تاریخ انتشار
شنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۷ ساعت ۲۰:۵۸
کد مطلب : ۴۰۳۸۸۴
به مناسبت گرامیداشت روز حافظ

برگزاری همایش روز «حافظ »در دهدشت/منطقیان:شعر حافظ بیانگر روزگار تزویر و ریا

۰
کبنا ؛به همت سازمان مردم نهاد ققنوس همایش بزرگداشت روز حافظ پنج شنبه( 26
مهرماه)با حضور خاصی از فارس  و چهره های سیاسی شهرستان و نیز جمعی از جوانان و دوستداران حافظ در سالن اجتماعات اتاق اصناف شهرستان کهگیلویه برگزار شد.
محمود منطقیان در این همایش اظهار کرد: راه و مذهب عرفانی و اجتماعی حافظ، دعوت به عشق و آزادگی و شاد و رندانه زیستن است و طریق رسیدن به این جایگاه، معرفت ژرف و یکرنگ و پاک زیستن است. 
منطقیان عنوان کرد: حافظ به روشنی خود را بنده و راهرو عشق و حلقه به گوش درِ میخانه عشق می داند و صدایی خوشتر از صدای عشق نمی شناسد؛
فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم
تا شدم حلقه به گوش در ِمیخانه عشق
هردم آید غمی از نوع به مبارکبادم.
وی ادامه داد:دم خوش را در هر زمانی دم عشق می داند و خویش را سوخته و شهره عشق در شهر می شناسد؛
منم که شهره شهرم به عشق ورزیدن
منم که دیده نیالوده ام به بد دیدن
هرگه دل به عشق دهی خوش دمی بود
در کار خیر حاجت هیچ استخاره نیست.
جان رفت در سرِ مَی و حافظ به عشق سوخت
عیسی دمی کجاست که احیای ما کند
منطقیان با اشاره به راه برگزیده حافظ  از بین راه های عشق افزود: در میان راههای رسیدن به عشق و مستی، راه رندی را برگزید و خود را رند عالم سوز می داند که مصلحت و سازگاری با شرایط را نمی پسندد و به آن تن در نمی دهد؛
شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
زدیم بر صف رندان و هر چه باداباد
فرصت شمار طریقه رندی که این نشان
چون راه گنج بر همه کس آشکاره نیست
رند عالم سوز را با مصلحت بینی چه کار.
کار ملک است آنکه تدبیر و تآمل بایدش
 
الگوگیری حافظ از استوره های کهن ایرانی / شعر حافظ بیانگر روزگار خشک مقدسی و دین فروشی / دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم + تصاویر
منطقیان در ادامه صحبت های خود در وصف حافظ بیان داشت: حافظ در راه عشق و عرفانِ خود از الگوها و اسطوره های کهن ایران بهره برده و فراوان نظر داشته است.
وی ادامه داد: حافظ با یاد کردن بسیار از پیر مغان و خرابات مغان و دیر مغان نشان داده است که دل به پیر مغان و خرابات مغان در راه خویش سپرده است و در این راه خود را مرید پیر مغان دانسته است
 و از او نیز عشق و مستی آموخته است؛
مرید پیرمغانم زمن مرنج ای شیخ
چرا که تو وعده کردی و او بجای آورد
بنده پیرمغانم که زجهلم برهاند
پیر ما هرچه کند عین عنایت باشد
در خرابات مغان نور خدا می بینم
این عجب بین که چه نوری، زکجا می بینم
آن روز بر دلم درِمعنی گشوده شد
کز ساکنان درگه پیرمغان شدم
از آن به دیرمغانم عزیز می دارند
که آتشی که نمیرد همیشه دردل ماست
چهره سیاسی اصلاح طلب کهگیلویه در مورد نگاه ویژه حافظ از الگوها و اسطوره های کهن ایران تصریح کرد: حافظ با آوردن نمونه هایی از شاهنامه فردوسی روشن کرده است که به الگوها و اسطوره های کهن ایران نگاه ویژه داشته است و از آنها در طریق عرفان و راه خویش سرمشق گرفته است.
وی افزود: برای نمونه به "جام جهان بین" که نماد دل پاک عارف است، فراوان نظر داشته است که آنرا جام جمشید و جام کیخسرو نیز لقب داده اند.
وی ادامه داد: اشاره به رستم، قهرمان شاهنامه و برخی داستانهای دیگر شاهنامه، از دلبستگی و سرمشق گرفتن حافظ از الگوها و اسطوره های کهن ایران نیز حکایت دارد.
جمشید جز حکایت جام ازجهان نبرد
زنهار دل مبند بر اسباب دنیوی
گرت هواست که چون جم به سِرِ غیب رسی
بیا و همدم جام جهان نما می باش
دلی که غیب نمای است و جام جم دارد
زخاتمی که دمی گم شود چه غم دارد؟
قدح به شرط ادب گیر، زانکه ترکیبش
زکاسه سرِ جمشید است و بهمن است و قباد
بیفشان جرعه ای برخاک وحال اهل دل بشنو
که از جمشید و کیخسرو فراوان داستان دارد
سوختم در چاه صبراز بهر آن شمع چِگِل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی؟
شاه ترکان چون پسندید و به چاهم انداخت.
دستگیر ار نشود لطف تهمتن چه کنم؟
 
