این تیم مدیریتی علی محمد احمدی بود که در این امتحانات نتوانست سربلند باشد و با بیان اینکه تازه شروع به کار کرده است فرجه ای دوباره خواست تا شاید بتواند با برگزاری کلاس های فوق برنامه گذشته خود را جبران نماید اما ساکن نبودن خانواده علی محمد احمدی در استان و قابل ندانستن این استان برای سکونت، مشکلات پیش روی استاندار پروازی را افزایش داد تا به تنهایی و در خانه ای مجردی همراه با رئیس دفتر و معاون عمرانیش به رتق و فتق امور بپردازد. یک پای در تهران و پای دیگر در پرواز تهران شیراز و طی کردن مسیر شیراز سپیدان یاسوج رمق کار و تلاش و برنامه ریزی را از استاندار بی تجربه استان گرفت تا وعده ها و توپ و تشرهای استاندار بر سر مدیران بومی استان فرو کش کند و فرصت مناسب برای برنامه ریزی را از دست بدهد. تنگ بودن حلقه های مشاوره ای آقای استاندار و عدم استفاده از مشاوران جوان، متخصص و متعهد بومی مانع از آن شد که تیم مدیریتی استان بتوانند برنامه ای تدوین شده و علمی را برای توسعه استان ارایه نمایند و روزمرگی بر استان بیش از گذشته چیره شود و نه تنها بارانی در این استان نبارید بلکه صدای رعد و برق های گوشخراش، دل این مردم را به درد آورد.
خرداد ماه، پایان سال تحصیلی در مدارس می باشد دانش آموزان بار دیگر کارنامه نوبت دوم و پایانی خود را دریافت کردند تا نتایج یکسال تحصیلی و تلاش های خود، اولیا و مربیان خویش را به نظاره بنشینند و رضایت و خوشحالی در چهره آنان نمایان شود. اما این تیم مدیریتی در استان بود که در این مرحله نیز در کارنامه خود مهر مردودی را مشاهده کرد و در پایان آن نیز نوشته شده بود « اگر باران نیستید لطفا رعد و برق نباشید ».
مرادی
Netherlands
سلام به عنوان یادداشت جهت انتشار به حضورتان ارسال می گردد