الگوگیری حافظ از استوره های کهن ایرانی / شعر حافظ بیانگر روزگار خشک مقدسی و دین فروشی / دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم + تصاویر
منطقیان در ادامه ابراز داشت: سومین موضوعی که به آن اشاره می کنم  "رنگ زمانه در شعر حافظ" است که در این باره با آوردن نمونه هایی بر این باور تکیه میکنم که حافظ در غزلهایش حال و روز و رنگ زمانه خویش را به خوبی وا نموده است و نشان داده است که در روزگار او چه می گذشت و مردم آن روزگار در چه شرایطی می زیسته اند و چه فرهنگ و طبقاتی در زمانه اش خود نمایی میکرده است؛مانند مفتی، شیخ، فقیه، محتسب، زاهد، واعظ، صوفی و نمونه های دیگر.
این چهره سیاسی اصلاح طلب در تشبیهی به روزگار شعر حافظ عنوان کرد: شعر حافظ بیانگر روزگار خشک مقدسی و دین فروشی و ترویج ریا و تزویر و دوگانگی ها در گفتارها و کردارها است. 
وی در اشاره به تزویر و دوریی کردار و رفتار انسان ها ادامه داد: همه در این روزگار بر چهره خود نقاب زده اند و آنچه بر زبان می آورند در کردارشان دیده نمی شود و درظاهر یک جور جلوه می کنند و در خلوت دست به کار دیگر می زنند.
منطقیان با توصیف شعر حافظ و تشبیه آن به آینه ابراز کرد:شعر حافظ نه تنها بیانگر حال و روز زمان خویش است بلکه همانند آینه ایست که حال و روز آینده و روزگاران دیگر را هم می توان در آن دید و سنجید؛
زاهدان کاین جلوه بر محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
می خور که شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
چون نیک بنگری همه تزویر می کنند.
عنان به میکده خواهیم تافت زین مجلس
که وعظ بی عملان واجب است نشنیدن.
مبوس جز لب معشوق و جام می حافظ
که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن
فقیه مدرسه دی مست بود و فتوی داد
که می حرام ولی بهتر زمال اوقاف است
منطقیان عنوان کرد: از جانب دیگر وضعیت ظالمانه روزگار حافظ و موقعیت یافتن فرومایگان و ناشایستگان زمانه در شعر او به خوبی نمایان است؛
عقاب ظلم گشاده است بال در همه شهر.
کمان گوشه نشینی و تیرآهی نیست
عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن
که نیست بر سر ِراهی که دادخواهی نیست
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن.
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
زمانه به مردم نادان دهد زمام مراد
تو اهل فضلی و دانش همین گناهت بس
سبب مپرس که چرخ از چه سفله پرور شد
که کام بخشی او را بهانه بی سببی است
آب و هوای فارس عجب سفله پرور است
کو همرهی که خیمه از این خاک برکنم
به روز واقعه غم با شراب بایدگفت
که اعتماد به کس نیست در چنین زمنی.
و نیز غزلهایی بامطلع؛
"یاری اندر کس نمی بینم یاران را چه شد"
و
"سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی"
وی افرود: همه بیانگر رنج وغم و ستمکاری زمانه حافظ است
و نیز در زمانه حافظ می بینیم که مردم باتوجه به شرایط خشک و نامناسب روزگار از شادی و زندگی بانشاط بی بهره اند وبهارشان چون خزان زرد، دلگیر و ناشاد می گذردو این است که حافظ درچنین روزگاری از مردم می خواهد تا در هنگام تنگدستی ونداشتن، به عیش و خوشی و سرمستی روی آورند؛
"هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی
کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را."
منطقیان با اشاره و تشبیه روزگار حافظ به حال و روز فعلی مردم تصریح کرد: اما در این زمانه خشک وبی روح، پریشانی و بی نشاطی مردم به خوبی در شعر حافظ نمایان است، زمانه ای که در اثر ظلم و ترویج ریا و تزویر، رنگی از شادی ندارد و جوانان پژمرده مانند بلبلانِ دلگیر و افسرده در فصل گل و بهار، از شادی و نغمه سرایی افتاده اند چون که در آن روزگار پریشان، راه را بر شادی و شادمانی بسته است و رنگ نشاط از چهره مردم پریده است؛
"حافظ این حال عجب با که توان گفت که ما
بلبلانیم که در موسم گل خاموشیم. 
منطقیان در پایان صحبت های خود با توضیح و برداشت از غزلی از حافظ با مطلع؛
دوستان وقت گل آن به که به عشرت کوشیم...
صحبت های خود را به پایان رساند.
 




نام شما

آدرس ايميل شما

در جست و جوی رفاه معیشتی

در جست و جوی رفاه معیشتی

اما با وجود آنکه هنوز جزئیات کاملی از آنچه دولت برای سال آینده در نظر دارد منتشر نشده ...
زنی که از خورشید فراری است و به آب پناه می‌برد (+عکس)

زنی که از خورشید فراری است و به آب پناه می‌برد (+عکس)

زن ۶۵ ساله هندی ۲۰ سال است که از طلوع آفتاب تا غروب تا گردن در آب فرو می‌رود برای اینکه ...
برکات فینال آسیا و آزادي بدون روتوش

برکات فینال آسیا و آزادي بدون روتوش

در طرف مقابل بازیکنان پرسپولیس با ارائه یک بازی پر اشتباه که در برخی اوقات احساسی می‌شد،...