آقای استاندار؛
اگر باران نیستید لطفا رعد و برق نباشید
سال گذشته در حالی که بوی ماه مهر در سراسر ایران اسلامی و استان کهگیلویه و بویراحمد پیچیده بود و والدین فرزندان دلبند خود را با هزاران امید و آرزو و همچنین فرصتی برای طی کردن یک سال تحصیلی و دستیابی به ترقی و رشد تحصیلی راهی مدرسه می کردند، علی محمد احمدی نیز کیف خود را برداشته و همراه با دوستانش به استان چهار فصل کهگیلویه و بویراحمد سفر کرد تا سکان مدیریتی استان را در دست بگیرد و روزهای خوب و رو به توسعه و رشد را برای مردم محروم و زجر کشیده این منطقه نوید دهد. موسی خادمی استاندار بومی استان نیز که در طی مدت چهار سال گذشته نتوانسته بود نسبت به ارتقای شاخص های توسعه ای در استان گامی بردارد، کیف و رئیس دفتر خود را برداشته تا تجربیات دریافتی خود در چهار سال گذشته را در لرستان به مرحله اجرا در بیاورد. از همان روزهای اولیه صدارت دکتر احمدی در استان، پلاک قرمزهای استان کهگیلویه و بویراحمد آرامش نداشتند و هر روز کارناوال احمدی تازه واردT سر از یک شهرستان و منطقه در میاورد تا خواب را از چشم مدیران و رانندگان اداری برباید و گرد و خاک ناشی از راه اندازی این کارناوال ها، بارقه های امید را در دل مردمان محروم استان زنده کند.
شاید جاده های استان که همیشه محرومیت مردمانش را به نظاره نشسته بود و در برخی مواقع نیز خشمش باعث غم و اندوه میهمانانش که سوار بر مرکب های مرگ شده بودند را باعث می شد، فشارلاستیک خودروهای اداری را بیش از گذشته تحمل می کرد و شاید هر چند که می دانست اتفاقی نخواهد افتاد اما با لبخند و قهقه های مستانه اش مسیر را برای این کارناوال ها هموار می کرد.
جنگلها و درختان بلوط استان نیز چتر های خویش را گسترده بودند تا گرد و خاک ناشی از این استان پیمایی را بر خود بنشانند شاید که لبخندی بر لب مردمانش ببیند و خودش نیز همراه با آنان سرود شادی را بسراید.
علی محمد احمدی که خود را آشنا به این استان معرفی می کرد راز افشا شده توسعه نیافتگی در این استان را با صدای بلند فریاد می زد و شاید احساس می کرد که کشف تازه ای کرده، غافل از اینکه استان کهگیلویه و بویراحمد از پیر و جوان و زن و مرد قبلا این مهم را دریافته بودند که راز توسعه نیافتگی این استان در مدیریت ها نهفته است.
علی محمد احمدی که شاید به غیر از حرف زدن و شعار دادن برنامه ای برای توسعه استان نداشت تضعیف روحیه مدیران بومی در استان را چاشنی کار خود کرد و در هر فرصتی که دست می داد ضعف مدیریتی و ناکارآمدی آنان را به رخ نیروهای بومی می کشاند تا خود و تیم همراهش را به عنوان مغز متفکر توسعه و مدیریتی در استان قلمداد کند.
انتخاب علی محمد احمدی به عنوان استاندار کهگیلویه و بویراحمد به مانند دانش آموزی بود که از پایه ای به پایه دیگر می رود . همگان نیک می دانند که دو ماه اول سال تحصیلی زمانی مناسب برای سنجش میزان پیشرفت دانش آموزان نیست چرا که انتقال از پایه ای به پایه دیگر همیشه با اضطراب و استرس هایی همراه است و نیاز دارد تا به دانش آموزان زمان بدهیم تا بتوانند خود را با شرایط جدید از جمله دوستان، محیط، کتاب ها، معلمان و در نهایت فصلی تازه از تحصیل خود را وفق دهند و با شرایط جدید کنار بیایند.
در امور مدیریتی علی محمد احمدی نیز همین اتفاق روی داد چرا که ایشان به غیر از نمایندگی مجلس و چند سال مشاور بودن، سابقه مدیریتی در کارنامه خود نداشته است و باید زمانی سپری می شد تا باور کند که سکان مدیریتی استانی محروم اما دارای پتانسیل های بالقوه ای قوی برای توسعه را در دست گرفته و عنوان مدیریت ارشد و همچنین نماینده دولت در استان را بر عهده گرفته است. توپ و تشرهای آقای استاندار در جلسات متعدد بر سر مدیران بومی این استان بالا گرفت و هر روز در رسانه های استان از سنگ روی یخ کردن یکی یا چند تن از مدیران بومی استان خبری منتشر می شد. باز هم این مردم صبور استان بودند که احساس می کردند این نحوه مدیریت کردن، برنامه توسعه ای تدوین شده را در دست خود دارد و می تواند روزهای خوبی را نوید دهد و شاهد توسعه و رونق در استان باشند. شاید مدیران استانی نیز که مورد هجمه قرار می گرفتند به این امر راضی بودند تا شاید راهی و مفری برای گذر از توسعه نیافتگی در استان پیدا شود چرا که متعلق به این استان و منطقه بوده اند و قطعا توسعه استان را بهترین آرزوی خود می دیدند.

ماهها گذشت و این وضعیت همچنان ادامه داشت. هر چند که استاندار کهگیلویه و بویراحمد در بسیاری از موارد از معرفی مدیران ضعیف و ناکارآمد و برکناری آنها سخن می گفت اما نه از معرفی مدیران ناکارآمد و نه از برکناری آنها خبری منتشر نگردید. وعده های آقای استاندار و تیم مدیریتی او نیز مبنی بر ارایه برنامه توسعه ای و کارآمد در استان به فراموشی سپرده شد تا این وعده نیز در حد حرف و شعار باقی بماند. واگذاری برنامه کاری مدیران و ارجاع آنان به رئیس دفتر جوان و بی تجربه که همراه خود آورده بود دهن کجی و بی احترامی به مدیران بومی را به جایی رساند که بسیاری از مدیران دست از کار کشیده و به روزمرگی بیشتر از گذشته مشغول شدند چرا که بر این باور بودند که مورد تحقیر و تمسخر قرار گرفته اند. علی محمد احمدی در جهت تثبیت موقعیت خویش معاون عمرانی استاندار، که از نیروهای زحمتکش و مردمی بود قربانی نمود تا عزیز فیلی که از دوستان نزدیکش بود را به این سمت منصوب کند و با برگزاری جلسه باشکوه تودیع و معارفه برای او سنگ تمام بگذارد و با دادن القاب و عناوین مختلف در تلاش بود تا او را دانشمندی در امور عمرانی و کلیدی طلایی در گشایش قفل های پروژه های عمرانی استان معرفی کند. اما این کلید طلایی نیز از مس بود و تا کنون هیچ قفلی را نتوانست باز کند چرا که در برابر مشکلات موجود در استان سرخم کرد و او نیز به روزمرگی مشغول شد وبه حضور نمایشی در جلسات روی آورد. تا همان رفتارهای شعارگونه و خالی از برنامه ریزی علمی و مدون را که از مافوقش یاد گرفته بود به مرحله اجرا در بیاورد.
امتحانات نوبت اول دانش آموزان برگزار شد و اولیاء و مربیان به تجزیه و تحلیل پیشرفت های علمی و تحصیلی دانش آموزان پرداختند و نقاط ضعف و قوت آنان را برای پیگیری و بهبود وضعیت تحصیلی و تربیتی آنان مد نظر قرار دادند اما این تیم مدیریتی علی محمد احمدی بود که در این امتحانات نتوانست سربلند باشد و با بیان اینکه تازه شروع به کار کرده است فرجه ای دوباره خواست تا شاید بتواند با برگزاری کلاس های فوق برنامه گذشته خود را جبران نماید اما ساکن نبودن خانواده علی محمد احمدی در استان و قابل ندانستن این استان برای سکونت، مشکلات پیش روی استاندار پروازی را افزایش داد تا به تنهایی و در خانه ای مجردی همراه با رئیس دفتر و معاون عمرانیش به رتق و فتق امور بپردازد. یک پای در تهران و پای دیگر در پرواز تهران شیراز و طی کردن مسیر شیراز سپیدان یاسوج رمق کار و تلاش و برنامه ریزی را از استاندار بی تجربه استان گرفت تا وعده ها و توپ و تشرهای استاندار بر سر مدیران بومی استان فرو کش کند و فرصت مناسب برای برنامه ریزی را از دست بدهد. تنگ بودن حلقه های مشاوره ای آقای استاندار و عدم استفاده از مشاوران جوان، متخصص و متعهد بومی مانع از آن شد که تیم مدیریتی استان بتوانند برنامه ای تدوین شده و علمی را برای توسعه استان ارایه نمایند و روزمرگی بر استان بیش از گذشته چیره شود و نه تنها بارانی در این استان نبارید بلکه صدای رعد و برق های گوشخراش، دل این مردم را به درد آورد.
خرداد ماه، پایان سال تحصیلی در مدارس می باشد دانش آموزان بار دیگر کارنامه نوبت دوم و پایانی خود را دریافت کردند تا نتایج یکسال تحصیلی و تلاش های خود، اولیا و مربیان خویش را به نظاره بنشینند و رضایت و خوشحالی در چهره آنان نمایان شود. اما این تیم مدیریتی در استان بود که در این مرحله نیز در کارنامه خود مهر مردودی را مشاهده کرد و در پایان آن نیز نوشته شده بود « اگر باران نیستید لطفا رعد و برق نباشید ».


غلامرضا مرادی ده بزرگ
مهدوي
Iran, Islamic Republic of
درود بر رضاتوفيقي ، مرد روزهاي سخت ، ما جوانان اصلاح طلب استان تا پاي جان از شما حمايت ميكنيم ، نگران كسانيكه با فرصت طلبي ميخوان اصلاح طلبي را استحاله كنند نباش ، استاندار فقط پاسخگوي نمايندگان است ، كو اصل تفكيك قوا ؟!! مديران فقط به تداوم مديريت خودشان مينديشند . كاش ميشد اعضاي ستاد هر ماه جلسه ميزاشتند و مطالبات مردم را پيگيري مبكردند،
علی کرمی
Iran, Islamic Republic of
درود خدا بر سید شجاع اصلاحات و زبان گویای اصلاح طلبان باید جلوی ستاندار اصولگرا گرفته شود
خ..
Iran, Islamic Republic of
حنای شما رنگی ندار. دوباره نزدیک انتخابات شد و سکوت شما شکست. پس از انتخابات نیز سکوت خواهید کرد.
فساد موجب بحران اعتبار است

فساد موجب بحران اعتبار است

هر قانونی یا مقرره‌ای فی نفسه نمی تواند حاکمیت قانون ایجاد ‌کند؛ چون باید شرایط گوناگونی ...
نگرانی از اتهام‌زنی، اصلاح طلبان را در موضعی انفعالی قرارداد

نگرانی از اتهام‌زنی، اصلاح طلبان را در موضعی انفعالی قرارداد

برخلاف تصور، این وضعیت فشارها را به اصلاح طلبان بیشتر و اصلاح‌طلبان را به بازی محدود ...
راي به تماشای اعدام

راي به تماشای اعدام

در نهایت باید گفت که طرح ممنوعیت نحوه اجرای احکام اعدام، قطع عضو و نقص عضو در ملأعام ...